نکات کلیدی این مطلب:
- مثبت اندیشی میتواند به اجتناب تبدیل شود، مسائل حل نشده را بپوشاند و مانع رشد شود.
- نادیده گرفتن احساسات منجر به قطع ارتباط میشود؛ برای ایجاد روابط واقعی، احساسات را بپذیرید.
- با تمرین خودآگاهی و تفکر «هر دو» بین مثبت اندیشی و واقعیت تعادل برقرار کنید.
کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – ممکن است خود را در رابطهای بیابید که در آن گهگاهی لحظات تنش وجود دارد اما در مجموع خوب به نظر میرسد. شاید شریک زندگیتان احساسات شما را نادیده بگیرد یا اغلب احساس میکنید کسی صدایتان را نمیشنود. با این حال، خودتان را با افکاری مانند «حداقل او به من خیانت نمیکند» یا «من باید سپاسگزار باشم که پدر/مادر خوبی برای فرزندانمان است» تسلی میدهید. شما روی نکات مثبت تمرکز میکنید، ناراحتیهای مداوم را کنار میگذارید و برای حفظ آرامش تلاش میکنید.
این طرز فکر (تأکید بر جنبههای مثبت) را میتوان به عنوان یک نقطه قوت در نظر گرفت. قدردانی و خوشبینی در واقع ابزارهای قدرتمندی برای تابآوری هستند. با این حال، چه اتفاقی میافتد وقتی این مثبتاندیشی به عنوان سپر عمل میکند و مانع از آن میشود که شما مسائل بسیار بااهمیتی را که نیاز به توجه دارند، بپذیرید؟
به عنوان درمانگر خانواده، اغلب مراجعینی را میبینم که از مثبتاندیشی به عنوان مکانیسم مقابلهای برای جلوگیری از ناراحتی، تنش یا آسیب عاطفی عمیقتر استفاده میکنند. در حالی که مثبت اندیشی و خوشبینی ارزشمند هستند، گاهی اوقات میتوانند به انکار تبدیل شوند و ما را در الگوهایی که به ما خدمت نمیکنند، گیر بیندازند. بیایید بررسی کنیم که چرا این اتفاق میافتد، چگونه بر ما تأثیر میگذارد و چگونه میتوانیم تعادل سالمتری بین مثبتاندیشی و واقعیت ایجاد کنیم.

چرا مثبت اندیشی میتواند به استراتژی مقابله تبدیل شود
برای درک اینکه چرا گاهی اوقات به مثبت اندیشی پایبند میمانیم، در نظر گرفتن زمینه وسیعتر سیستمهای عاطفیمان مفید است. نظریه سیستمهای خانواده بوئن (Bowen) به ما میآموزد که ما عمیقاً تحت تأثیر پویاییهای عاطفی خانوادههایمان و فرهنگ وسیعتری که در آن زندگی میکنیم، قرار داریم.
- تأثیر خانواده: اگر در خانوادهای بزرگ شدهاید که منفیگرایی امری عادی بوده (جایی که شکایت، انتقاد یا بدبینی غالب بوده است)، ممکن است نسبت به درگیری یا احساسات «منفی» بیزاری شدیدی پیدا کرده باشید. مثبتاندیشی راهی برای رهایی شما از آن الگو میشود. این مانند شورشی علیه سنگینیای است که با آن بزرگ شدهاید.
- تأثیر فرهنگی: از طرف دیگر، اگر در فرهنگی بزرگ شده باشید که بر قدردانی، انعطافپذیری و «نگاه به جنبههای مثبت» تأکید دارد، ممکن است احساس فشار کنید تا هر چیزی را که با روایت مثبتاندیشی مطابقت ندارد، سرکوب کنید. عباراتی مانند «میتوانست بدتر باشد» یا «فقط از آنچه دارید سپاسگزار باشید» میتوانند ناخواسته به ما بیاموزند که درد یا نارضایتی خود را نادیده بگیریم.
- اجتناب از ناراحتی عاطفی: مثبت اندیشی همچنین میتواند راهی برای اجتناب از پردازش احساسات دشوار باشد. تمرکز بر احساسات خوب آسانتر از نشستن با احساسات خشم، غم یا ترس است. اما وقتی از این احساسات اجتناب میکنیم، آنها از بین نمیروند. آنها فقط در زیر سطح باقی میمانند و اغلب به روشهای دیگری مانند اضطراب، رنجش یا تنش جسمی خود را نشان میدهند. (پیشنهاد میشود مطلب سرکوب احساسات و راهکارهایی برای جلوگیری را مطالعه کنید.)
هزینه نادیده گرفتن واقعیت
وقتی مثبت اندیشی راهی برای اجتناب از واقعیت میشود، میتواند عواقب ناخواستهای داشته باشد.
- مسائل حل نشده بزرگتر میشوند: نادیده گرفتن مشکلات باعث ناپدید شدن آنها نمیشود، اغلب آنها را تشدید و عمیقتر میکند. به عنوان مثال، اگر از حل اختلافات مکرر در رابطه خود اجتناب کنید، نارضایتی میتواند به مرور زمان ایجاد شود و شکاف عمیقتری ایجاد کند.
- قطع ارتباط عاطفی: وقتی احساسات واقعی خود را سرکوب میکنیم تا دیدگاه مثبتی داشته باشیم، ممکن است از خودمان و دیگران جدا شویم. روابط واقعی نیاز به آسیبپذیری دارند، به این معنی که لازم است در مورد خوبیها و بدیها صادق باشیم.
- فرصتهای از دست رفته برای رشد: چالشها و ناراحتیها اغلب سکوهایی برای رشد و توسعه هستند. با اجتناب از آنها، فرصت یادگیری، سازگاری و تقویت تابآوری عاطفی خود را از دست میدهیم. (پیشنهاد میشود مطلب چگونه از مثبت اندیشی کاذب جلوگیری کنیم؟ را مطالعه کنید.)
بنابراین، چگونه میتوانید حس قدردانی و خوشبینی را حفظ کنید و در عین حال در واقعیت نیز استوار بمانید؟ در زیر چند راهکار که ریشه در نظریه سیستمهای خانواده بوئن دارند، برای کمک به شما در یافتن تعادل ارائه شده است:
۱. الگوهای احساسی خود را مشاهده کنید
نظریه بوئن بر اهمیت خودآگاهی تأکید دارد. یک قدم به عقب بردارید و به الگوهای احساسی خود توجه کنید. آیا موقعیتهایی وجود دارد که در آنها برای جلوگیری از ناراحتی، به طور پیشفرض به مثبتاندیشی روی میآورید؟ به عنوان مثال، آیا با گفتن «مسئله مهمی نیست» احساسات خود را نادیده میگیرید، یا با تمرکز بر آنچه خوب پیش میرود، از مکالمات دشوار اجتناب میکنید؟
۲. احساسات خود را نامگذاری کنید
یکی از راههای نزدیک شدن به واقعیت عینی، نامگذاری احساسات خود بدون قضاوت است. به جای برچسب زدن احساسات به عنوان “خوب” یا “بد”، به سادگی آنها را تصدیق کنید. به عنوان مثال، “من از اینکه شریک زندگیام به من گوش نداد، ناامید هستم” یا “از اینکه چقدر از هم دور شدهایم، ناراحتم.” نامگذاری احساسات به شما کمک میکند تا آنها را پردازش کنید و از دفن شدن آنها در زیر لایهای از مثبت اندیشی اجباری جلوگیری کنید.
۳. از خودتان سوالات صادقانه بپرسید
وقتی متوجه شدید که بیش از حد به خوشبینی تکیه میکنید، مکث کنید و بپرسید:
- آیا با تمرکز روی نکات مثبت از چیزی اجتناب میکنم؟
- واقعیت این موقعیت چیست؟
- اگر دوستم در موقعیت من بود به او چه میگفتم؟
این سوالات میتوانند به شما کمک کنند تا کمی عقب بایستید و دیدگاه وسیعتری به دست آورید.
۴. تمرین تفکر «هر دو»
زندگی به ندرت کاملاً خوب یا کاملاً بد است؛ معمولاً ترکیبی از هر دو است. به جای اینکه خودتان را مجبور به انتخاب بین قدردانی و پرداختن به مشکلات کنید، تفکر «هر دو» را تمرین کنید. برای مثال:
- من از حمایت همسرم سپاسگزارم، و همچنین باید به این موضوع بپردازم که در مکالماتم چگونه احساس میکنم نادیده گرفته میشوم.
- من از شغلم را دوست دارم، اما احساس فرسودگی شغلی میکنم و باید مرزهایی را تعیین کنم.
این رویکرد به شما امکان میدهد فضایی برای قدردانی و رشد داشته باشید.
۵. به ناراحتیها عادت کنید
نظریه بوئن به ما میآموزد که رشد اغلب از تحمل ناراحتیها ناشی میشود. به جای اجتناب از احساسات یا مکالمات دشوار، سعی کنید با کنجکاوی و گشودگی به آنها عادت کنید. از خود بپرسید: «از این چه میتوانم یاد بگیرم؟» یا «چگونه میتوانم از طریق این چالش رشد کنم؟» (پیشنهاد میشود مطلب شکوفایی، رقص جاودانهٔ نور در باغ وجود را مطالعه کنید.)
۶. به دنبال حمایت باشید
گاهی اوقات، دیدن نقاط کورمان دشوار است. صحبت با یک درمانگر یا دوست مورد اعتماد میتواند به شما کمک کند تا دیدگاه خود را به دست آورید و بین مثبت اندیشی و واقعیت تعادل برقرار کنید. (در صورتی که نیاز به استفاده از خدمات مشاوره روانشناسی دارید، پیشنهاد میشود با متخصصین کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان آشنا شوید.)
بیایید مثال کسی را که برای حفظ صلح، مشکلات رابطه را نادیده میگیرد، بررسی کنیم. سارا، که همیشه روی نکات مثبت ازدواجش تمرکز میکند، میگوید: «حداقل ما مثل بقیه زوجها دعوا نمیکنیم» یا «او پدر خیلی خوبی است و همین مهم است».
اما در زیر این ظاهر، سارا احساس تنهایی و شنیده نشدن میکند. شوهرش اغلب نگرانیهای او را نادیده میگیرد و او برای جلوگیری از درگیری از مطرح کردن آنها خودداری میکند. با گذشت زمان، ناامیدیهای ناگفته او به کینه تبدیل میشود و او از نظر عاطفی شروع به کنارهگیری میکند.
با استفاده از راهکارهای بالا، سارا میتواند دیدگاه خود را تغییر دهد. او میتواند با نامگذاری احساساتش شروع کند: «وقتی نگرانیهایم نادیده گرفته میشوند، احساس تنهایی و بیاهمیتی میکنم.» سپس میتواند هر دو تفکر را تمرین کند: «من از دلسوزیهای پدرانه او سپاسگزارم و همچنین نیاز دارم که در رابطهمان احساس کنم شنیده میشوم.» با گذشت زمان، سارا ممکن است شجاعت پیدا کند تا گفتگوی صادقانهای با شوهرش داشته باشد و به خاطر رشد رابطه و خودش، به ناراحتیها تکیه کند.
مثبت اندیشی و سپاسگزاری ابزارهای قدرتمندی هستند، اما جایگزینی برای مواجهه با واقعیت نیستند. با ایجاد تعادل بین خوش بینی و صداقت، میتوانید به مسائلی که شما را عقب نگه میدارند، بپردازید، روابط خود را عمیقتر کنید و به نسخهای اصیلتر از خودتان تبدیل شوید.
به یاد داشته باشید، مسئله انتخاب بین قدردانی و رشد نیست، مسئله پذیرفتن هر دو است. وقتی این کار را انجام دهید، متوجه خواهید شد که زندگی غنیتر، متعادلتر و در نهایت رضایتبخشتر میشود.
«پیشنهاد میشود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای شناخت و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»
مطالب مشابه:
- مثبت اندیشی غیر سمی
- چگونه به متفکری مثبت اندیش تبدیل شویم
- خطرات تظاهر مداوم به نگرش مثبت
- نقش آگاهی اجتماعی در شکل دادن روابط و تعاملات
- اثر پیگمالیون (Pygmalion)
- تله سازگاری در روابط عاطفی و اجتماعی
- چگونه شرم ناشی از احساسات را از بین ببریم؟
- احساساتی که مغز را تسخیر میکنند
- آیا تحت تأثیر احساسات خود هستید؟
- استرس چگونه بر روابط ما تأثیر میگذارد؟
- ۱۰ عادتی که عزت نفس شما را نابود میکند
- 5 آسیب خشم سرکوب شده
- چرا غیرمنطقی رفتار میکنیم؟
- چگونه ارزش های خود را بشناسیم؟
- خود کاذب؛ زندانی که خودمان ساختهایم
- 4 راهکار برای بهینه سازی سلامت اجتماعی