تروما چگونه باعث ایجاد اختلالات خلقی می‌شود؟ - کلینیک روانشناسی آوان | مرکز مشاوره روانشناختی

تروما چگونه باعث ایجاد اختلالات خلقی می‌شود؟

فهرست مطالب

نکات کلیدی این مطلب:

  • برای مغز، تروما می‌تواند به اندازه بریدگی عمیق یا شکستگی استخوان دردناک باشد.
  • وقتی سوءاستفاده، بی‌توجهی یا بی‌ثباتی در زندگی کودک عادی می‌شود، سیستم ایمنی بدن او فعال باقی می‌ماند.
  • آسیب به ماده سفید مغز، ممکن است سیستم ارتباطی داخلی مغز را مختل کند.

کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – بیشتر افراد آگاه از اینکه چگونه تروما یا تجربیات آسیب‌زای دوران کودکی اغلب با مشکلات جدی سلامت روان در مراحل بعدی زندگی مرتبط هستند، آگاه هستند. با این حال، آنچه افراد کمی می‌دانند این است که چگونه تروما دقیقاً باعث ایجاد این اختلالات می‌شود.

برخی آن را به زخم‌های عاطفی یا زخم‌های روانی نسبت می‌دهند که فقط در ذهن وجود دارند. اما طبق تحقیقات انجام شده در سال ۲۰۲۲، این زخم‌ها به هیچ وجه استعاری نیستند. برای مغز، تروما می‌تواند به اندازه بریدگی عمیق یا شکستگی استخوان دردناک باشد.

در این مطلب، دو روش اساسی وجود دارد که آسیب‌های دوران کودکی از طریق آنها مغز را از نظر فیزیکی تغییر شکل می‌دهند و اساساً افراد را از نظر بیولوژیکی از نو پیکربندی می‌کنند.

تروما چگونه باعث ایجاد اختلالات خلقی می‌شود؟

۱. تروما بدن و مغز را برای هوشیار ماندن آموزش می‌دهد

وقتی کودکی در معرض تهدیدهای مکرر قرار می‌گیرد، بدن و مغز او چاره‌ای جز سازگاری ندارند و یکی از اولین سیستم‌هایی که در چنین مواردی واکنش نشان می‌دهد، سیستم ایمنی بدن است.

همانطور که ممکن است از قبل بدانید، هدف اصلی سیستم ایمنی محافظت از ما در موقعیت‌هایی است که آن را خطرناک می‌داند. در بیشتر موارد، این مربوط به بیماری، آسیب، عفونت‌ها، ویروس‌ها، باکتری‌ها و… می‌باشد. اما به موقعیت‌های استرس‌زا نیز مربوط می‌شود و در صورت احساس تهدید از هر یک از این موقعیت‌ها، سیستم ایمنی بدن خود را برای پاسخ آماده می‌کند.

اما وقتی سوءاستفاده، غفلت یا بی‌ثباتی در زندگی کودک عادی می‌شود، سیستم ایمنی بدن او آماده و فعال می‌ماند. بدن نمی‌تواند به این عوامل استرس‌زای محیطی مانند یک تهدید خاص، موضعی یا کوتاه‌مدت پاسخ دهد؛ تهدیدات مداوم مستلزم هوشیاری مداوم است.

به این ترتیب، از آنجایی که سیستم ایمنی بدن معتقد است که دائماً در معرض خطر است، همیشه بر این اساس عمل می‌کند. این سیستم پیام‌رسان‌های شیمیایی (به ویژه مولکول‌های التهابی) را برای محافظت از بدن در برابر عفونت یا آسیب تولید می‌کند، اما در مقادیر بسیار زیاد.

با این حال، بدون هیچ گونه زخم فیزیکی برای رسیدگی، تولید بیش از حد باعث التهاب مزمن می‌شود. مطالعه انجام شده در سال 2022، به طرز شگفت‌آوری سطح بالایی از این نشانگرهای التهابی را سال‌ها، حتی دهه‌ها، پس از آسیب روحی شرکت‌کنندگان کشف کرد.

معمولاً این مولکول‌های التهابی از طریق جریان خون به محل مورد نیاز منتقل می‌شوند؛ در افراد سالم، سد خونی مغزی (BBB) ​​معمولاً از ورود آنها به مغز جلوگیری می‌کند. اما، با قرار گرفتن کافی در معرض تروما، عبور از این سد می‌تواند بسیار آسان‌تر شود.

در نتیجه، این مولکول‌ها شروع به ورود به مغز می‌کنند، جایی که معمولاً قرار نیست به آنجا بروند. به محض عبور از سد خونی، شروع به تداخل با عملکردهای کلیدی عصبی می‌کنند. این به نوبه خود می‌تواند به طور قابل توجهی بر خلق و خو، حافظه یا دقت کودک تأثیر بگذارد.

نکته قابل توجه این است که اگر بدن هرگز این پیام را دریافت نکند که در امان است (یعنی اگر کودکی دائماً و بدون وقفه در معرض تروما قرار گیرد) این حالت هوشیاری بیش از حد در نهایت می‌تواند منجر به چالش‌های جدی سلامت روان شود و در موارد شدید، معماری فیزیکی مغز در پاسخ به احساس خطر مداوم شروع به تغییر می‌کند. (پیشنهاد می‌شود مطلب آیا اختلال در تصمیم گیری و دوسوگرایی نشانه‌هایی از تروما هستند؟ را مطالعه کنید.)

۲. تروما می‌تواند باعث فرسایش ماده سفید شود

برای درک اینکه این التهاب مزمن چه کاری می‌تواند انجام دهد، بهتر است مغز را مانند یک شهر در نظر بگیرید، نه فقط مجموعه‌ای تصادفی از قطعات یا لوب‌ها. این شهر از دو ماده اصلی ساخته شده است: ماده سفید و ماده خاکستری.

به زبان ساده، ماده سفید چیزی است که باعث می‌شود مغز شما به راحتی کار کند. این ماده شامل میلیاردها رشته بلند و فیبری است که به مهم‌ترین مناطق مغز شما (ماده خاکستری شما) اجازه می‌دهد تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

در این مورد، ماده خاکستری محله‌های شهر خواهد بود، جایی که افکار و احساسات شما «زندگی می‌کنند». از سوی دیگر، ماده سفید، سیستم بزرگراهی است که آنها برای سفر از آن استفاده می‌کنند.

طبق مطالعه سال ۲۰۲۲، افراد مبتلا به اختلال دوقطبی که تجربیات نامطلوب دوران کودکی را تجربه کرده بودند، علائم واضحی از اختلال در ماده سفید مغز نشان دادند. به طور خاص، اسکن مغز آنها سطوح پایین‌تری از ناهمسانگردی کسری را نشان داد، که معیاری برای ارزیابی میزان انسجام و ساختار رشته‌های ماده سفید است.

در اصل، التهاب ذکر شده می‌تواند منجر به آسیب پایدار به ماده سفید مغز فرد شود. در بیشتر موارد، این بدان معناست که سیستم ارتباطی داخلی مغز نسبت به فردی که دچار تروما نشده است، عملکرد ضعیف‌تری خواهد داشت.

وقتی ماده سفید سالم و سازمان‌یافته باشد، بسیار شبیه جاده‌های برنامه‌ریزی‌شده و مرتب عمل می‌کند، یعنی اطلاعات به سرعت و به طور مؤثر در مغز حرکت می‌کنند. اما هنگامی که اتصالات ماده سفید از بین بروند، درهم‌تنیده یا آسیب ببینند، این سیگنال‌ها کند می‌شوند یا مسیرشان تغییر می‌کند. دقیقاً مانند کاری که ماشین‌ها در جاده‌ای با چاله‌ها یا خطوط محو شده انجام می‌دهند.

این دقیقاً همان روندی است که مغز وقتی در اوایل زندگی مرتباً در معرض آسیب قرار می‌گیرد، به نظر می‌رسد. مجموعه‌ای از جاده‌های نامرتب و به هم پیوسته که ماشین‌ها برای سفر در آنها به طور قابل توجهی تلاش می‌کنند و این نوع «نامرتبی» در سیستم بزرگراه مغز، عواقب بسیار واقعی و عملکردی دارد. (پیشنهاد می‌شود مطلب تاثیر تروما بر نیازهای اساسی انسان را مطالعه کنید.)

این مطالعه خاطرنشان می‌کند که آسیب به تمامیت ساختاری ماده سفید می‌تواند منجر به اختلال در ارتباط بین برخی از ضروری‌ترین مناطق مغز شود. در چنین شرایطی، ارتباط مراکز عاطفی مغز با مناطقی که مسئول منطق و کنترل هستند، به طور قابل توجهی دشوارتر می‌شود. این می‌تواند منجر به اختلال در موارد زیر شود:

  • کنترل هیجان
  • چرخه‌های خواب و بیداری
  • تشخیص تهدید
  • تفکر سطح بالا (مانند برنامه‌ریزی، کنترل تکانه و تصمیم‌گیری)

در نتیجه، ممکن است فرد دائماً احساس اضطراب کند، بدون اینکه واقعاً دلیل آن را بداند. حتی در موقعیت‌هایی که دلایل منطقی برای احساس امنیت دارند، ممکن است برای آرام کردن خود تلاش کنند و با وجود خستگی یا فرسودگی شدید، ممکن است خود را در شب بیدار ببینند.

حتی کوچکترین و بی‌اهمیت‌ترین تصمیمات می‌توانند طاقت‌فرسا به نظر برسند، زیرا مسیرهای ذهنی که زمانی به راحتی آن فرآیندها را تسهیل می‌کردند، اکنون با تأخیرها و انحرافات مواجه شده‌اند. متأسفانه، این واکنش‌ها می‌توانند تا بزرگسالی و حتی پس از سال‌های آسیب‌زا ادامه یابند.

با این اوصاف، این به معنای «از کار افتادن» یا «نارسایی» مغز نیست. این فقط به این معنی است که مغز با خطر و التهاب به تنها روشی که برای آن طراحی شده است (یعنی با تقویت مسیرهای دفاعی برای محافظت از خود) سازگار شده است.

مغز هنگام مواجهه با تروما، تصمیمی اجرایی می‌گیرد که بقا را بر انعطاف‌پذیری اولویت می‌دهد، حتی اگر این به معنای دشوارتر شدن عملکرد روزمره در مراحل بعدی زندگی باشد و نشانه‌ی تاب‌آوری است، نه شکست.

«پیشنهاد می‌شود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای شناخت و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»

مطالب مشابه:

به این محتوا امتیاز دهید

رزرو وقت مشاوره

تلفنی | آنلاین
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها