نکات کلیدی این مطلب:
- شرم، عامل اصلی اما نادیده گرفته شده اختلالات خوردن در بازماندگان تروما است.
- تقریبا ۵۰٪ از افرادی که تحت درمان اختلالات خوردن هستند، سابقه آسیب جنسی را گزارش میکنند.
- درمان مؤثر باید شرم را هدف قرار دهد (نه فقط علائم را) تا از بهبودی پایدار پشتیبانی کند.
کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – شرم یکی از قدرتمندترین پیامدهای آسیبهای روحی است، با این حال همچنان یکی از مواردی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در حالی که ترس اغلب به عنوان یکی از نشانههای استرس پس از سانحه شناخته میشود، شرم تمایل دارد که به آرامی در پسزمینه باقی بماند؛ کشف نشده اما عمیقاً مخرب. این امر به ویژه در مورد بازماندگان آسیبهای جنسی صادق است که در آنها شرم نه تنها به عنوان پاسخ عاطفی، بلکه به عنوان آسیب روانی عمیق عمل میکند. شرم خودپنداره را تحریف میکند، تجسم را مختل میکند و خطر ابتلا به رفتارهای غذایی نامنظم را به میزان قابل توجهی افزایش میدهد.

مطالعات تجربی به طور مداوم تجربیات سوءاستفاده جنسی در دوران کودکی را با افزایش میزان اختلالات خوردن (به ویژه پرخوری عصبی و اختلال پرخوری افراطی) مرتبط میدانند. یافتههای متاآنالیز نشان میدهد که بین 30 تا 50 درصد از افراد تحت درمان اختلالات خوردن، سابقه آسیب جنسی را گزارش میکنند. در این جمعیت، شرم هم به عنوان پیامد آسیب و هم به عنوان مکانیسمی که اختلال خوردن را در طول زمان حفظ میکند، پدیدار میشود. این صرفاً محصول جانبی رنج نیست، بلکه محرک آن نیز هست.
پیامهای شرم میتوانند ویرانگر باشند:
- تو زیادی هستی
- تو کافی نیستی
- تو سزاوار اتفاقی بودی که افتاد
- مشکل، از خودت است
برای بسیاری از بازماندگان، شرم نه تنها در ذهن بلکه در بدن نیز ریشه میدواند. شرم، درک از خود را تحریف میکند، اعتماد به نفس را از بین میبرد و هرگونه حس امنیت درونی را از بین میبرد. مراجعینی که هم آسیب جنسی و هم اختلال خوردن را تجربه کردهاند، اغلب فاش میکنند که ترس اصلی آنها مربوط به وزن یا ظاهر نیست. میل به لاغری اغلب آرزوی عمیقتر برای ناپدید شدن یا نادیده ماندن را پنهان میکند. تلاشها برای سالم به نظر رسیدن اغلب از حس عمیقتر شرم یا انزجار معطوف به بدن ناشی میشود. در حالی که این رفتارها بر غذا متمرکز هستند، درد نهفته، نشاندهندهی جدایی بسیار عمیقتر از خود است. (پیشنهاد میشود مطلب شرم، راهی برای شکوفایی را مطالعه کنید.)
ما به اندازه کافی در مورد اینکه شرم تا چه حدی میتواند زندگی درونی افراد مبتلا به اختلالات خوردن را تحت تاثیر قرار دهد، صحبت نمیکنیم. در ظاهر، اختلال خوردن ممکن است به عنوان تلاشی برای کنترل، لاغری یا کمال به نظر برسد. اما در باطن، برای بسیاری، نوعی خودتنبیهی است؛ راهی برای ابراز باورهای ناگفته مانند “من بیارزش هستم”، “من مقصرم” یا “بدنم باعث این شده است”.
این باورها از ناکجاآباد ناشی نمیشوند. آسیب جنسی به بدن میآموزد که ناامن، غیرقابل دوست داشتن یا حتی مقصر است. بازماندگان اغلب سوءاستفاده را به عنوان اتفاقی که خودشان باعث آن شدهاند یا نتوانستهاند جلوی آن را بگیرند، درونی میکنند.
به عنوان وسیلهای برای مقابله، بسیاری سعی میکنند بدن خود را نادیده بگیرند. آنها غذا را محدود میکنند تا گرسنگی درد را در خود غرق کند، برای پر کردن خلأ به پرخوری روی میآورند ویا بدن خود را پاکسازی میکنند تا دوباره احساس پاکی کنند. اینها اعمالی از روی غرور نیستند، بلکه تلاشهایی برای مدیریت درد عاطفی غیرقابل تحمل هستند.
شرم و اختلال خوردن چرخهای معیوب را تشکیل میدهند. رفتارهایی مانند محدودیت یا پرخوری اغلب شرم را تشدید میکنند و منجر به کنارهگیری و سنگربندی بیشتر میشوند. مطالعات تصویربرداری عصبی نشان دادهاند که شرم مناطقی از مغز را که مربوط به درد جسمی میباشند را فعال میکند که ممکن است به توضیح اینکه چرا رفتارهای اختلال خوردن میتوانند موقتاً تسکیندهنده باشند، کمک کند. اما این رفتارها زخم را التیام نمیبخشند. در واقع، اغلب آن را عمیقتر میکنند. (پیشنهاد میشود مطلب چگونه خود را با تمام معایب دوست داشته باشیم را مطالعه کنید.)
بهبودی به چیزی بیش از کاهش علائم نیاز دارد. برای افرادی که سابقه تروما دارند (به ویژه آنهایی که تحت فشار شرم هستند) بهبودی شامل تمرکز مستقیم و پایدار بر شناختها و احساسات مرتبط با شرم است. درمانهای مبتنی بر شواهد مانند درمان پردازش شناختی (CPT) و درمان متمرکز بر شفقت (CFT) با کمک به مراجعین برای ارزیابی مجدد سرزنش خود و ایجاد باورهای سازگارانهتر در مورد خود و بدنشان، اثربخشی خود را در کاهش شرم نشان دادهاند.
یکی از اجزای اصلی درمان، شامل شناسایی و به چالش کشیدن باورهای درونی شدهای است که خود را آسیب دیده، بیارزش یا مقصر جلوه میدهند. در CPT، به این باورها «نقاط گیر» گفته میشود و مراجعین در ارزیابی شواهد حمایت میشوند. در CFT، تمرکز به سمت پرورش شفقت به خود، به ویژه برای بخشهایی که به دلیل شرم ساکت، طرد یا پنهان شدهاند، تغییر میکند. هر دو رویکرد بر اهمیت امنیت عاطفی، ارتباط رابطهای و آگاهی بدون قضاوت تأکید دارند.
بهبودی از تروما به معنای پاک کردن گذشته نیست. بهبودی، شامل بازیابی بخشهایی از خود است که توسط شرم سرکوب یا تحریف شدهاند. این امر مستلزم این شناخت است که اختلال خوردن، اگرچه مضر است، اما اغلب به عنوان یک استراتژی بقا عمل میکرد. این رفتارها به عنوان تلاشهایی برای ایجاد پیشبینیپذیری، ایجاد کنترل یا بیحس کردن احساسات طاقتفرسا در محیطی که احساس ناامنی میکرد، عمل میکردند. درمان مؤثر باید این عملکرد را تصدیق کند، به ترومای اساسی بپردازد و از توسعه روشهای سالمتر و پایدارتر برای مقابله و ارتباط با بدن حمایت کند. برای اینکه بتوانید از درمان بهرهمند شوید، پیشنهاد میشود از مشاوره فردی کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان استفاده کنید.
«پیشنهاد میشود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای شناخت و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»
مطالب مشابه:
- خود کاذب؛ زندانی که خودمان ساختهایم
- نوروبیولوژی عادتها
- اختلال پرخوری عصبی چیست؟ نکات مهم + 3 راه درمان
- طرحواره درمانی، غلبه بر میراث دوران کودکی
- شرم، احساس تابویی که باید با آن دوست شویم
- تاثیر تروما بر نیازهای اساسی انسان
- چرا شفقت یا دلسوزی به خود دشوار است؟
- چرا جلوگیری از پرخوری سخت است؟
- نحوه تشخیص و رهایی از “ترحم به خود”
- چگونه شرم ناشی از احساسات را از بین ببریم؟
- آیا اختلال در تصمیم گیری و دوسوگرایی نشانههایی از تروما هستند؟
- ذهن خود را از حلقه های افکار منفی آزاد کنید
- راه حلهای موثر برای درمان تروما
- برای خودکنترلی نیازی به اراده نیست