بازگشت به مدرسه معمولاً با فهرستی بلند از کارها همراه است؛ خرید لوازمالتحریر، تنظیم ساعت خواب، آماده کردن لباسها، هماهنگی سرویس، برنامه ریزی تغذیه و کمک به کودکان برای سازگار شدن دوباره با محیط مدرسه. اما برای والدین، آغاز سال تحصیلی فقط به معنای تغییر برنامه فرزندان نیست. این دوره میتواند فرصتی برای بازتعریف رابطه والدین با خودشان نیز باشد.
تابستان، به ویژه برای والدینی که مسئولیت مراقبت از فرزندان را بیشتر بر عهده دارند، ممکن است مرز میان «من بهعنوان والد» و «من بهعنوان یک فرد» را کمرنگ کند. برنامههای شخصی، علایق، روابط اجتماعی، فعالیتهای حرفهای و حتی زمان استراحت ممکن است به حاشیه بروند. با آغاز مدرسه، نظم بیشتری به زندگی بازمیگردد و همین نظم میتواند فضای روانی تازهای ایجاد کند؛ فضایی برای اینکه والدین دوباره از خود بپرسند: من جدا از نقش والدگری چه کسی هستم؟

چرا شروع مدرسه میتواند نقطه عطفی برای والدین باشد؟
روالهای روزمره فقط ابزارهایی برای مدیریت زمان نیستند. مغز انسان با الگوهای قابل پیشبینی احساس امنیت و کنترل بیشتری تجربه میکند. وقتی زمان خواب، بیدار شدن، کار، مدرسه، وعدههای غذایی و استراحت تا حدی قابل پیشبینی میشوند، بخشی از انرژی ذهنی که صرف تصمیم گیریهای مداوم میشود آزاد خواهد شد.
در تابستان، بسیاری از خانوادهها با برنامهای انعطاف پذیرتر زندگی میکنند. خواب دیرتر، سفر، مهمانی، تعطیلات و تغییرات مداوم در برنامه میتواند لذت بخش باشد، اما برای بعضی والدین همین بینظمی باعث میشود احساس کنند کنترل کمتری بر زمان و زندگی خود دارند.
شروع مدرسه فرصتی است تا خانواده دوباره یک چارچوب مشخص پیدا کند. این چارچوب الزاماً نباید سختگیرانه باشد. یک برنامه منعطف میتواند به والدین کمک کند بخشی از زمان خود را دوباره بازیابی کنند؛ زمانی برای کار، ورزش، ارتباط با دیگران، یادگیری، استراحت یا حتی انجام کاری که صرفاً برای خودشان لذت بخش است.
هویت والدین نباید در نقش والدگری خلاصه شود
والد بودن یکی از مهمترین نقشهای زندگی است، اما تمام هویت انسان نیست. با این حال، گاهی مسئولیتهای والدگری آنقدر گسترده میشوند که فرد به تدریج سایر بخشهای هویت خود را فراموش میکند.
ممکن است مادری سالها بیشتر وقت خود را صرف مراقبت از فرزند، مدیریت خانه و پاسخ دادن به نیازهای خانواده کرده باشد و کمتر فرصت داشته باشد درباره علایق و اهداف خودش فکر کند. یا پدری ممکن است بخش زیادی از انرژی خود را صرف تأمین مالی خانواده و پیشرفت شغلی کند و از نیازهای شخصی خود فاصله بگیرد.
شروع مدرسه میتواند فرصتی برای بازگرداندن تعادل باشد. سؤال مهم این نیست که «حالا که بچهها مدرسه میروند چه کار کنم؟» بلکه میتوان پرسید: «حالا چه بخشی از خودم را میتوانم دوباره به زندگیام برگردانم؟»
شاید پاسخ، ادامه یک مسیر شغلی باشد. شاید شروع یک دوره آموزشی، بازگشت به یک سرگرمی قدیمی، دیدار با دوستان یا اختصاص دادن زمانی منظم برای خودمراقبتی باشد.
هویت سالم، هویتی چندلایه است والدگری میتواند بخش مهمی از آن باشد، اما نباید همه آن را تشکیل دهد. (پیشنهاد میشود مطلب نقش والدین در شکل گیری هویت مستقل در کودکان را مطالعه کنید.)
بازگشت به کار، فراتر از درآمد
برای برخی والدین، آغاز سال تحصیلی با بازگشت به کار همراه است. این بازگشت میتواند احساسات متناقضی ایجاد کند. از یک سو ممکن است فرد از داشتن فضای حرفهای، استقلال مالی، ارتباطات اجتماعی و احساس کارآمدی لذت ببرد؛ از سوی دیگر ممکن است احساس گناه کند که زمان کمتری را با فرزندش میگذراند.
این احساس گناه لزوماً نشانه تصمیم اشتباه نیست. گاهی فقط نشان میدهد فرد بین دو ارزش مهم (مراقبت از خانواده و توجه به رشد فردی) در حال ایجاد تعادل است.
کار نیز میتواند بخشی از هویت و سلامت روان باشد. احساس توانمندی، داشتن هدف، تعامل اجتماعی و تجربه پیشرفت میتواند بر رضایت کلی از زندگی تأثیر بگذارد. بنابراین بازگشت والدین به فعالیت حرفهای را نباید صرفاً از زاویه درآمد ارزیابی کرد.
البته این موضوع به معنای آن نیست که همه والدین باید به کار تمام وقت بازگردند. انتخاب مناسب برای هر خانواده متفاوت است. مهم این است که تصمیم از روی اجبار، ترس یا فشار اجتماعی گرفته نشود و فرد بتواند نیازهای خود و خانواده را همزمان در نظر بگیرد.
چرا والدین به «زمان بدون نقش» نیاز دارند؟
یکی از نیازهای کمتر دیدهشده والدین، داشتن زمانی است که در آن مسئول مستقیم هیچکس نباشند. حتی زمانی که والد در خانه استراحت میکند، ممکن است ذهن او همچنان درگیر این باشد که کودک چه چیزی باید بخورد، تکالیفش انجام شده یا نه، لباسها آماده هستند یا چه کاری برای فردا باید انجام شود.
بنابراین «زمان آزاد» الزاماً به معنای زمانی نیست که در آن کار دیگری انجام نمیدهیم. زمان واقعی برای خود، زمانی است که فرد بتواند بدون احساس مسئولیت دائمی، توجهش را به نیازهای خودش معطوف کند.
این زمان میتواند کوتاه باشد. پانزده دقیقه مطالعه، پیاده روی کوتاه، نوشیدن قهوه در سکوت، گوش دادن به موسیقی یا گفتگویی بدون حضور کودکان ممکن است در ظاهر ساده به نظر برسد، اما اگر به صورت منظم اتفاق بیفتد، میتواند به بازسازی انرژی روانی کمک کند.
روال پاییزی را به لنگر تبدیل کنیم
گاهی وقتی تصمیم میگیریم زندگی را منظمتر کنیم، فهرستی طولانی از اهداف میسازیم. ورزش روزانه، رژیم غذایی، مطالعه، پیشرفت شغلی، یادگیری مهارت جدید، معاشرت بیشتر و مراقبت از خود.
مشکل این است که چنین فهرستی میتواند خیلی زود به منبع دیگری برای احساس شکست تبدیل شود. روالهای پاییزی بهتر است کوچک و قابل اجرا باشند. به جای اینکه بخواهیم همه چیز را یک باره تغییر دهیم، میتوان چند «لنگر» روزانه ایجاد کرد. مثلاً:
- ساعت مشخصی برای خواب و بیداری
- زمانی مشخص برای شروع و پایان کار
- یک فعالیت بدنی کوتاه در طول روز
- زمان مشخص برای ارتباط با همسر یا دوستان
- زمانی بدون تلفن همراه و مسئولیتهای خانوادگی
- یک فعالیت شخصی که فقط برای خود فرد است
هدف، ساختن زندگی کاملاً منظم نیست. هدف ایجاد فضایی است که در آن فرد بتواند دوباره خودش را پیدا کند. (پیشنهاد میشود مطلب ما زندگی میکنیم یا زندگی میشویم؟ را مطالعه کنید.)
مراقبت از خود، خودخواهی نیست
یکی از موانع مهم خود مراقبتی در والدین، تصور «خودخواهانه بودن» آن است. برخی والدین احساس میکنند اگر برای خودشان وقت بگذارند، از مسئولیت هایشان فاصله گرفتهاند.
اما مراقبت از خود به معنای نادیده گرفتن خانواده نیست. برعکس، والدینی که به اندازه کافی استراحت میکنند، حمایت اجتماعی دارند و فرصت بازیابی روانی پیدا میکنند، معمولاً ظرفیت بیشتری برای پاسخگویی به نیازهای فرزندان خواهند داشت.
البته خودمراقبتی قرار نیست تبدیل به یک پروژه جدید برای والدین شود. قرار نیست فرد به دلیل اینکه هر روز ورزش نکرده یا نتوانسته مدیتیشن کند، احساس گناه بیشتری داشته باشد.
گاهی مراقبت از خود یعنی «کمتر انجام دادن».
گاهی یعنی پذیرفتن اینکه همه کارها ضروری نیستند.
گاهی یعنی کمک خواستن.
و گاهی یعنی اجازه دادن به خود برای اینکه بدون احساس گناه، چند ساعت فقط یک انسان باشد، نه مدیر خانه، نه کارمند، نه پدر و نه مادر. (پیشنهاد میشود مطلب چرا خودمحور بودن میتواند مفید باشد؟ را مطالعه کنید.)
بازگشت به خود با قدمهای کوچک
آغاز سال تحصیلی میتواند یک فرصت نمادین باشد؛ فرصتی برای بازگشت به ساختار، اما همچنین بازگشت به بخشهایی از خود که در میان مسئولیتهای روزمره گم شدهاند. برای شروع لازم نیست تصمیم بزرگی گرفته شود. میتوان با چند سؤال ساده آغاز کرد:
- قبل از اینکه بیشتر درگیر مسئولیتهای خانوادگی شوم، چه چیزهایی برایم مهم بود؟
- کدام بخش از زندگیام را دلم میخواهد دوباره تجربه کنم؟
- اگر هر هفته فقط چند ساعت برای خودم داشته باشم، دوست دارم آن را چگونه سپری کنم؟
- چه چیزی در زندگی فعلی به من انرژی میدهد و چه چیزی انرژی میگیرد؟
- آیا سبک زندگی فعلی من با ارزشهایی که واقعاً برایم مهم هستند هماهنگ است؟
پاسخ به این سؤالها ممکن است مسیر تازهای ایجاد کند. مسیری که در آن والدگری، شغل، روابط و هویت فردی در مقابل یکدیگر قرار نمیگیرند، بلکه در کنار هم جای میگیرند.
پاییز، فرصتی برای دوباره ساختن تعادل
بازگشت به مدرسه فقط بازگشت کودکان به کلاس درس نیست. برای والدین نیز میتواند آغاز فصل تازهای باشد؛ فصلی برای تنظیم دوباره زمان، مرزها و اولویتها.
قرار نیست با شروع پاییز والدین ناگهان زندگی کاملاً متعادل و بدون استرسی داشته باشند. والدگری همچنان مسئولیتهای خود را دارد، کار همچنان چالشهای خودش را دارد و زندگی همیشه مطابق برنامه پیش نمیرود.
اما یک روال مناسب میتواند چیزی ارزشمند به والدین بدهد: فضا.
فضا برای فکر کردن، برای کار کردن، برای استراحت، برای ارتباط و مهمتر از همه، برای به یاد آوردن اینکه پیش از آنکه والد باشیم، انسانهایی با نیازها، علاقهها، استعدادها و هویت مستقل هستیم.
شاید به همین دلیل بتوان بازگشت به مدرسه را جور دیگری دید. نه فقط بازگشت کودکان به مدرسه، بلکه فرصتی برای بازگشت والدین به خود.
«پیشنهاد میشود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای آشنایی و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»
مطالب پیشنهادی:
- صداقت، پایهی خودِ باثبات
- ۵ مهارت ضروری برای تسلط بر خود
- نصیحت شوپنهاور به کودکان و نوجوانان بااستعداد
- وقتی فرزندمان آن کسی نیست که تصور میکردیم
- سکوت، شگفتی و ناخودآگاه
- چرا فرزندپروری به شیوه دلخواهتان ممکن نیست؟
- نقش والدین در تصویر سازی کودکان از بدن خود
- سه اشتباه رایج والدین که احترام فرزندان بزرگسال را از بین میبرد
- چه داستانی را برای خودتان تعریف میکنید؟
- با شناخت نقشه ذهنی خود، خودتان را کشف کنید
- چگونه ارزش های خود را بشناسیم؟
- تاثیر منفی غریزه والدین بر تربیت فرزندان
- اگر فرزندمان با فرد اشتباهی در ارتباط باشد، چه واکنشی داشته باشیم؟
- خود کاذب؛ زندانی که خودمان ساختهایم
- والدین هلیکوپتری چه کسانی هستند و فرزندپروری هلیکوپتری چگونه است؟
- خودپنداره، آینه درونی واقعیت شما
- نوجوانان و نیاز به تعلق خاطر
- آنچه والدین سالمند میخواهند فرزندان بزرگسالشان درک کنند
- فرزندان بزرگسال و فشار برای کامل بودن
- وقتی فرزند بزرگسالتان از شما عصبانی است