کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – برای مدت طولانی، تصور میشد که واکنشهای تروما فقط به جنگ یا گریز محدود میشوند. با این حال، پیت واکر (Pete Walker) مددکار اجتماعی و روانشناس سرشناس آمریکایی، این چارچوب را گسترش داد و چهار پاسخ اولیه به تروما، یعنی «مقابله کردن، فرار کردن، تسلیم شدن و همرنگ شدن» را پایه گذاری کرد.
این پاسخها مکانیسمهای غریزی بقا هستند که ریشه عمیقی در بدن و ذهن ما دارند و به عنوان راهی برای زنده ماندن در محیطی آسیبزا توسعه یافتهاند.
با این حال، اگرچه واکنشهای استرسزای رایج زمانی بخش عمدهای از بقای ما در دوران کودکی بودند، اما اگر نتوانیم راههای سالمتری برای مقابله با آنها پیدا کنیم، میتوانند بر روابط ما در بزرگسالی تأثیر بگذارند.

مقابله کردن: «اگر همه چیز را کنترل کنم، در امان خواهم بود.»
نشانههای رایج:
- زود عصبانی شدن یا زودرنجی
- پرخاشگری کلامی یا فیزیکی
- رفتارهای کنترلگرانه یا کمالگرایی
وقتی احساس خطر یا آسیبپذیری میکنید، غریزه شما ممکن است این باشد که با حفظ قدرت و کنترل از خود محافظت کنید. اگرچه این پاسخ میتواند به تعیین مرزها کمک کند، اما میتواند منجر به تنش و مشکل در روابط نیز شود، به خصوص اگر شریک زندگی شما از واکنشهای شما احساس ناراحتی کند و معتقد باشد که نمیتواند با خیال راحت با شما صحبت کند.
اتابک در خانهای آشفته و پر از خشونت بزرگ شد که در آن سرسخت بودن برای بقایش ضروری بود. در بزرگسالی، او اغلب برای دیگران فردی سرسخت و ترسناک به نظر میرسد. در روابط، اتابک وقتی احساس میکند که مورد سوء تفاهم قرار گرفته یا وقتی احساس میکند که از او سوءاستفاده میشود، تمایل به حمله دارد. با گذشت زمان، همسرش به دلیل احساس ترس از خشم و پرخاشگری اتابک، سکوت اختیار میکند.
فرار کردن: «اگر سرم شلوغ باشد یا به حرکت ادامه دهم، هیچ چیز نمیتواند به من آسیبی برساند.»
نشانههای رایج:
- کار بیش از حد یا برنامهریزی بیش از حد به عنوان نوعی اجتناب
- اجتناب از رویارویی یا احساسات
- غرق شدن در صفحه تلفن همراه، بازی یا سایر حواسپرتیها
این نوع از واکنش استرس ناشی از نیاز به فرار از پریشانی (چه جسمی و چه روحی) است. از بیرون، ممکن است مانند بهرهوری بالا، کار بیش از حد، حواسپرتی یا اجتناب واقعی به نظر برسد. افرادی که واکنش گریز یا فرار دارند، اغلب سعی میکنند از رویارویی با ناراحتیها امتناع کنند، که میتواند حفظ صمیمیت در روابط را دشوار کند.
سوگل از مکالمات سخت با شریک زندگیاش اجتناب میکند و وقتی احساس ناراحتی یا ناامیدی میکند، بلافاصله برای ساعتها به کار خود پناه میبرد. شریک زندگیاش احساس نادیده گرفته شدن و طرد شدن میکند و کینه شروع به شکلگیری میکند. (پیشنهاد میشود مطلب مسیر غیر متعارف برای رهایی از استرس و اضطراب را مطالعه کنید.)
تسلیم شدن: «اگر بیحس یا ناپدید شوم، شاید در امان باشم.»
نشانههای رایج:
- احساس گیر افتادن، بیحسی یا فاصله گرفتن
- مشکل در تصمیمگیری یا اقدام
- کنارهگیری از روابط یا مسئولیتها
واکنش تسلیم شدن، گاهی اوقات به عنوان روش بدن برای وانمود کردن به مردن برای جلوگیری از خطر یا آسیب در نظر گرفته میشود. افرادی که در حالت تسلیم هستند، ممکن است در ظاهر آرام به نظر برسند، اما ممکن است در درون خود احساس غرق شدن یا فلج شدن کنند. در روابط، میتواند منجر به مشکل در ابراز نیازها یا پاسخ به شریک زندگی در زمان نیاز او شود.
در طول درگیری، مازیار کاملاً ساکت میشود. او این حالت را «تهی شدن» و احساس یخزدگی توصیف میکند و میگوید که قادر به تفکر واضح یا صحبت کردن نیست. همسرش این را بسیار ناامیدکننده میداند، زیرا سکوت او را به عنوان بیتوجهی او به خودش یا رابطهاش تفسیر میکند.
همرنگ شدن: «اگر همه را خوشحال کنم، طرد نخواهم شد.»
علائم رایج:
- مشکل در گفتن «نه» یا اولویت دادن به نیازهای دیگران بر نیازهای خود
- اجتناب از درگیری به هر قیمتی
- احساس گناه یا ترس هنگام بیان نیازها یا مرزها
واکنش بچهگانه، واکنشی آسیبزا است که بر اساس استفاده از خشنودسازی دیگران به عنوان نوعی استراتژی بقا برای ایمن ماندن و «دوست داشته شدن» در روابط ساخته شده است. اگرچه این واکنش ممکن است به ما در جلوگیری از درگیری یا سوءاستفاده با مراقبانمان کمک کرده باشد، اما میتواند منجر به مشکل در صمیمیت و مرزبندی با دیگران در بزرگسالی شود.
سارا خیلی زود یاد گرفت که نیازهای دیگران را پیشبینی کند و از ایجاد مشکل برای دیگران خودداری کند. حالا در بزرگسالی، سارا دائماً بیش از حد از خودش کار میکشد، به همه بله میگوید (حتی وقتی خسته است) و وقتی کسی حتی کمی از او ناراحت است، مضطرب میشود. شوهرش از اینکه او خودش را به او میسپارد، رنجیده خاطر شده است، احساس میکند که او برای او وقت ندارد و رابطهشان برایش اولویت ندارد. (پیشنهاد میشود مطلب درمان سوماتیک، کلید پنهان درمان استرس مزمن را مطالعه کنید.)
سوالاتی که باید در نظر بگیرید
- کدام یک از این موارد را بیشتر انجام میدهم؟
- آیا در موقعیتهای مختلف یا با افراد مختلف، متوجه پاسخهای متفاوتی میشوم؟
- این پاسخها چگونه بر روابط من یا توانایی من در مدیریت استرس تأثیر گذاشتهاند؟
- اگر دفعه بعد واکنش متفاوتی نشان دهم، چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟
گزیدهای از راهنما و نقشهای برای بهبودی از آسیبهای دوران کودکی، نوشته پیت واکر (Pete Walker)
«پیشنهاد میشود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای شناخت و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»
مطالب مشابه:
- استرس مالی و 6 اشتباه همسران
- استرس چگونه میتواند منجر به سرطان شود
- راهکارهای طبیعی برای کاهش استرس و آرام کردن سیستم عصبی
- مدیریت استرس سیاسی
- آیا ترس از اشتباه شما را فلج کرده است؟
- مقابله با استرس در محل کار
- آنچه باید در مورد استرس و سلامتی بدانید
- 7 روش جلوگیری از واکنش بیش از حد به استرس
- نوشتن کارهای یا وظایف روزانه کنترل استرس
- مراقبهای برای رهایی از سرگردانی ذهن
- احساس میکنید مهم نیستید و برای دیگران اهمیت ندارید؟
- احساساتی که مغز را تسخیر میکنند
- آسیب پنهان ابراز احساسات
- وقتی درد دیروز، امروز را میبلعد
- ۷ عادت ذهنی ناسالم که شما را در زندگی عقب نگه میدارد
- زندگی با بیش فعالی (ADHD) و میل به خودتخریبی
- شش چالش رایج زندگی و نحوه کنار گذاشتن آنها