کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – از عجیب و غریب و درونگرا گرفته تا پر سر و صدا و جسور، شخصیت انسان پیچیده و رنگارنگ است. شخصیت به الگوهای متمایز تفکر، احساس و رفتار یک فرد اشاره دارد. شخصیت، از ترکیب تمایلات و گرایشهای ذاتی همراه با عوامل و تجربیات محیطی ناشی میشود. اگرچه شخصیت میتواند در طول زندگی تغییر کند، اما ویژگیهای اصلی شخصیت در بزرگسالی نسبتاً ثابت میمانند.
در حالی که ویژگیهای بیشماری وجود دارند که به روشهای تقریباً نامتناهی با هم ترکیب میشوند، مردم از زمانی که بقراط و یونانیان باستان چهار مزاج اساسی را مطرح کردند، در تلاش برای یافتن راهی برای طبقهبندی شخصیتها بودهاند. امروزه، روانشناسان اغلب شخصیت را بر اساس پنج ویژگی اساسی توصیف میکنند. پنج ویژگی اساسی عبارتند از: گشودگی به تجربه، وظیفهشناسی، برونگرایی، سازگاری و روانرنجوری. مدل جدیدتری به نام HEXACO، “صداقت-فروتنی” را به عنوان ششمین ویژگی کلیدی در نظر میگیرد.

تیپ شخصیتی من چیست؟
ایده «تیپ» شخصیتی نسبتاً گسترده است. برای مثال، بسیاری از افراد شخصیت «تیپ A» را با فردی منظمتر، سرسختتر، رقابتیتر و مضطربتر مرتبط میدانند. با این حال، شواهد تجربی کمی برای این ایده وجود دارد. تیپهای شخصیتی ارائه شده توسط شاخص تیپ شخصیتی محبوب مایرز-بریگز (MBTI) نیز توسط دانشمندان به چالش کشیده شدهاند.
روانشناسانی که شخصیت را مطالعه میکنند معتقدند که چنین گونهشناسیهایی عموماً برای توضیح تفاوتهای افراد بسیار سادهانگارانه هستند. در عوض، آنها تمایل دارند به چارچوبهایی مانند مدل پنج عامل اساسی تکیه کنند. در مدل پنج عامل اساسی، هر فرد برای هر ویژگی در جایی از یک پیوستار قرار میگیرد. در مقایسه با بقیه جمعیت، یک فرد ممکن است در یک ویژگی مانند برونگرایی یا توافقپذیری یا در جنبههای خاصتر هر یک (مانند قاطعیت یا دلسوزی) امتیاز نسبتاً بالا یا پایینی کسب کند. ترکیب این سطوح مختلف ویژگی، شخصیت فرد را توصیف میکند.
برای ارزیابی این تفاوتهای فردی، آزمونهای شخصیتی متنوعی ایجاد شدهاند. این آزمونها معمولاً افراد را ترغیب میکنند تا نشان دهند که توصیفهای مختلف از تفکر یا رفتار تا چه حد منعکسکننده تمایلات خودشان است. بر اساس پاسخهای فرد، آزمون توصیفی از «تیپ شخصیتی» ارائه میدهد (در مورد آزمونی مانند MBTI) یا نشان میدهد که فرد در مقایسه با سایر پاسخدهندگان در تعدادی از صفات چگونه است (در مورد پرسشنامه پنج عامل اساسی یا معیارهای مشابه).
چرا شخصیت مهم است؟
روانشناسی شخصیت (با روشهای مختلف سازماندهی، اندازهگیری و درک تفاوتهای فردی) میتواند به افراد کمک کند تا درک و بیان بهتری از خودشان و نحوه مقایسهشان با دیگران داشته باشند. اما جزئیات شخصیت به چیزی بیش از تصویر ذهنی فرد از خودش مربوط میشود.
گرایشها در تفکر و رفتار که مفاهیمی مانند پنج عامل اساسی نشان میدهند، با طیف وسیعی از ویژگیها و پیامدهای دیگر مرتبط هستند که افراد بر اساس آنها با یکدیگر مقایسه میشوند. این ویژگیها شامل تفاوت در موفقیت فردی، سلامت و رفاه و نحوه کنار آمدن افراد با دیگران میشود. حتی به نظر میرسد خطر مرگ تا حدی با تفاوت در ویژگیهای شخصیتی مرتبط است.
شخصیت همچنین وارد حوزه سلامت روان میشود: متخصصان از فهرستی از اختلالات شخصیتی شامل گرایشهای ناکارآمد بلندمدت برای تشخیص و درمان بیماران استفاده میکنند. در میان دستههایی که روانپزشکان و روانشناسان بالینی استفاده میکنند، اختلال شخصیت خودشیفته، اختلال شخصیت مرزی و اختلال شخصیت ضداجتماعی که معمولاً مورد بحث قرار میگیرند، وجود دارد.
شخصیت از کجا میآید؟
اینکه چرا افراد شخصیتهای خود را شکل میدهند و شخصیت یک فرد معمولاً چقدر در طول زمان تغییر میکند، از بزرگترین سوالات در روانشناسی شخصیت است. علم پاسخهایی ارائه میدهد، اما هنوز جای زیادی برای بحث و بررسی وجود دارد.
ژنتیک تا حدودی به توضیح تفاوتها در ویژگیهای شخصیتی کمک میکند، اما مطمئناً عوامل دیگری نیز نقش دارند. طیف وسیعی از نظریههای شخصیت برای توضیح چیستی شخصیت و دلیل تبدیل شدن افراد به آنچه هستند، ارائه شده است که برخی از آنها بیشتر از سایرین بر عوامل بالقوه غیرژنتیکی، مانند پذیرش نقشهای اجتماعی جدید توسط فرد (مانند همسر یا والدین) تمرکز دارند.
با وجود ثبات روزمره، شخصیت میتواند در درازمدت تغییر کند، که میتواند به طور بالقوه تا حد قابل توجهی در طول زندگی فرد تغییر کند. تحقیقات نشان میدهد که افراد با افزایش سن، علائمی از بلوغ بیشتر (به عنوان مثال، افزایش حساسیت اجتماعی) را در نمرات آزمون شخصیت خود نشان میدهند. حتی ممکن است بتوان با تلاش مکرر برای رفتار متفاوت، جنبههایی از شخصیت خود را عمداً تغییر داد.
ویژگیهای شخصیتی
ویژگیها، بلوکهای سازنده شخصیت هستند. اما ویژگی چیست؟ به طور خلاصه، روش نسبتاً پایدار تفکر و رفتار است که میتواند برای توصیف یک فرد و مقایسه و مقابله آن فرد با دیگران استفاده شود.
ویژگیها را میتوان در قالب اصطلاحات بسیار کلی، مانند میزان تمایل مثبت یک فرد به دیگران، یا در قالب اصطلاحات خاصتر، مانند میزان تمایل آن فرد به اعتماد به دیگران، دستهبندی کرد. این جنبههای خاصتر شخصیت گاهی اوقات به عنوان «وجوه» شناخته میشوند. ویژگیهای شخصیتی معمولاً متمایز از تواناییهای ذهنی (از جمله هوش عمومی) در نظر گرفته میشوند که بر اساس میزان پاسخگویی فرد به مشکلات یا سوالات ارزیابی میشوند.
روانشناسان روشهای متنوعی برای تعریف و سازماندهی طیف ویژگیهای شخصیتی ابداع کردهاند. آنها اغلب بر اساس عوامل شخصیتی گسترده (مانند طبقهبندی رایج پنج عامل اساسی) در کنار هم قرار میگیرند. اما شخصیت را میتوان به روشهای مختلفی تقسیم کرد و برخی از ویژگیها اغلب توسط روانشناسان به تنهایی اندازهگیری و مطالعه میشوند.
در اینجا برخی از گروههای ویژگیهای شخصیتی که از نظر علمی مورد مطالعه قرار گرفتهاند، آورده شده است. نکته مهم این است که افراد صرفاً این ویژگیها را دارند و میتوانند در مقایسه با سایر افراد، امتیاز بالا، پایین یا متوسطی کسب کنند.
پنج ویژگی اساسی شخصیتی
ویژگیهای پنج عامل اساسی (که معمولاً با برچسبهای گشودگی، وظیفهشناسی، برونگرایی، توافقپذیری و روانرنجوری یا به اختصار OCEAN شناخته میشوند) از جمله رایجترین مطالعات در روانشناسی هستند. مدل پنج عاملی، شخصیت را به پنج ویژگی کلی تقسیم میکند که یک فرد میتواند بر اساس میزان بروز آنها، در مقایسه با سایر افراد، آنها را بالاتر یا پایینتر ارزیابی کند. هر یک از پنج عامل شخصیتی، گروهی از جنبههای شخصیتی محدودتر را پوشش میدهد که معمولاً با همه افراد همراه هستند.
گشودگی چیست؟
گشودگی (که گشودگی به تجربه یا ذهن باز نیز نامیده میشود) تقریباً نشان دهنده میزان پذیرش ایدههای جدید توسط فرد و استحکام و پیچیدگی زندگی ذهنی فرد است. جنبههای آن شامل کنجکاوی فکری و تخیل خلاق است.
وظیفهشناسی چیست؟
وظیفهشناسی تمایل فرد به کنترل تکانهها و عمل مسئولانه و مؤثر است. این تمایل ممکن است در ترجیح فرد برای مرتب نگه داشتن امور، قابل اعتماد بودن در محل کار یا وقتشناسی منعکس شود. سرسختی، یک مفهوم صفتی که بسیار در مورد آن صحبت میشود و شامل پشتکار مداوم برای رسیدن به یک هدف است، با وظیفهشناسی مرتبط است.
برونگرایی چیست؟
برونگرایی را میتوان به عنوان سطح انرژی که فرد با آن با دنیای بیرون و سایر افراد تعامل میکند، در نظر گرفت. جنبههای برونگرایی شامل اجتماعی بودن و قاطعیت، و همچنین انرژی و اشتیاق کلی فرد میشود. درونگرایی نقطه مقابل برونگرایی است. (کمرویی، که در پنج عامل بزرگ گنجانده نشده است، مشابه درونگرایی است، اما با آن یکسان نیست.)
توافقپذیری چیست؟
توافقپذیری میزان مثبتاندیشی و کمکرسانی فرد به دیگران است. جنبههای توافقپذیری شامل احترام به دیگران، دلسوزی، نوعدوستی و تمایل به اعتماد به دیگران است.
روان رنجوری چیست؟
روان رنجوری (که گاهی اوقات به آن هیجانپذیری منفی نیز گفته میشود) تمایل فرد به تجربه حالات عاطفی چالشبرانگیز مانند اضطراب و افسردگی است. افراد بسیار روان رنجور، احساسات منفی را راحتتر احساس میکنند؛ نقطه مقابل روان رنجوری گاهی اوقات به عنوان «ثبات عاطفی» توصیف میشود.
هگزاکو (HEXACO) و صداقت-فروتنی
برخی از محققان شخصیت، علاوه بر پنج عامل بزرگ، یک عامل ششم اصلی را پیشنهاد کردهاند: این عامل صداقت-فروتنی نامیده میشود. صداقت-فروتنی به عنوان یک مفهوم صفتی، میزان اولویت افراد نسبت به دیگران را نشان میدهد، مانند جستجوی رفتار ویژه یا دستکاری روانی دیگران. جنبههای پیشنهادی شامل صداقت، انصاف و اجتناب از حرص و طمع است.
سهگانه تاریک
سه ویژگی که اغلب سهگانه تاریک نامیده میشوند (خودشیفتگی، روانپریشی و ماکیاولیسم) معمولاً برای بررسی جنبه تاریکتر یا خصمانهتر و خودخواهانهتر طبیعت انسان ارزیابی میشوند. در حالی که آنها روشهای خاصی از تفکر در مورد افکار و رفتارهای ضد اجتماعی را نشان میدهند، لزوماً از سایر ویژگیها جدا نیستند. برای مثال، به راحتی میتوان دید که چگونه آنها با مفهوم پنج عامل اساسی توافق یا صداقت-فروتنی HEXACO وجه اشتراک دارند.
برخی از افرادی که به این ویژگیها امتیاز بالایی میدهند، به عنوان «خودشیفته» یا «روانپریش» توصیف میشوند، اما ویژگیهای سهگانه تاریک را میتوان به صورت یک طیف در نظر گرفت: یک فرد میتواند در هر یک از آنها امتیاز پایین، بالا یا هر چیزی بین این دو را کسب کند. اختلالات شخصیتی، که برخی از آنها شامل رفتارهای مرتبط با سهگانه تاریک هستند، با استفاده از معیارهای مشخص برای تشخیص، به طور متفاوتی تعریف میشوند.
خودشیفتگی چیست؟
خودشیفتگی عموماً حس خودبزرگبینی و خود را محق دانستن فرد نسبت به دیگران است. خودشیفتگی بالا ممکن است در جلب توجه یا نیاز بیش از حد به تحسین منعکس شود.
روانپریشی چیست؟
روانپریشی به معنای فقدان همدلی، پشیمانی و کنترل تکانه، همراه با سایر جنبههای خاص است. کسی که به شدت روانپریش است، ممکن است بدون احساس یا پذیرش مسئولیت، به دیگران آسیب برساند.
ماکیاولیسم چیست؟
ماکیاولیسم (Machiavellianism) به تمایل فرد به رفتار حسابگرانه با دیگران، از جمله استفاده از فریب و نیرنگ برای رسیدن به اهداف، اشاره دارد. این اصطلاح به نام نیکولو ماکیاول (Niccolò Machiavell)، نویسنده کتاب «شاهزاده» در قرن شانزدهم، نامگذاری شده است.
اختلالات شخصیت
اختلالات شخصیت الگوهای دیرینه تفکر و رفتار هستند که منجر به مشکلاتی در روابط بین فردی میشوند و ممکن است باعث اختلال یا پریشانی در فرد مبتلا شوند.
اختلال شخصیت ممکن است منعکس کننده ترکیبی بالقوه مخرب از ویژگیهای شخصیتی، مانند سازگاری کم یا خودشیفتگی بالا باشد که باعث میشود فرد در زندگی به راحتی با دیگران کنار نیاید یا فرد را به سمت رفتار نامناسب با دیگران سوق میدهد. با این حال، در عمل، اختلالات شخصیت معمولاً بر اساس مجموعهای از علائم و نشانهها تعریف میشوند که نشان دهنده آسیب یا مشکل ناشی از شیوه زندگی فرد است.
راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی شامل 10 اختلال شخصیتی است که در سه خوشه گروهبندی شدهاند.
خوشه A: اختلالات شخصیت پارانوئید، اسکیزوئید و اسکیزوتایپال
اختلالات شخصیت خوشه A با الگوهای تفکر عجیب و غریب یا نامتعارف مشخص میشوند. این موارد ممکن است شامل سوءظن یا بیعلاقگی مداوم به دیگران یا باورهای عجیبی باشد که به اختلال روانپریشی مانند اسکیزوفرنی نسبت داده نمیشوند.
اختلال شخصیت پارانوئید (Paranoid) چیست؟
اختلال شخصیت پارانوئید شامل بیاعتمادی به دیگران در زمینههای مختلف زندگی فرد است. علائم بالقوه شامل سوءظنهای غیرمنطقی مبنی بر اینکه فرد توسط دیگران دستکاری میشود، دیگران غیرقابل اعتماد هستند یا اینکه دیگران تهدیدها یا توهینهای پنهانی را منتقل میکنند، میشود.
اختلال شخصیت اسکیزوئید (Schizoid) چیست؟
اختلال شخصیت اسکیزوئید الگویی از کنارهگیری از روابط اجتماعی به طور کلی و ابراز احساسات محدود در محیطهای اجتماعی است. این اختلال ممکن است شامل عدم تمایل به روابط نزدیک، ترجیح بیش از حد برای تنهایی یا عدم نگرانی آشکار در مورد تحسین یا انتقاد دیگران باشد.
اختلال شخصیت اسکیزوتایپال (Schizotypal) چیست؟
اختلال شخصیت اسکیزوتایپال شامل ناراحتی و ظرفیت محدود برای داشتن روابط نزدیک همراه با ناهنجاریهای شناختی یا ادراکی است که ممکن است شامل باورهای جادویی (مانند تلهپاتی) باشد که بر رفتار تأثیر میگذارند، باورهای غلط مبنی بر اینکه رویدادها مستقیماً به آنها مربوط میشوند، یا اضطراب اجتماعی ناشی از ترسهای پارانوئید.
خوشه B: اختلالات شخصیت ضداجتماعی، مرزی، نمایشی و خودشیفته
اختلالات شخصیت خوشه B با حالات عاطفی ناپایدار و رفتار نامنظم مشخص میشوند. برای افراد مبتلا به چنین اختلالاتی، تمایل به حمله یا تلاش برای دستکاری دیگران، همراه با سایر رفتارها، میتواند باعث اختلال عمده در روابط بین فردی شود.
اختلال شخصیت ضداجتماعی چیست؟
اختلال شخصیت ضداجتماعی الگویی از بیتوجهی به حقوق دیگران است که میتواند در رفتارهایی مانند فعالیتهای مجرمانه مکرر، دعوا یا دروغگویی، تمایل به رفتار تکانشی و عدم برنامهریزی قبلی و عدم پشیمانی بروز کند. روانپریشی و جامعهستیزی، اگرچه دقیقاً به یک شکل تعریف نمیشوند، اما مفاهیم شخصیتی مرتبطی هستند.
اختلال شخصیت مرزی چیست؟
اختلال شخصیت مرزی با بیثباتی در روابط، احساس و وضعیت عاطفی فرد و همچنین تکانشگری (مانند رفتارهای جنسی پرخطر یا مصرف مواد مخدر) تعریف میشود. افراد مبتلا به این اختلال ممکن است سابقه روابط مشکلدار داشته باشند و بین دیدگاههای مثبت و منفی افراطی نسبت به دیگران در نوسان باشند.
اختلال شخصیت نمایشی چیست؟
اختلال شخصیت نمایشی با توجهطلبی و ابراز احساسات بیش از حد مشخص میشود. این ممکن است شامل رفتار نامناسب و تحریکآمیز، تظاهر و ناراحتی از اینکه در کانون توجه قرار ندارد، باشد.
اختلال شخصیت خودشیفته چیست؟
فرد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته، در زمینههای مختلف زندگی، احساس خودبزرگبینی و نیاز به تحسین، همراه با فقدان همدلی را نشان میدهد. این اختلال ممکن است شامل رفتار متکبرانه، استثمارگری و اعتقاد به اینکه فرد سزاوار رفتار ویژه است، باشد. اگرچه تعریف متفاوتی دارد، اما با ویژگی شخصیتی خودشیفتگی مرتبط است.
خوشه C: اختلالات شخصیت اجتنابی، وابسته و وسواسی-جبری
اختلالات شخصیت خوشه C شامل شیوههای ریشهدار تفکر و ارتباط با دیگران است که با اضطراب و ترس رنگآمیزی شدهاند.
اختلال شخصیت اجتنابی چیست؟
فرد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی تمایل دارد در برابر نزدیک شدن به دیگران (که میتواند شامل شریک عاطفی نیز باشد) مقاومت کند و از ارزیابیهای منفی دیگران میترسد. احتمال طرد شدن یا خجالت و احساس بیکفایتی ممکن است از نگرانیهای مکرر او باشد.
اختلال شخصیت وابسته چیست؟
اختلال شخصیت وابسته شامل نیاز بیش از حد به مراقبت دیگران است (برای مثال، اینکه دیگران تصمیم بگیرند یا مسئولیت بپذیرند) که منجر به ترس از جدایی میشود. فرد مبتلا به این اختلال ممکن است برای مخالفت با شریک زندگی خود یا رفتار مطیعانه برای به خطر نینداختن رابطه، دچار مشکل شود.
اختلال شخصیت وسواسی-اجباری چیست؟
اختلال شخصیت وسواسی-اجباری با کمالگرایی و نیاز به نظم و کنترل مشخص میشود که میتواند به صورت تمرکز بیفایده بر قوانین و جزئیات و علاقه بیش از حد به کار که سایر بخشهای زندگی فرد را تحت الشعاع قرار میدهد، بروز کند. این اختلال با اختلال وسواسی-اجباری که اختلال شخصیت محسوب نمیشود، متمایز است.
آزمونهای شخصیت
روانشناسی شخصیت نوید میدهد که به افراد کمک کند تا خود و کسانی را که میشناسند بتوانند بهتر درک کنند. آزمونهای شخصیت که معمولاً به شکل پرسشنامه هستند، ابزارهایی برای انجام این کار هستند. معیارهای شخصیت همچنین در تحقیقات علمی برای بررسی چگونگی ارتباط تفاوتهای فردی در ویژگیهای مختلف با سایر جنبههای زندگی افراد استفاده میشوند.
آزمونهای شخصیتشناسی فقط به معنای کلی «آزمون» هستند. به این معنی که هیچ پاسخ درست یا غلطی برای سوالات وجود ندارد و معیارهای سنجش شخصیت «قبول/رد» نیستند. آزمونهای شخصیت، افراد را در یک دسته یا دستههای مختلف طبقهبندی نمیکنند، بلکه در عوض افراد را بسته به نحوه مقایسه با سایر افراد، در مجموعهای از پیوستارهای صفات قرار میدهند.
نحوه عملکرد آزمونهای معتبر شخصیت
آزمونهای شخصیتی بیشماری وجود دارد. حتی مجموعهای از ویژگیهای شناختهشده مانند پنج عامل اساسی شخصیت را میتوان با استفاده از تعدادی پرسشنامه مختلف ارزیابی کرد. با این حال، آزمونهای شخصیتی معتبر معمولاً برخی ویژگیهای مشترک دارند.
داوطلبان معمولاً مجموعهای از سوالاتی را میخوانند که یک شخص را توصیف میکند و میزان انطباق آن توصیف با خود را مشخص میکنند. سوالات میتوانند از 10 سوال کوتاه تا چند صد سوال متغیر باشند (آزمونهای طولانیتر معمولاً نتایج قابل اعتمادتری ارائه میدهند) و میتوانند صفتهای منفرد یا جملات کاملی در مورد ماهیت فرد باشند.
برای مثال، نسخه دوم پرسشنامه پنج عامل اساسی شخصیت شامل عبارات زیر به همراه دهها عبارت دیگر است که هر کدام برای ارزیابی یکی از ویژگیهای پنج عامل بزرگ شخصیت استفاده میشوند:
- پیچیده است، متفکری عمیق است. (گشودگی)
- قابل اعتماد است، همیشه میتوان روی او حساب کرد. (وظیفهشناسی)
- پرحرف است. (برونگرایی)
- دلسوز است، قلبی مهربان دارد. (سازگاری)
- احساسات خود را کنترل میکند. (ثبات عاطفی/روانرنجوری)
وقتی امتیازهای مربوط به سوالات مختلف جمع میشوند، نمرات امکان مقایسه بین نمرات فرد و میانگین را بر اساس نمونههای سایر شرکتکنندگان در آزمون فراهم میکنند. به این ترتیب، میتوان فهمید که آنها در باز بودن، وظیفهشناسی و توافقپذیری بالاتر از حد متوسط، در برونگرایی پایین و در روانرنجوری بالا (یا هر ترکیبی دیگر از ارزیابیهای صفات) امتیاز میگیرند.
در حالی که آزمونهای پنج عامل اساسی شخصیت مانند BFI-2 نسبتاً جامع هستند و تصویر گستردهای از شخصیت فرد ارائه میدهند، پرسشنامههای بسیاری نیز وجود دارند که برخی از آنها (مانند پرسشنامه شخصیت خودشیفته) بر یک ویژگی خاص تمرکز دارند. سایر معیارهای شخصیتی، مانند چک لیست اختلالات روانی هیر (Hare)، از طریق مصاحبه با یک متخصص آموزش دیده انجام میشوند، نه با خودآزمایی.
آزمونهای شخصیتی پرکاربرد
در زیر برخی از شناختهشدهترین و رایجترین ابزارها برای ارزیابی شخصیت آورده شده است. بسیاری از آنها به عنوان «سیاههها» شناخته میشوند که مجموعهای از مواردی را که فرد به آنها پاسخ میدهد، منعکس میکنند و هر کدام به ابعاد مختلفی از شخصیت مرتبط هستند. این ابزارهای اندازهگیری در طیف وسیعی از زمینهها (از مطالعات روانشناسی گرفته تا ارزیابی کارکنان) استفاده میشوند و مهمتر از همه، برخی از آنها توسط تحقیقات علمی پشتیبانی بهتری نسبت به سایرین دارند.
- پرسشنامه پنج عامل اساسی-۲ (BFI-2): جدیدترین نسخه ابزاری برای ارزیابی پنج ویژگی شخصیتی اساسی است که ویژگیها را با برونگرایی، توافقپذیری، وظیفهشناسی، منفیاندیشی و روشنفکری و همچنین جنبههای هر یک از ویژگیها نامگذاری میکند. این ابزار در تحقیقات روانشناسی به کار میرود و میتواند برای ارزیابی فردی مورد استفاده قرار گیرد.
- پرسشنامه شخصیتی NEO اصلاحشده (NEO PI-R): نسخه اصلاحشده ابزاری است که در ابتدا با الهام از پنج عامل بزرگ شخصیتی روانرنجوری، برونگرایی و گشودگی به تجربه نامگذاری شده بود. اگرچه ابزار فعلی، توافقپذیری و وظیفهشناسی را نیز ارزیابی میکند، اما قابلیت بررسی 30 ویژگی خاص دیگر در هر عامل را نیز دارد. این ابزار در تحقیقات روانشناسی استفاده میشود.
- پرسشنامه شخصیت هگزاکو-نسخه اصلاحشده (HEXACO-PI-R): برای اندازهگیری شش بُعد شخصیت، بر اساس مدل هگزاکو، استفاده میشود. این ابعاد شامل عواملی هستند که علاوه بر عامل صداقت-فروتنی، با پنج عامل بزرگ شخصیت نیز مطابقت دارند. این پرسشنامه در تحقیقات روانشناسی به کار میرود و میتواند برای ارزیابی فردی مورد استفاده قرار گیرد.
- پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا (MMPI): در درجه اول برای ارزیابی علائم بیماری روانی و ویژگیهای شخصیتی ناسازگار استفاده میشود. آخرین نسخه (MMPI-2-RF) شامل مقیاسهای مربوط به پرخاشگری، اجتناب اجتماعی، شک به خود و سایر مشکلات خاص و همچنین مقیاسهایی برای عوامل گستردهتر و فراگیرتر است. MMPI برای تحقیق و در کاربردهایی مانند مراقبتهای سلامت روان، ارزیابی پزشکی قانونی و ارزیابی داوطلبان برای مشاغل امنیت عمومی استفاده میشود.
- چک لیست تجدیدنظر شده اختلالات روانی هیر (PCL-R): آزمون هیر (Hare)، ابزاری است که برای سنجش ویژگیهای اختلالات روانی، مانند تکانشگری و عدم پشیمانی یا احساس گناه، در مجرمان جنایی یا سایر افراد در محیطهای پزشکی قانونی طراحی شده است. برخلاف آزمونهای شخصیتی که شامل پرسشنامههای خوداظهاری هستند، این چک لیست قرار است از طریق مصاحبه و ارزیابی فرد توسط یک متخصص بالینی اجرا شود.
- پرسشنامه شخصیت سایکوپاتیک-بازنگریشده (PPI-R): مانند چکلیست هیر، برای ارزیابی سطوح ویژگیهای سایکوپاتیک (Psychopathic) فرد طراحی شده است، اما برای استفاده با افراد غیرمجرم توسعه داده شده است و نتایج آن بر اساس پاسخ به سوالات پرسشنامه است.
- پرسشنامه شخصیت خودشیفته (NPI): به طور خاص برای ارزیابی سطح خودشیفتگی فرد، اغلب در زمینه تحقیقاتی، استفاده میشود، اگرچه میتواند برای خودارزیابی نیز مورد استفاده قرار گیرد. این پرسشنامه برای تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته، که بر اساس معیارهای DSM-5 است، استفاده نمیشود.
- پرسشنامه شخصیت هوگان (HPI): پرسشنامه هوگان (Hogan) بر اساس مدل پنج عاملی ساخته شده و برای پیشبینی عملکرد کاری، از جمله در داوطلبان مشاغل در نظر گرفته شده است. مقیاسهای آن بر اساس ویژگیهای مرتبط با کار مانند جاهطلبی، اجتماعی بودن و حساسیت بین فردی سازماندهی شدهاند.
- شاخص تیپ مایرز بریگز (MBTI): شاخص (Myers Briggs Type)، به افراد یک «تیپ» روانشناختی اختصاص میدهد که در چهار حرف از هشت حرف ممکن خلاصه میشود: برونگرایی (E) یا درونگرایی (I)؛ حسی (S) یا شهودی (N)؛ فکری (T) یا احساسی (F)؛ و قضاوتی (J) یا ادراکی (P). نتایج در یکی از ۱۶ تیپ، مانند ENTJ یا ISFP، ترکیب میشوند. MBTI به طور گسترده در تجارت (مانند ارزیابی کارمندان یا در طول سمینارها) استفاده میشود و نسخههای غیررسمی آن برای استفاده شخصی در دسترس است. البته دانشمندان اغلب محدودیتهای آن را ذکر میکنند، از جمله اینکه «تیپهای» جداگانه آن، تفاوتهای شخصیتی را بیش از حد ساده میکنند.
- تست دیسک (DISC یا DiSC): نامی است که به مجموعهای از ارزیابیهای شخصیتی داده شده است که افراد را به یکی از چهار نوع یا ترکیبی از انواع، اختصاص میدهد: سلطهگری (D)، نفوذ (I)، ثبات (S) و وظیفهشناسی (C). مانند آزمون مایرز-بریگز، این آزمون برای یادگیری در مورد تفاوتهای فردی در سازمانها ترویج میشود، اما عموماً مورد توجه دانشمندان معاصر شخصیت نیست.
- آزمونهای مرتبط با انیاگرام (Enneagram): توصیفات شخصیتی را بر اساس نه تیپ اولیه و اغلب تیپهای ثانویه به نام «بال» تعیین میکنند. در حالی که انیاگرام در زمینههای تجاری و معنوی ترویج شده است، فاقد پشتیبانی تجربی است و به ندرت توسط دانشمندان شخصیت مورد استفاده قرار میگیرد.
بهترین تست یا آزمونهای شخصیت کدامند؟
هر آزمون شخصیتی میتواند سرگرمکننده و جذاب باشد. اما از دیدگاه علمی، ابزارهایی مانند پرسشنامه پنج عامل اساسی (و سایر ابزارهای مبتنی بر مدل پنج عاملی) و ابزارهایی که توسط دانشمندان روانشناسی مانند MMPI استفاده میشوند، احتمالاً قابل اعتمادترین و معتبرترین نتایج را ارائه میدهند. چیزی که بسیاری از این آزمونها را متمایز میکند، امتیازدهی دقیقتر است. آزمون مایرز-بریگز و سایر آزمونها برای تعیین «تیپهای» شخصیتی افراد استفاده میشوند، اما صفات سیاه یا سفید نیستند. تحقیقات نشان میدهد که آنها بیشتر شبیه یک طیف هستند، با دو انتهای بالا و پایین.
آیا آزمونهای شخصیتی بینقصی وجود دارد؟
در حالی که معیارهای پنج (یا شش) عامل شخصیتی پیشنهادی، دیدگاهی نسبتاً جامع و دقیق از شخصیت ارائه میدهند، اما محدودیتهایی نیز دارند. تحقیقات نشان میدهد که این آزمونها ممکن است نتایج کمتری در خارج از کشورهای غربی و صنعتی ارائه دهند و اینکه عوامل اصلی ممکن است در همه جای دنیا به یک شکل ظاهر نشوند.
چگونه میتوانم یک آزمون شخصیت تهیه کنم؟
این بستگی به آزمون دارد. برخی از آزمونها (مانند پرسشنامه پنج عامل اساسی شخصیت) را میتوان به صورت آنلاین انجام داد. برخی دیگر، مانند پرسشنامه شخصیت NEO یا مایرز-بریگز، باید با پرداخت هزینه از یک ناشر تهیه شوند. اما شما میتوانید از آزمونهای شخصیت کلینیک روانشناسی آوان به صورت کاملا رایگان استفاده کرده و نتایج را به همراه تفسیر دریافت کنید.
چگونه بفهمم که یک آزمون آنلاین معتبر است؟
علاوه بر توضیحات فوق در مورد هر نوع آزمون، منبع هر آزمون آنلاین را در نظر بگیرید. آزمونی که مستقیماً توسط یک کلینیک روانشناختی معتبر ارائه میشود، ممکن است از نظر تجربی پشتیبانی شدهتر و آموزندهتر از آزمونی باشد که توسط فردی بدون اعتبار علمی ارائه میشود.
شخصیت و پیامدهای زندگی
اگر ویژگیهای شخصیتی واقعاً افراد را به طور معناداری از هم متمایز میکنند، پس باید به سایر تفاوتهای بین فردی نیز مربوط باشند. از جمله نحوه برخورد آنها در زندگی، چه خوب و چه بد. این دقیقاً همان چیزی است که دانشمندانی که شخصیت را مطالعه میکنند، دریافتهاند.
هر عامل اصلی شخصیتی که توسط روانشناسان بررسی شده است، با یک یا چند پیامد مورد علاقه (از معیارهای موفقیت گرفته تا سلامت روان و رضایت در روابط عاشقانه) مرتبط دانسته شده است. این نشان میدهد که شخصیت به طور گسترده اهمیت دارد. ارتباط بین تفاوتهای شخصیتی و پیامدهای زندگی فقط گرایشهای کلی را نشان میدهد: در حالی که افراد بسیار برونگرا، رفاه بیشتری نسبت به افراد بسیار درونگرا گزارش میدهند، اما به طور متوسط درونگراهای شاد بیشماری وجود دارند. اما در کل، یافتهها چیزی را در مورد تجربیات و چالشهایی که افراد با شخصیتهای خاص با آنها مواجه هستند، نشان میدهد.
آیا ویژگیهای شخصیتی واقعاً باعث موفقیت بیشتر یا روابط متزلزلتر میشوند یا اینکه ویژگیها و پیامدها همگی از برخی عوامل مشترک و اساسی ناشی میشوند؟ تعیین اینکه شخصیت چقدر مسئول فراز و نشیبهای ماست دشوار است، اگرچه دلایلی وجود دارد که باور کنیم ویژگیها بر حوزههای مهم زندگی ما که با آنها مرتبط هستند تأثیر میگذارند.
شخصیت، رفاه و سلامت
سلامت روانی و جسمی هر دو با تفاوتهای شخصیتی مرتبط هستند. از میزان رضایت افراد از زندگیشان در هر مقطع زمانی گرفته تا مسائل مربوط به زندگی و مرگ، افرادی که در برخی از ویژگیهای شخصیتی امتیاز بالاتری و در برخی دیگر امتیاز پایینتری دارند، به نظر میرسد در وضعیت بهتری هستند.
چه ارتباطی بین شخصیت و خوشبختی وجود دارد؟
در معیارهای سلامت روان، افرادی که برونگرایی و وظیفهشناسی بالاتری دارند، معمولاً امتیاز بهتری کسب میکنند، در حالی که افرادی که روانرنجوری بالاتری دارند، امتیاز بدتری کسب میکنند. در اینجا، مانند سایر حوزهها، پیامدهای مثبت افرادی که دارای ویژگیهای خاص هستند (در این مورد، افراد بسیار برونگرا و وظیفهشناس) ممکن است تا حدی به موقعیتهای مثبتی (مانند برخوردهای اجتماعی پاداشدهنده) که این افراد احتمالاً برای خود ایجاد میکنند، مربوط باشد.
آیا افرادی که شخصیتهای خاصی دارند، عمر طولانیتری دارند؟
ویژگیهای شخصیتی با خطر ابتلا به بیماری و امید به زندگی مرتبط بودهاند. تحقیقات نشان میدهد افرادی که از نظر وظیفهشناسی، برونگرایی و سازگاری در سطح بالاتری قرار دارند، به طور متوسط با خطر مرگ کمتری مواجه هستند، در حالی که افراد با روانرنجوری بالا در کل در معرض خطر بیشتری قرار دارند. شواهد نشان میدهد که افزایش خطر ابتلا به سیگار کشیدن در بین افراد روانرنجورتر نقش کمی در این امر دارد.
آیا ارتباط بین شخصیت و رفاه در همه جا یکسان است؟
ممکن است اینطور نباشد. به عنوان مثال، ارتباط بین برونگرایی و رفاه میتواند به فرهنگهای خاصی محدود شود. به طور مشابه، یک تحقیق نشان داد که رابطه بین برونگرایی پایین و مرگ و میر قویتر است.
شخصیت و روابط
افراد بخش زیادی از زندگی خود را در روابط میگذرانند و ویژگیهای شخصیتی مانند برونگرایی و سازگاری از نظر اجتماعی بسیار مرتبط هستند. بنابراین منطقی است که میزان سازگاری افراد با شرکای عاشقانهشان تا حدودی به ویژگیهای شخصیتی متمایز آنها بستگی داشته باشد. تحقیقات از این ایده پشتیبانی میکند که برخی از ویژگیها با روابط با کیفیت بالاتر مطابقت دارند.
پنج ویژگی اصلی شخصیت چگونه با روابط مرتبط هستند؟
یکی از ویژگیهایی که بیشترین ارتباط را با زندگی اجتماعی دارد، برونگرایی است. شرکتکنندگان برونگراتر در مطالعات، در معیارهای موفقیت اجتماعی، مانند جایگاه خودانگاره و پذیرش همسالان، امتیاز بالاتری کسب کردهاند. به نظر میرسد برونگرایی، وظیفهشناسی و توافقپذیری بالاتر، به طور متوسط، با رضایت تا حدودی بیشتر در روابط عاشقانه نیز مطابقت دارد. روانرنجوری با پیامدهای عاشقانه ضعیفتر مرتبط دانسته شده است.
سبکهای دلبستگی چگونه با رضایت از رابطه مرتبط هستند؟
سبکهای دلبستگی، که میتوان آنها را به عنوان عناصری از شخصیت فرد نیز در نظر گرفت، با پیامدهای رابطه نیز مرتبط بودهاند. تحقیقات نشان میدهد کسانی که در دلبستگیهای خود «ناایمن» هستند (کسانی که اضطراب یا اجتناب بالایی در رابطه با روابط نزدیک نشان میدهند) تمایل کمتری به رضایت از روابط خود دارند.
صفات دیگر چگونه با پیامدهای اجتماعی خوب یا بد مرتبط هستند؟
برخی افراد مانند افرادی که از ساختارهای شخصیتی “تاریک” روانپریشی یا خودشیفتگی بالایی برخوردارند یا افرادی که اختلال شخصیت دارند، مستعد رفتارهایی هستند که به دیگران آسیب میرساند و به طور بالقوه روابط آنها را تضعیف یا بیثبات میکند. در سطح پنج ویژگی اساسی، مطالعات نشان میدهد که وظیفهشناسی پایین با تمایل به رفتارهای ضداجتماعی مرتبط است. در همین حال، توافقپذیری بالا با تمایلات خوشبینانهتر برای بخشش و قدردانی مرتبط دانسته شده است.
شخصیت و موفقیت
فراتر از احتمال زندگی طولانی و یافتن رضایت عاشقانه، به نظر میرسد ویژگیهای شخصیتی با اشکال مرسومتر موفقیت مرتبط هستند. از نمرات درسی گرفته تا علایق شغلی و درآمد، علم ارتباطات چگونگی کنار هم قرار گرفتن ویژگیهای افراد و موفقیتهایشان را تایید میکند.
آیا افرادی که شخصیتهای خاصی دارند، پول بیشتری به دست میآورند؟
اگر قرار باشد موفقیت با پول سنجیده شود، به نظر میرسد افرادی که در ویژگیهای خاصی امتیاز بالایی میگیرند، از مزیت کلی برخوردارند. تحقیقات، سازگاری بالا را با درآمد کمتر و وظیفهشناسی بالا را با درآمد بیشتر مرتبط دانستهاند. با این حال، بدون شک نوع کار فرد اهمیت دارد. برخی مشاغل ممکن است به برونگرایی، وظیفهشناسی، گشودگی به تجربه یا سایر ویژگیها نیاز داشته باشند و تطابق بیشتر با خواستههای شغل میتواند موفقیت بیشتری را به همراه داشته باشد.
شخصیت چگونه با کار فرد مرتبط است؟
شرکتکنندگان برونگرا در تحقیقات، به طور متوسط گرایشهای قویتری به رهبری و تعهد شغلی بالاتری نشان دادهاند، در حالی که به نظر میرسد افراد روانرنجورتر، تعهد شغلی کمتری دارند. شخصیت همچنین ممکن است علایق شغلی فرد را شکل دهد. به عنوان مثال، افرادی که از نظر گشودگی به تجربه، سطح بالاتری دارند، تمایل بیشتری به مشاغل هنری نشان دادهاند.
شخصیت به چه چیزهای دیگری مربوط میشود؟
شخصیت در زندگی افراد تنیده شده است و پیوندهای بسیاری بین صفات و معیارهای روانشناختی شناسایی شده است، اگرچه اندازه برخی از همبستگیها متوسط است. برای مثال، بین گشودگی کمتر و تماشای تلویزیون؛ توافق کمتر و رفتار مجرمانه؛ برونگرایی بیشتر و داوطلبی، ارتباطهایی یافت شده است.
قضاوت در مورد شخصیت
هر کسی شخصیت متمایزی دارد و انسانها بلافاصله سعی میکنند یکدیگر را بشناسند. برداشتهای اولیه ممکن است کاملاً دقیق نباشند، اما تفاوتهای شخصیتی با رفتار بیرونی و حتی ظاهر افراد مرتبط هستند که میتوانند نکات اولیهای در مورد شخصیت کلی یک فرد ارائه دهند. با گذشت زمان، مشاهده نحوه تفکر و عمل یک فرد در موقعیتهای مختلف، احتمالاً تصویر بهتری از ویژگیهای او ارائه میدهد.
آیا برداشتهای اولیه به طور دقیق شخصیت یک فرد را منعکس میکنند؟
تا حدودی میتوانند. برخی تحقیقات نشان میدهد که حتی بر اساس عکس یک فرد، قضاوتهای مردم (اگرچه به هیچ وجه کامل نیست) تا حد زیادی با قضاوتهای فرد در مورد برخی از ویژگیها، از جمله برونگرایی، مطابقت دارد.
شخصیت چگونه با ظاهر مرتبط است؟
لباس، حالت چهره و سایر جزئیات قابل مشاهده ممکن است نشانههایی از شخصیت ارائه دهند. به عنوان مثال، لبخند زدن و پرانرژی به نظر رسیدن میتواند نشانههایی از برونگرا بودن نسبی فرد باشد. سالم و آرام به نظر رسیدن ممکن است نشاندهنده ثبات عاطفی باشد. حتی برخی محققان میگویند که ابروهایی با ظاهر خاص، ممکن است نشانهای از خودشیفتگی خودبزرگبینانه باشد. روانشناسان همچنین شواهدی یافتهاند که نشان میدهد وضعیت محیط اطراف فرد تا حدی با ویژگیهای شخصیتی مرتبط است. به عنوان مثال، داشتن یک اتاق خواب مرتب با وظیفهشناسی مرتبط بود، در حالی که وجود کتابهای متنوع با گشودگی بیشتر به تجربه مرتبط بود.
آیا قضاوت در مورد برخی از ویژگیهای شخصیتی آسانتر از بقیه است؟
برخی از محققان شخصیت اظهار داشتهاند که قضاوت در مورد ویژگیهای شخصیتی که نشانههای قابل مشاهدهتری در رفتار بیرونی دارند، باید آسانتر باشد. سطح برونگرایی یک فرد با تعامل اجتماعی مرتبط است و ممکن است توسط افراد بیرونی، نسبت به ویژگیای مانند روانرنجوری که شامل گرایش به اضطراب و افسردگی است، به طور مؤثرتری سنجیده شود.
اثر هاله چیست؟
اثر هاله نوعی سوگیری است که در آن فردی که یک ویژگی مطلوب مانند جذابیت فیزیکی دارد، بیشتر احتمال دارد که به عنوان فردی با ویژگیهای مطلوب دیگر دیده شود. تحقیقات نشان میدهد که این میتواند به برداشتها از ویژگیهای شخصیتی خاص، مانند وظیفهشناسی یا مهربانی، نیز تعمیم یابد.
آیا شخصیت میتواند تغییر کند؟
طبق تعریف، ویژگیهای شخصیتی، ویژگیهای روانشناختی تقریبا پایداری تلقی میشوند. ویژگیهای شخصیتی مشخص میکنند که فرد در حال حاضر (احتمالاً حتی فردا و حتی یک سال بعد) به شیوهای مشخص فکر و رفتار میکند. در واقع، تحقیقات در مورد رشد شخصیت در طول زمان نشان میدهد که حداقل در بزرگسالی، رتبهبندی مقایسهای افراد در مورد ویژگیهایی مانند برونگرایی، سازگاری و وظیفهشناسی نسبتاً پایدار است.
در عین حال، واضح است که شخصیت افراد به تدریج در طول عمر، از کودکی تا پیری، تکامل مییابد و به طور بالقوه در ارتباط با رویدادهای مهم زندگی، مانند روابط عاشقانه، تغییر میکند. افراد حتی ممکن است بتوانند جنبههایی از شخصیت خود را با اراده خود تغییر دهند.
در حالی که صفات در طول زمان پایدار هستند، شخصیت میتواند تغییر کند. روانشناسان همچنان به بررسی چرایی، چگونگی و زمان وقوع این اتفاق ادامه میدهند.
چگونه شخصیت با افزایش سن تغییر میکند
آیا یک دختر نوجوان مهربان، سختکوش و درونگرا، وقتی زنی ۵۵ ساله شود همچنان این ویژگیها را حفظ خواهد کرد؟ آیا یک پدربزرگ رک و تندخو همیشه اینطور بوده یا در طول سالها اینطور شده است؟ یک راه برای پاسخ به این سؤالات میتواند این باشد: بله و خیر.
روانشناسان دادههای مربوط به شخصیتها را که در طول زندگی با فاصله چند دهه بررسی شدهاند، تجزیه و تحلیل کردهاند و شواهدی برای ثبات و تغییر یافتهاند. به این معنی که افراد اغلب به مرور زمان به جای تغییر چشمگیر، شبیه خودشان میشوند و اگر از ابتدا به این شکل باشند، احتمالاً برونگراتر یا روانرنجورتر از اکثر افراد باقی میمانند. اما روندهای کلی نیز وجود دارد که نشان میدهد افراد با گذشت سالها، تمایل دارند در برخی از صفات، امتیاز بالاتر یا پایینتری کسب کنند.
برخی از راههای تغییر شخصیت در بزرگسالی چیست؟
به طور خلاصه، به نظر میرسد افراد به مرور زمان به روشهایی که در آزمونهای شخصیت نشان داده میشوند، بالغ میشوند یا از نظر اجتماعی سازگارتر میشوند. دادههای شخصیتی که ابتدا در جوانی و دوباره ۵۰ سال بعد گرفته شد، افزایش در ویژگیهایی مانند آرامش (که تصور میشود با ثبات عاطفی مرتبط است) و حساسیت اجتماعی (مرتبط با توافقپذیری) را نشان داد. سایر تحقیقات شواهدی یافتهاند که نشان میدهد خودشیفتگی به طور متوسط با گذشت زمان کاهش مییابد.
شخصیت ما چگونه در بزرگسالی تغییر میکند؟
مطالعات نشان میدهد که کودکان ممکن است با افزایش سن، ویژگیهای شخصیتی متمایزتری از خود نشان دهند. تحقیقات مربوط به نوجوانان و جوانان، نوسانات شخصیتی را در طول زمان نشان میدهد. به عنوان مثال، در دوران نوجوانی، پسران ممکن است به طور متوسط وظیفهشناسی کمتری داشته باشند و دختران از نظر عاطفی ثبات کمتری داشته باشند و هر دو با رسیدن به بزرگسالی این ویژگیها را کسب میکنند. همچنین به نظر میرسد که سازگاری نیز افزایش مییابد.
آیا شخصیتها پس از وقایع مهم زندگی تغییر میکنند؟
ممکن است. برخی تحقیقات نشان دادهاند که به طور کلی میزان سازگاری در بین زن و شوهرهای تازه ازدواج کرده کاهش مییابد. شوهران همچنین به طور متوسط برونگرایی کمتر و وظیفهشناسی بیشتری نشان دادند و زنان نیز کاهش گشودگی و روانرنجوری را نشان دادند. تحقیقات گذشته همچنین اولین روابط بلندمدت را با کاهش جنبههای روانرنجوری مرتبط دانسته است.
تغییر شخصیت هدفمند
افراد میتوانند در طول سالهای پر از تجربه به دلایل مختلفی تکامل یابند. اما در مورد فردی که میخواهد وظیفهشناستر یا سازگارتر ویا کمتر عصبی یا خودمحور شود و این کار را در اسرع وقت انجام دهد، چه؟ تحقیقات اخیر دلایلی برای امیدواری در مورد امکان تغییر شخصیت ارادی و خودمحور ارائه میدهد.
آیا میتوانید شخصیت خود را تغییر دهید؟
به نظر میرسد ممکن است. به نظر میرسد چندین مورد از پنج ویژگی بزرگ، از جمله برونگرایی، وظیفهشناسی و توافقپذیری، قابل تغییر ارادی هستند (از طریق تمرینهایی مانند سلام کردن عمدی به فرد جدید برای افزایش برونگرایی)، اگرچه به نظر میرسد ثبات در این تلاشها مهم باشد. روانرنجوری (یا ثبات عاطفی) نیز ظاهراً قابل تغییر است، چه از طریق دورههای ویژه و چه از طریق یک روش تغییر منسوخ شده مانند رواندرمانی.
ویژگیهای شخصیتی چقدر سریع میتوانند تغییر کنند؟
برخی از مداخلاتی که برای توانمندسازی افراد در تغییر شخصیت استفاده میشوند، در مقیاس ماهها نتیجه میدهند. اما تحقیقات اخیر نشان میدهد که حتی یک مداخله دو هفتهای مبتنی بر تلفن هوشمند (مشاوره تلفنی و مشاوره آنلاین) ممکن است برای تقویت جنبه خاصی از شخصیت مانند انضباط فردی (حداقل در کوتاهمدت) کافی باشد.
آیا افراد مبتلا به اختلالات شخصیت میتوانند تغییر کنند؟
بله. در حالی که اختلالات شخصیت به عنوان الگوهای بلندمدت تفکر و رفتار ناسازگار در نظر گرفته میشوند، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد با گذشت زمان، علائم اختلال شخصیت میتواند کاهش یابد، حتی اگر برخی از اختلالات روانی و اجتماعی باقی بمانند. در برخی موارد، درمان ممکن است در بهبود عملکرد مفید باشد، به عنوان مثال رفتاردرمانی دیالکتیکی یکی از رویکردهایی است که معمولاً برای درمان اختلال شخصیت مرزی استفاده میشود.
چه چیزی شخصیت را شکل میدهد؟
همانطور که ما در مورد میزان و نحوهی تکامل شخصیت در طول زمان یاد میگیریم، هنوز سوالات زیادی در مورد اینکه دقیقاً چه چیزی به یک فرد مجموعهای از ویژگیهای خاص را میدهد، وجود دارد. مانند سایر ویژگیهای روانشناختی، ویژگیهای شخصیتی تحت تأثیر ژنهای فرد و همچنین عوامل دیگر قرار میگیرند. نه لزوماً آنهایی که ما فکر میکنیم.
چه چیزی منجر به تفاوتهای شخصیتی میشود؟
در طول قرنها نظریههای زیادی ارائه شده است و هنوز هم اختلاف نظرهایی وجود دارد. اما تحقیقات علمی معاصر نشان میدهد که بخشی از تفاوتهای شخصیتی توسط ژنهای افراد توضیح داده میشود، بخش کوچکی از آن حداکثر به تأثیرات محیطی مشترک در خانواده (مانند فرزندپروری) مرتبط است و بسیاری از تفاوتها ناشی از بسیاری از عوامل رشدی غیرژنتیکی دیگر است. برخی از نظریهپردازان معتقدند که تغییرات نقش اجتماعی با بزرگ شدن فرد، به طرق قابل توجهی بر شخصیت تأثیر میگذارد.
چه مقدار از تفاوتهای شخصیتی ژنتیکی هستند؟
تخمینها نشان میدهد که میزان تفاوت (یا واریانس) بین افراد در رتبهبندیهای شخصیتی که میتوان به ژنها (وراثتپذیری شخصیت) نسبت داد، کمتر از نصف است. یک تحلیل در سال ۲۰۱۵ تخمین کلی ۴۰ درصد را ارائه داد، اگرچه بسته به نوع مطالعه متفاوت بود. این ارقام بر اساس مطالعات دوقلوها و سایر رویکردها برای بررسی سهم عوامل ژنتیکی و غیرژنتیکی است. مطالعات ارتباط در سطح ژنوم (GWAS) اکنون برای بررسی پیوندهای خاص بین بسیاری از تفاوتهای ژنتیکی کوچک و صفات افراد استفاده میشود.
آیا ترتیب تولد بر شخصیت تأثیر میگذارد؟
علیرغم ایدههای رایج و نظریهپردازیهای روانشناختی در مورد تأثیرات فرزند اول یا فرزند وسط بودن، مطالعات اخیر هیچ مدرکی مبنی بر اینکه ترتیب تولد نقش قابل توجهی در شکلگیری شخصیت دارد، نشان نمیدهد. تحقیقات روی تکفرزندان نیز تفاوت بسیار کمی بین شخصیت آنها و دیگران نشان داده است یا اصلاً تفاوتی وجود ندارد.
نظریههای شخصیت
از ارسطو گرفته تا زیگموند فروید و آبراهام مازلو، نظریهها و مفاهیم بیشماری برای درک شخصیت ارائه شده است. در طول تاریخ، این افراد و دیگر ذهنهای بزرگ نه تنها در پی پاسخ به سؤالاتی در مورد چیستی شخصیت و بهترین روش توصیف آن بودهاند، بلکه به دنبال پاسخ به سؤالاتی در مورد علل تفاوتهای شخصیتی، از جمله تفاوتهایی که افراد را کم و بیش کارآمد و انعطافپذیر میکند، بودهاند.
برخی از نظریهها هنوز در حال آزمایش هستند، در حالی که برخی دیگر از محبوبیت افتادهاند. برخی با یکدیگر رقابت میکنند در حالی که برخی دیگر مکمل یکدیگر هستند. نگاهی به برخی از ایدههای اصلی در روانشناسی شخصیت، چه قدیمی و چه نوین، درکی از روشهای مختلف تفکر و صحبت در مورد این موضوع پیچیده ارائه میدهد.
نظریه پنج عاملی: شخصیت مبتنی بر زیستشناسی است
نظریه پنج عاملی با استفاده از پنج ویژگی اساسی (یا مدل پنج عاملی) به عنوان پایه، پیشنهاد میکند که توسعه ویژگیهای شخصیتی رایج تا حد زیادی توسط عوامل بیولوژیکی (به ویژه ژنتیک) تعیین میشود. این دیدگاه تا حدی از تحقیقاتی الهام گرفته شده است که نشان میدهد رتبهبندیها در مورد معیارهای شخصیت تحت تأثیر ژنهای فرد قرار دارند و به نظر میرسد سایر عوامل رشدی غیر ژنتیکی (مانند والدین فرزندخوانده) نقش شگفتآوری کمی ایفا میکنند.
سازندگان این نظریه، ویژگیهای شخصیتی پایدار را از «سازگاریهای مشخصه»، مانند نگرشها یا تلاشها، که توسط خلق و خوی ذاتی فرد و همچنین نیروهای خارجی شکل میگیرند، متمایز میکنند.
چه کسی نظریه پنج عاملی را مطرح کرد؟
این نظریه اولین بار در دهه ۱۹۹۰ توسط روانشناسان رابرت مککری (Robert McCrae) و پاول کاستا جونیور (Paul Costa Jr) مطرح شد. مککری و کاستا همچنین پرسشنامه شخصیتی NEO را در دهه ۱۹۷۰ ایجاد کردند.
تفاوت بین نظریه پنج عاملی و مدل پنج عاملی چیست؟
اگرچه نامهای مشابهی دارند، این مدل (که مورد استقبال بسیاری از محققان قرار گرفته است) روشی برای توصیف چگونگی سازماندهی ویژگیهای شخصیتی است؛ یعنی در قالب پنج بُعد بزرگ شخصیت. این نظریه روشی برای توضیح چگونگی توسعه و تغییر ویژگیهای شخصیتی است.
نظریه سرمایهگذاری اجتماعی: زیستشناسی و تجربه، شخصیت را شکل میدهند
در حالی که ویژگیهای شخصیتی به وضوح با ژنتیک مرتبط هستند، وراثت فرد تمام تفاوتهای شخصیتی را توجیه نمیکند. به نظر میرسد تأثیرات محیطی مشترک بین خواهر و برادرها، مانند نوع خاصی از فرزندپروری یا خانواده دوران کودکی، نقش جزئی ایفا میکنند. عوامل دیگری، که احتمالاً بسیار زیاد هستند، باید در کار باشند.
یک دیدگاه، که گاهی اوقات نظریه سرمایهگذاری اجتماعی نامیده میشود، پیشنهاد میکند که سرمایهگذاری شخصی افراد در نقشهای اجتماعی جدید، مانند همسر شدن یا شروع یک شغل، به توضیح رشد و تغییر شخصیت در طول زمان کمک میکند. در نقشهای جدید، افراد در معرض هزینهها و مزایای رفتار به روشهای خاص قرار میگیرند که به طور بالقوه شیوه زندگی فرد را در طول زمان تغییر میدهد، حتی با توجه به اینکه شخصیت فرد تحت تأثیر ژنتیک است.
چه کسی نظریه سرمایهگذاری اجتماعی را مطرح کرد؟
محققان متعددی به توسعه آن کمک کردهاند. یکی از طرفداران، روانشناس برنت رابرتز (Brent Roberts) است که به همراه همکارانش در دهه ۲۰۰۰، درباره «اصل سرمایهگذاری اجتماعی» نوشت (آنها همچنین مفهوم خود را مدل نئو-جامعهکاوی نامیدهاند.)
چه نوع نقشهای اجتماعی ممکن است منجر به تغییر شخصیت شوند؟
در یک شغل جدید، ممکن است به فرد به خاطر وقتشناسی و تلاش برای انجام وظایف پاداش داده شود یا برای همراهی با دیگران انگیزه داده شود. نقشهای بین فردی یا خانوادگی، مانند قرار گرفتن در یک رابطه جدید نیز ممکن است بر ویژگیهای شخصیتی تأثیر بگذارند.
آیا شخصیت میتواند ما را به انتخاب نقشهای خاص سوق دهد؟
بله. دیدگاه سرمایهگذاری اجتماعی نشان میدهد افرادی که ویژگیهای خاصی دارند، بیشتر به سمت نقشهای خاصی جذب میشوند و احتمال بیشتری دارد که در آنها سرمایهگذاری کنند. تجربه ایفای آن نقشها به نوبه خود ممکن است بر شخصیت آنها تأثیر بگذارد، به طور بالقوه با تقویت گرایشهای موجود. به عنوان مثال، یک فرد وظیفهشناس ممکن است شغلی را انتخاب کند که در نهایت او را وظیفهشناستر کند.
نظریه شناختی-عاطفی: شخصیت و موقعیتها
حتی کسی که گرایشهای خاصی را نشان میدهد (مثلاً در مقایسه با دیگران، پرخاشگرانه یا منفعلانه عمل میکند) لزوماً در هر موقعیت یا نوع تعامل اجتماعی به یک شکل رفتار نمیکند. اقتدار شخصی که با او روبرو میشوید یا اینکه آیا در ملاء عام هستید یا خیر، ممکن است تفاوت ایجاد کند. برخی از نظریهپردازان شخصیت تلاش کردهاند تا عوامل موقعیتی را در چگونگی درک شخصیت بگنجانند.
در نظریه سیستم شخصیتی شناختی-عاطفی (CAPS)، تصور میشود که «واحدهای واسطهای شناختی-عاطفی» با یکدیگر و با ویژگیهای موقعیتهای مختلف تعامل دارند تا الگوهای رفتاری را ایجاد کنند که افراد را متمایز میکند. این «واحدها» ممکن است شامل عوامل روانشناختی مانند انتظارات و باورهای فرد، اهداف و ارزشها و پاسخهای عاطفی او باشند.
چه کسی سیستم شخصیتی شناختی-عاطفی (CAPS) را پیشنهاد داد؟
CAPS توسط روانشناسان والتر میشل (Walter Mischel) و یویچی شودا (Yuichi Shoda) در دهه ۱۹۹۰ توسعه داده شد. آنها به دنبال حل یک تضاد آشکار بین یافتههای مربوط به سطح ثبات در ویژگیهای فردی و تغییرپذیری رفتار در موقعیتهای مختلف بودند.
آیا تأثیر موقعیتها به این معنی است که صفات واقعی نیستند؟
خیر. یک فرد ممکن است در برخی موقعیتها پرخاشگرتر، کمحرفتر یا پرانرژیتر باشد و در موقعیتهای دیگر کمتر. اما در بسیاری از موقعیتهای مختلف، ممکن است فرد همچنان تمایل داشته باشد که به طور کلی بیشتر یا کمتر پرخاشگر، کمحرفتر یا پرانرژیتر از دیگران باشد.
هویت روایی: شخصیت به عنوان یک داستان
در حالی که صفات به طور گسترده به عنوان اساسی برای شخصیت پذیرفته شدهاند، نظریهپردازان اغلب آنها را با عناصر دیگر به عنوان بخشی از یک دیدگاه چند سطحی ترکیب میکنند. هویت روایی یکی از این عناصر است. به طور خلاصه، برخی پیشنهاد میکنند که جزئیات روایی خاص تجربیات مهم زندگی یک فرد (و اینکه چگونه فرد آنها را به یکدیگر مرتبط میکند و از آنها معنا میگیرد) تصویر پیچیدهای از اینکه فرد در مقایسه با دیگران کیست را تکمیل میکند. در حالی که داستان زندگی خودساخته هر فرد حاوی اطلاعات بیشماری است، محققان سعی کردهاند عوامل مشترکی را شناسایی کنند که این روایتها را متمایز میکند.
چه کسی مفهوم هویت روایی را مطرح کرد؟
دن مکآدامز (Dan McAdams)، روانشناسی است که بیشترین ارتباط را با هویت روایی دارد. در دهه ۱۹۹۰، او دیدگاهی از شخصیت را مطرح کرد که در آن سه سطح در کنار هم وجود داشتند: ویژگیهای خلقی مرتبط با گرایشهای کلی؛ نحوه برخورد فرد با چالشها و وظایف در زمینههای خاص؛ هویتی مبتنی بر داستانهایی درباره خود.
چه عواملی داستانهای زندگی افراد را متمایز میکنند؟
در تحقیق اخیر، طرفداران دیدگاه هویت روایی شواهدی را برای «سه عامل بزرگ» احتمالی ارائه دادند: استدلال شرح حالگونه یا تغییر در درک فرد از خود یا گذشتهاش؛ جنبههای ساختاری، شامل انسجام کلی داستان زندگی؛ و مضامین انگیزشی و عاطفی، شامل جنبههایی مانند مثبت یا منفی بودن و حس عاملیت.
نظریههای روانپویشی: شخصیت، تعارضات درونی و اوایل زندگی
برخلاف نظریههای صفات مدرن، نظریههایی که ریشه در ایدههای روانکاوی دارند، تمایل دارند بر نقش بالقوه رشد اولیه در شکلگیری شخصیت تأکید کنند. زیگموند فروید (Sigmund Freud) پدر روانکاوی، شخصیت را تا حدودی شامل سه مؤلفه توصیف کرد: «نهاد» که توسط غریزه هدایت میشود، «فراخود» که توسط اخلاق مقید است و «خود» که نسبتاً معتدل است. تعاملات بین این عناصر برای کمک به توضیح رفتار فرد پیشنهاد شده است. او همچنین معتقد بود که تجربیات دوران کودکی تأثیر عمدهای بر شخصیت فرد دارند.
بسیاری از نظریهپردازانی که از فروید پیروی کردند (و تفکرشان اغلب با استفاده از اصطلاح روانپویشی به جای روانکاوی توصیف میشود) ایدههای او را اصلاح یا از آنها انشعاب یافتند. یکی از آنها کارل یونگ بود که «تیپهای» روانشناختی را مطرح کرد که الهامبخش آزمون محبوبی به نام شاخص تیپ مایرز-بریگز (MBTI) شد.
آیا نظریههای روانکاوی شخصیت هنوز مورد استفاده قرار میگیرند؟
در حالی که این نظریهها بر درک عمومی از شخصیت تأثیر گذاشتهاند، عموماً فاقد پشتوانه تجربی نظریههای معاصر هستند و جایگاه محوری در علم شخصیت فعلی ندارند. با این حال، برخی از محققان همچنان در حوزههایی که از ایدههای روانپویشی الهام گرفتهاند، فعالیت میکنند. مانند کسانی که جهتگیری دلبستگی و میزان ارتباط آن با دوران کودکی را مطالعه میکنند.
برخی از عواملی که فروید فکر میکرد بر شخصیت تأثیر میگذارند، کدامند؟
رویدادهای آسیبزا یا تعارضات درونی در طول رشد اولیه به عنوان عوامل مؤثر بر شخصیت مطرح شدند. همانندسازی یا اقتباس ویژگیهای فردی در زندگی، عامل دیگری بود که تصور میشد در این امر نقش دارد.
پیروان فروید چه تفاوتی با دیدگاه او در مورد شخصیت داشتند؟
نظریهپردازان الهام گرفته از فروید بر عوامل پیشنهادی متفاوتی در شکلگیری شخصیت تأکید کردهاند. به عنوان مثال، «نئوفرویدیها» مانند یونگ (Jung)، آلفرد آدلر (Alfred Adler) و کارن هورنی (Karen Horney)، تأکید فروید بر تکانههای جنسی و پرخاشگری را به چالش کشیدند و بیشتر بر عوامل اجتماعی و فرهنگی تمرکز کردند.
نظریههای انسانگرایانه: شخصیت و پتانسیل انسانی
روانشناسی انسانگرایانه که در اواسط قرن بیستم توسط چهرههایی مانند آبراهام مازلو (Abraham Maslow) و کارل راجرز (Carl Rogers) توسعه یافت، توجه خود را بر افراد و ویژگیهای مثبت آنها، از جمله انگیزه آنها برای دستیابی به پتانسیل کامل خود، متمرکز کرد.
مازلو به خاطر سلسله مراتب نیازهایش، که در آن نیازهای اساسی مانند تغذیه و ایمنی در پایینترین سطح و خودشکوفایی در بالا قرار دارند، مشهور است. او استدلال کرد افرادی که به خودشکوفایی میرسند (یعنی پتانسیل انسانی خود ادراکی خود را فعال میکنند) چیزی را نشان میدهند که او آن را «سندرم شخصیت منسجم» مینامید. راجرز شخصیت سالم را نتیجه تطابق بین خودِ ادراکشده و خودِ مورد انتظار فرد میدانست.
مازلو معتقد بود که افراد خودشکوفا چه ویژگیهایی دارند؟
از جمله ویژگیهای دیگر، مازلو اظهار داشت که افراد خودشکوفا معمولاً خلاق، دلسوز، واقعبین و متمایل به کمک به دیگران هستند. همانطور که او توصیف کرد، خودشکوفایی یک دستاورد نسبتاً نادر است. او از چهرههای تاریخی مانند لینکلن و انیشتین به عنوان نمونههایی از افراد خودشکوفا نام برد.
چه دیدگاههای دیگری با روانشناسی انسانگرا مرتبط هستند؟
ایدههای روانشناسان انسانگرا شباهتهایی با روانشناسان وجودی مانند ویکتور فرانکل (Viktor Frankl) دارد. نظریهپردازان در هر دو حوزه به ظرفیت افراد برای شکلدهی به زندگی خود علاقه دارند. روانشناسی انسانگرا همچنین به الهام بخشیدن به روانشناسان مثبتنگر کمک کرده است، که به دنبال تمرکز بر نقاط قوت و فضایل شخصیتی افراد بودهاند.