تمرکز زدایی و شکستن چرخه پریشانی روانی - کلینیک روانشناسی آوان | مرکز مشاوره روانشناختی

تمرکز زدایی و شکستن چرخه پریشانی روانی

فهرست مطالب

نکات کلیدی این مطلب:

  • واقعیت این است که فکر صرفاً یک فعالیت ذهنی است.
  • تمرکززدایی به ما یادآوری می‌کند که ما موجودیتی گسترده‌تر از جریان مداوم افکاری هستیم که در ذهنمان عبور می‌کنند.
  • آرامش روانی نه از حذف افکار ناخوشایند، بلکه از تغییر رابطه ما با آنها به دست می‌آید.

کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – بسیاری از افراد تصور می‌کنند که علت اصلی رنج روانی، وجود افکار منفی، نگران‌ کننده یا آزاردهنده است. هنگامی که اضطراب، افسردگی یا استرس را تجربه می‌کنیم، معمولاً تلاش می‌کنیم محتوای افکار خود را تغییر دهیم، آنها را سرکوب کنیم یا از ذهن خود بیرون برانیم. اما پژوهش‌های روانشناسی در دهه‌ های اخیر نشان داده‌اند که آنچه بیش از خود افکار اهمیت دارد، نحوه رابطه و تعامل ما با این افکار است. در واقع، دو نفر ممکن است افکار مشابهی داشته باشند، اما یکی گرفتار پریشانی روانی شود و دیگری بتواند آرامش و تعادل خود را حفظ کند. تفاوت اصلی در نوع مواجهه آنها با افکارشان نهفته است.

یکی از مفاهیم مهمی که در این زمینه مطرح شده، «تمرکززدایی» است. تمرکززدایی به توانایی مشاهده افکار و احساسات به عنوان رویدادهای ذهنی موقتی اشاره دارد، نه به عنوان واقعیت‌های مطلق یا حقایقی درباره خود و جهان. این مهارت می‌تواند چرخه‌های معیوب اضطراب، نشخوار فکری و پریشانی روانی را متوقف کرده و انعطاف‌پذیری روانی را افزایش دهد.

تمرکز زدایی و شکستن چرخه پریشانی روانی

افکار واقعیت نیستند

ذهن انسان به طور مداوم در حال تولید افکار است. برخی از این افکار مفید، خلاقانه و سازنده هستند و برخی دیگر منفی، انتقادی یا ترسناک. بسیاری از افراد بدون آنکه متوجه باشند، با افکار خود هم‌هویت می‌شوند. به عنوان مثال، اگر فردی فکر کند «من شکست‌خورده هستم»، ممکن است این فکر را به عنوان یک حقیقت قطعی بپذیرد. در نتیجه احساس ناامیدی، شرم یا بی‌ارزشی را تجربه خواهد کرد.

اما واقعیت این است که فکر صرفاً یک فعالیت ذهنی است. همان‌ طور که ابرها در آسمان ظاهر می‌شوند و از بین می‌روند، افکار نیز در ذهن پدیدار می‌شوند و تغییر می‌کنند. اینکه ذهن ما چیزی را تولید می‌کند، لزوماً به معنای درست بودن آن نیست. ذهن می‌تواند اشتباه کند، اغراق کند، فاجعه‌ سازی کند یا تحت تأثیر هیجان‌ها قرار گیرد.

مشکل زمانی آغاز می‌شود که میان فکر و واقعیت تفاوتی قائل نشویم. در این حالت، هر فکر منفی به یک تهدید واقعی تبدیل می‌شود و هر نگرانی به عنوان پیش‌ بینی قطعی آینده تلقی می‌گردد. (پیشنهاد می‌شود مطلب افکار منفی ما از کجا می آیند؟ را مطالعه کنید.)

چرخه پریشانی روانی چگونه شکل می‌گیرد؟

برای درک نقش تمرکززدایی، ابتدا باید چرخه پریشانی روانی را بشناسیم. فرض کنید فردی این فکر را تجربه می‌کند: «ممکن است در جلسه فردا اشتباه کنم.»

این فکر در ذات خود خطرناک نیست. تقریباً همه انسان‌ها گاهی چنین افکاری دارند. اما اگر فرد این فکر را کاملاً باور کند، ممکن است اضطراب شدیدی را تجربه نماید. سپس برای کاهش اضطراب، ساعت‌ها به بررسی احتمالات مختلف بپردازد، سناریوهای منفی را مرور کند یا از موقعیت‌های مشابه اجتناب نماید.

این رفتارها به طور موقت احساس امنیت ایجاد می‌کنند، اما در بلندمدت پیام پنهانی به ذهن می‌فرستند: «این فکر واقعاً خطرناک بود و باید با آن مقابله می‌کردم.» در نتیجه، ذهن نسبت به تهدیدهای احتمالی حساس‌تر می‌شود و افکار اضطراب‌ آور بیشتری تولید می‌کند.

به این ترتیب چرخه‌ای شکل می‌گیرد که در آن فکر منفی، اضطراب ایجاد می‌کند؛ اضطراب به رفتارهای مقابله‌ای ناسالم منجر می‌شود و این رفتارها دوباره افکار منفی را تقویت می‌کنند. بسیاری از اختلالات روانشناختی، از جمله اضطراب فراگیر، افسردگی و وسواس فکری، تا حد زیادی بر پایه همین چرخه تداوم می‌یابند. (پیشنهاد می‌شود مطلب با شناخت نقشه ذهنی خود، خودتان را کشف کنید را مطالعه کنید.)

تمرکززدایی چیست؟

تمرکززدایی به معنای فاصله گرفتن از افکار نیست، بلکه به معنای تغییر جایگاه مشاهده است. به جای اینکه در درون فکر غرق شویم، یاد می‌گیریم آن را از بیرون مشاهده کنیم. برای مثال، به جای گفتن: «من شکست خواهم خورد.» می‌توانیم بگوییم: «متوجه می‌شوم که ذهنم در حال تولید فکرِ شکست خوردن است.»

در ظاهر تفاوت این دو جمله اندک به نظر می‌رسد، اما از نظر روان شناختی بسیار عمیق است. در جمله اول، فرد با فکر یکی شده است. در جمله دوم، فرد در جایگاه مشاهده‌گر قرار دارد و فکر را صرفاً به عنوان یک پدیده ذهنی می‌بیند.

تمرکززدایی به ما یادآوری می‌کند که ما افکارمان نیستیم. ما موجودیتی گسترده‌تر از جریان مداوم افکاری هستیم که در ذهنمان عبور می‌کنند. (پیشنهاد می‌شود مطلب ذهن خود را از حلقه های افکار منفی آزاد کنید را مطالعه کنید.)

چگونه تمرکز زدایی چرخه پریشانی را می‌شکند؟

زمانی که فرد بتواند افکار را مشاهده کند، نه اینکه با آنها یکی شود، چند اتفاق مهم رخ می‌دهد.

  • نخست، شدت واکنش هیجانی کاهش می‌یابد. وقتی یک فکر به عنوان «فقط یک فکر» دیده شود، قدرت تهدید کنندگی آن کمتر می‌شود. ذهن دیگر مجبور نیست برای هر سناریوی منفی وارد حالت هشدار شود.
  • دوم، نیاز به کنترل یا سرکوب افکار کاهش می‌یابد. بسیاری از افراد سالها تلاش می‌کنند افکار ناخواسته را از ذهن خود حذف کنند، اما این کار معمولاً نتیجه معکوس دارد. هرچه بیشتر بخواهیم به چیزی فکر نکنیم، احتمال بازگشت آن بیشتر می‌شود. تمرکز زدایی به جای مبارزه با افکار، پذیرش حضور موقت آنها را آموزش می‌دهد.
  • سوم، انعطاف‌ پذیری روانی افزایش می‌یابد. فرد یاد می‌گیرد حتی در حضور افکار ناخوشایند نیز مطابق ارزش‌ها و اهداف خود عمل کند. به جای اینکه منتظر از بین رفتن اضطراب بماند، می‌تواند زندگی معنادار خود را ادامه دهد.

بخش مهمی از آموزش تمرکززدایی از طریق تمرین‌های ذهن‌ گاهی یا Mindfulness انجام می‌شود. ذهن‌آگاهی به معنای توجه آگاهانه به تجربه لحظه حاضر بدون قضاوت است.

هنگامی که فرد در تمرین ذهن‌آگاهی متوجه می‌شود فکری در ذهنش ظاهر شده است، به جای دنبال کردن آن یا مبارزه با آن، صرفاً حضور خودش را مشاهده می‌کند. ممکن است با خود بگوید: «فکر نگران کننده اینجاست» یا «ذهنم در حال پیش‌بینی آینده است.»

این رویکرد به تدریج فاصله‌ای سالم میان فرد و محتوای ذهنی او ایجاد می‌کند. افکار همچنان ظاهر می‌شوند، اما دیگر کنترل کامل رفتار و احساسات فرد را در دست ندارند. (پیشنهاد می‌شود مطلب 5 تمرین ذهن آگاهی برای گذر از غم و اندوه را مطالعه کنید.)

سوءبرداشت‌های رایج درباره تمرکز زدایی

برخی تصور می‌کنند تمرکز زدایی به معنای بی‌تفاوت شدن نسبت به مشکلات است. در حالی که این برداشت نادرست است. تمرکز زدایی به معنای نادیده گرفتن واقعیت یا انکار مشکلات نیست. بلکه به ما کمک می‌کند میان واقعیت و تفسیرهای ذهنی خود تمایز قائل شویم.

برخی دیگر فکر می‌کنند اگر افکار منفی همچنان وجود داشته باشند، یعنی تمرکززدایی مؤثر نبوده است. اما هدف این مهارت حذف افکار نیست. ذهن انسان همواره افکار مثبت و منفی تولید خواهد کرد. هدف این است که رابطه ما با این افکار تغییر کند. موفقیت در تمرکززدایی زمانی رخ می‌دهد که افکار بتوانند حضور داشته باشند، بدون آنکه زندگی ما را هدایت کنند.

زندگی روانی انسان بیش از آنکه تحت تأثیر محتوای افکار باشد، تحت تأثیر نحوه ارتباط او با افکار قرار دارد. بسیاری از رنج‌ های روانی نه از خود افکار، بلکه از چسبیدن به آنها، باور بی‌ چون‌ و چرای آنها و تلاش مداوم برای کنترلشان ناشی می‌شود. تمرکز زدایی مهارتی است که به ما می‌آموزد افکار را به عنوان رویدادهایی گذرا در ذهن مشاهده کنیم، نه به عنوان واقعیت‌های قطعی.

زمانی که این مهارت تقویت شود، چرخه‌های اضطراب، نشخوار فکری و پریشانی روانی قدرت خود را از دست می‌دهند. فرد یاد می‌گیرد به جای جنگیدن با ذهن، با آگاهی و انعطاف‌ پذیری بیشتری با آن زندگی کند. در نهایت، آرامش روانی نه از حذف افکار ناخوشایند، بلکه از تغییر رابطه ما با آنها به دست می‌آید.

«پیشنهاد می‌شود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای شناخت و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»

مطالب پیشنهادی:

به این محتوا امتیاز دهید

رزرو وقت مشاوره

تلفنی | آنلاین
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها