نکات کلیدی این مطلب:
- فریب را میتوان تلاش عمدی برای ایجاد یا حفظ یک برداشت نادرست در ذهن فرد دیگر دانست.
- پیچیدهترین نوع فریبکاری زمانی رخ میدهد که فرد نه تنها واقعیت را تحریف میکند، بلکه احساسات طرف مقابل را نیز مدیریت میکند.
- یکی از اشتباهات رایج این است که تصور کنیم قربانی فریب حتماً فرد ساده لوحی بوده است.
کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – عشق معمولاً با اعتماد شروع میشود. ما وارد یک رابطه میشویم، بخشی از آسیب پذیری خود را به دیگری نشان میدهیم و امیدواریم آنچه میدهیم، با صداقت پاسخ داده شود. اما همیشه این اتفاق نمیافتد.
بعضی افراد وارد رابطه میشوند تا ارتباطی واقعی بسازند؛ بعضی دیگر، آگاهانه یا ناآگاهانه، از رابطه برای رسیدن به هدفی استفاده میکنند. ممکن است آن هدف توجه، قدرت، امنیت، تأیید، رابطه جنسی، پول یا حتی احساس برتری باشد.
اینجاست که مفهوم «فریب» در روابط اهمیت پیدا میکند. فریبکار لزوماً فردی نیست که دروغ بزرگی میگوید. گاهی فریب بسیار ظریفتر است؛ موضوعی را پنهان میکنیم، تصویری متفاوت از خودمان ارائه میدهیم، احساسات طرف مقابل را دستکاری میکنیم یا او را به این باور میرسانیم که رابطه معنایی دارد که در واقع برای ما ندارد. به همین دلیل، اگر عشق را نوعی میدان نبرد بدانیم، همه با یک مدل قواعد اخلاقی وارد آن نمیشوند.

فریب دقیقاً چیست؟
فریب را میتوان تلاش عمدی برای ایجاد یا حفظ یک برداشت نادرست در ذهن فرد دیگر دانست. نکته مهم این است که فریب همیشه با «دروغ گفتن» یکی نیست.
فردی ممکن است هیچ جمله کاملاً دروغی نگوید، اما با حذف اطلاعات مهم، ایجاد ابهام یا ارسال سیگنالهای متناقض، طرف مقابل را به نتیجهای برساند که خودش میخواهد.
مثلاً کسی که قصد تعهد ندارد، اما مرتب درباره آینده مشترک صحبت میکند، ممکن است از نظر فنی قول مشخصی نداده باشد؛ بااینحال، رفتارش میتواند انتظاری ایجاد کند که با نیت واقعی او تفاوت دارد.
در روابط عاطفی، این نوع فریبها خطرناکاند، زیرا ما معمولاً اطلاعات را فقط با منطق پردازش نمیکنیم. امید، دلبستگی و ترس از دست دادن نیز بر قضاوت ما تأثیر میگذارند.
سه چهره متفاوت فریبکاری
فریبکاران را نمیتوان در یک قالب قرار داد. انگیزهها و شیوههای آنها متفاوت است. با این حال، میتوان سه الگوی اصلی را در رفتار فریبکارانه تشخیص داد.
۱. فریبکار خودمحور؛ «مهم این است که من برنده شوم»
این گروه بیشتر به نتیجهای که برای خودشان به دست میآورند اهمیت میدهند تا تأثیری که رفتارشان بر دیگری میگذارد. آنها ممکن است جذاب، اجتماعی و حتی بسیار مهربان به نظر برسند. مشکل زمانی آشکار میشود که منافعشان با نیازهای شریک عاطفی در تضاد قرار میگیرد.
فرد خودمحور ممکن است برای به دست آوردن توجه، رابطه یا تأیید، تصویری جذابتر از واقعیت خود ارائه دهد. وقتی به هدفش رسید، انگیزهاش برای حفظ همان رفتار کاهش پیدا میکند.
در اینجا مسئله فقط دروغ نیست؛ مسئله این است که دیگری به یک «وسیله» برای رسیدن به هدف تبدیل میشود. در چنین رابطهای ممکن است احساس کنید زمانی ارزشمند هستید که نیازهای طرف مقابل را برآورده میکنید.
۲. فریبکار فرصتطلب؛ «تا وقتی به نفع من است»
این نوع فریبکار لزوماً از ابتدا برنامه دقیقی برای سوءاستفاده ندارد. او بیشتر شرایط را میسنجد و هرجا فرصتی ببیند، از آن استفاده میکند.
ممکن است متوجه شود شریک عاطفیاش از ترک شدن میترسد؛ بنابراین از این ترس برای کنترل رابطه استفاده کند. یا بفهمد که طرف مقابل برای حفظ رابطه حاضر است از خواستههای خودش بگذرد. در این حالت، بهتدریج مرزها را جابهجا میکند.
این نوع فریبکاری میتواند بسیار تدریجی باشد. یک دروغ کوچک، یک پنهانکاری، یک وعده مبهم و سپس یک قدم دیگر. مشکل اینجاست که هر رفتار به تنهایی شاید آنقدر جدی به نظر نرسد. اما وقتی کنار هم قرار میگیرند، الگویی شکل میگیرد که در آن یک نفر دائماً امتیاز میگیرد و دیگری دائماً هزینه میدهد.
۳. فریبکار عاطفی؛ «میخواهم احساس تو را کنترل کنم»
پیچیدهترین نوع فریبکاری زمانی رخ میدهد که فرد نه تنها واقعیت را تحریف میکند، بلکه احساسات طرف مقابل را نیز مدیریت میکند تا به نتیجه مطلوب خودش برسد.
این افراد ممکن است از احساس گناه، ترس، حسادت یا ناامنی استفاده کنند. مثلاً وقتی شریکشان اعتراضی منطقی مطرح میکند، به جای پاسخ دادن، او را متهم میکنند که «زیادی حساس» است. یا پس از رفتاری آسیب زننده، به جای پذیرفتن مسئولیت میگویند: «اگر واقعاً من را دوست داشتی، چنین برداشتی نمیکردی.»
در اینجا فرد تلاش میکند مسئله اصلی را از «رفتار من» به «احساس تو» منتقل کند. اگر این الگو تکرار شود، فرد مقابل ممکن است به تدریج به ادراک خودش شک کند. او دیگر نمیداند آیا واقعاً اتفاقی افتاده یا بیش از حد واکنش نشان داده است.
این وضعیت میتواند رابطه را به محیطی تبدیل کند که در آن یک نفر دائماً واقعیت را تعریف میکند و دیگری مجبور است خودش را با آن تعریف تطبیق دهد. (پیشنهاد میشود مطلب چگونه آزار عاطفی را تشخیص دهیم؟ را مطالعه کنید.)
چرا افراد فریبکار را باور میکنیم؟
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور کنیم قربانی فریب حتماً فرد ساده لوحی بوده است، اما واقعیت پیچیدهتر است. افراد باهوش، تحصیل کرده و باتجربه نیز میتوانند فریب بخورند؛ به خصوص زمانی که احساسات قدرتمندی درگیر باشند.
عشق یک عامل مهم است. وقتی کسی را دوست داریم، مغز ما تمایل دارد اطلاعاتی را که با امیدهایمان سازگار است برجستهتر ببیند.
امید میگوید: «شاید این بار متفاوت باشد.»
دلبستگی میگوید: «نباید از دستش بدهم.»
ترس میگوید: «اگر بروم، شاید دیگر کسی را پیدا نکنم.»
و همین صداها میتوانند نشانههایی را که در حالت عادی جدی میگرفتیم، کم رنگ کنند. (پیشنهاد میشود مطلب چگونه خودفریبی را تشخیص دهیم؟ را مطالعه کنید.)
نشانه مهمتر از رفتار، «الگو» است
هر انسانی ممکن است یکبار دروغ بگوید، اشتباه کند، از گفتن حقیقت بترسد یا رفتاری متناقض داشته باشد. بنابراین نباید بر اساس یک اتفاق، فوراً به کسی برچسب «فریبکار» زد. آنچه اهمیت دارد، الگوی تکرارشونده است.
- آیا وعدهها مرتباً با رفتارها تناقض دارند؟
- آیا فرد فقط زمانی صادق است که منافعش تأمین باشد؟
- آیا مسئولیت اشتباهاتش را میپذیرد یا همیشه تقصیر را به گردن شما میاندازد؟
- آیا وقتی مرزی تعیین میکنید، به آن احترام میگذارد؟
- آیا بعد از مواجهه با یک دروغ، واقعاً تغییر میکند یا فقط روش فریب را تغییر میدهد؟
این پرسشها معمولاً از یک جمله یا یک اتفاق، اطلاعات بیشتری درباره کیفیت یک رابطه به ما میدهند.
عشق نباید مسابقه قدرت باشد
یکی از خطرناکترین پیامدهای فریب در رابطه این است که عشق را از یک ارتباط دوطرفه به بازی قدرت تبدیل میکند. در رابطه سالم، آسیب پذیری فرصتی برای نزدیکتر شدن است. اما در رابطه ناسالم، همان آسیب پذیری میتواند به سلاح تبدیل شود.
- چیزی را که درباره ترسهایتان گفتهاید، علیه شما استفاده میکنند.
- چیزی را که درباره گذشتهتان تعریف کردهاید، برای تحقیرتان به کار میبرند.
- چیزی را که درباره نیازهایتان گفتهاید، تبدیل به اهرمی برای کنترل شما میکنند.
به همین دلیل، اعتماد سالم به معنای اعتماد کورکورانه نیست. اعتماد سالم یعنی بتوانیم در کنار دوست داشتن، مشاهده کنیم؛ در کنار صمیمیت، مرز داشته باشیم و در کنار امید، واقعیت را ببینیم. (پیشنهاد میشود مطلب از عشق تا ویرانی را مطالعه کنید.)
چگونه از خودمان محافظت کنیم؟
اولین قدم، کنار گذاشتن این تصور است که عشق باید ما را از عقل و قضاوت محروم کند. عشق و آگاهی میتوانند همزمان وجود داشته باشند.
- اگر رفتار کسی مرتباً با حرفهایش تناقض دارد، رفتار را جدی بگیرید.
- اگر دائماً احساس میکنید باید خودتان را توضیح دهید، علت را پیدا کنید.
- اگر در رابطهای هستید که در آن مدام احساس گناه، سردرگمی یا ناامنی میکنید، این احساسات را صرفاً ضعف شخصی تلقی نکنید.
- مهمتر از همه، مرزها را آزمایش کنید.
یکی از بهترین راهها برای شناخت کیفیت یک رابطه، دیدن واکنش فرد مقابل به «نه» شنیدن است. آدمی که به شما احترام میگذارد ممکن است ناراحت شود، اما مرز شما را به رسمیت میشناسد. فرد کنترلگر تلاش میکند مرز را بشکند، شما را مقصر کند یا برای تغییر تصمیمتان فشار بیاورد.
پایان بازی فریب، معمولاً فقط از دست دادن رابطه نیست
فریب عاطفی میتواند چیزی بیشتر از پایان یک رابطه را به همراه داشته باشد. ممکن است اعتماد فرد به قضاوت خودش را نیز تضعیف کند.
کسی که بارها فریب خورده، ممکن است بعدها حتی در برابر یک رابطه سالم نیز محتاط، بدبین یا بیش از حد شکاک شود. اما تجربه فریب نباید به این نتیجه منجر شود که «نباید به هیچکس اعتماد کرد». درس سالمتر این است که “اعتماد باید ساخته شود، نه اینکه یک باره و بدون بررسی اهدا شود.”
رابطه سالم جایی نیست که هیچکس اشتباه نمیکند؛ جایی است که صداقت، مسئولیت پذیری و احترام به مرزها از بازی قدرت مهمترند. (پیشنهاد میشود مطلب ۱۰ روش هوشمندانه برای شناسایی و متوقف کردن افراد فریبکار را مطالعه کنید.)
عشق، میدان جنگ نیست
شاید استعاره «میدان نبرد» درباره عشق جذاب باشد، اما رابطه سالم اساساً نبرد نیست.
- قرار نیست یکی برنده و دیگری بازنده باشد.
- قرار نیست یکی اطلاعات بیشتری داشته باشد و دیگری دائماً در تاریکی بماند.
- قرار نیست ضعف یک نفر، قدرت نفر دیگر باشد.
فریبکاران ممکن است در کوتاه مدت موفق شوند؛ اما رابطهای که بر پنهانکاری، دستکاری و سوءاستفاده بنا شده، نمیتواند پایه محکمی برای صمیمیت واقعی بسازد.
بلوغ عاطفی یعنی نه فقط اینکه بدانیم چگونه دوست بداریم، بلکه بدانیم در چه شرایطی نباید اعتمادمان را بیقیدوشرط واگذار کنیم. گاهی مهمترین نشانه عشق سالم، شدت احساسات نیست؛ احساس امنیت در کنار حقیقت است.
«پیشنهاد میشود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای شناخت و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»
مطالب مشابه:
- چه زمانی رابطه جنسی اخلاقی است؟
- وقتی انتقاد به توجیه تبدیل میشود
- تله های سوءاستفاده کلامی را بشناسیم
- ۵ فرد خطرناک که کارل یونگ میگوید باید از آنها دوری کنید
- نیاز به اطمینان جویی؛ زنگخطری در روابط عاطفی
- چگونه «حسادت هدف» ما را گمراه میکند؟
- 5 گام برای رهایی از سوء استفاده عاطفی
- سه گانه تاریک شخصیت
- 5 نکته برای مقابله با جدایی عاطفی
- اثر پیگمالیون (Pygmalion)
- شرم، احساس تابویی که باید با آن دوست شویم
- اخاذی مداوم چگونه روان ما را بازنویسی میکند
- با افراد غیر منطقی چگونه رفتار کنیم؟
- خود تخریبی؛ چرا خودتان را عقب نگه می دارید؟
- سه نشانه کرختی عاطفی
- 3 کلمه که باعث دوری عاطفی میشود
- تله سازگاری در روابط عاطفی و اجتماعی
- آیا نیازهای عاطفی خود را نادیده میگیرید؟
- 6 نکته برای افرادی که مورد غفلت عاطفی قرار گرفتهاند