نکات کلیدی این مطلب:
- هدف واقعی در لذت از فرآیند نهفته است، نه فقط دنبال کردنِ نتایج یا موفقیت.
- هدف باید حس نشاط و شکستناپذیری به شما بدهد. اگر دیگر شما را شاد نمیکند، مسیرتان را تغییر دهید.
- شما به یک هدف بزرگ نیاز ندارید. اشتیاقهای متعدد میتوانند به زندگی شما معنا ببخشند.
کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – زمانی که به صورت داوطلب در آسایشگاه سالمندان مشغول به کار بودم، به طور خاص سالمندی به نام مریم مرا تحت تاثیر قرار داد. او سالها از شوهرش که مدتها با سرطان پروستات دست و پنجه نرم میکرد، مراقبت کرده بود. پس از مرگ شوهرش، مریم شغلش را به عنوان استاد زبان انگلیسی دانشگاه رها کرد و خود را وقف فعالیت محبوبش یعنی شعر نوشتن کرد.
مریم هر روز، داستانهایی فراتر از شلوغی شهر در آپارتمان سادهاش مینوشت. او اشعار بیشماری را برای مجلات و روزنامهها میفرستاد. لحظه مورد علاقهاش هر بعدازظهر بود، زمانی که پیامها را چک میکرد یا ایمیلش را باز میکرد تا ببیند آیا ایمیلی در خصوص تایید انتشار برایش ارسال شده است یا خیر.
من مریم را بعد از گسترش سرطان روده بزرگش ملاقات کردم. طی چند ماه، شاهد زوال او بودم، ابتدا از نظر جسمی و سپس از نظر روحی. اما در آخرین ملاقاتم، لحظهای کوتاه از روشنی و وضوح به من دست داد. او رو به من کرد و پرسید که آیا روی شعری کار میکنم؟. وقتی گفتم بله، اصرار داشت که همان لحظه آن را ببیند.
مریم تنها چند روز بعد فوت کرد. وقتی من و خانوادهاش وسایلش را مرتب کردیم، کاغذ شعرم را روی میزش پیدا کردیم. پر از یادداشتهای قرمزی بود که در حاشیهها نوشته بود.
مریم تا آخرین لحظات عمرش، کاری عمیقاً معنادار برای خودش انجام میداد. او به دیگران کمک میکرد تا شعرهای بهتری بنویسند.
داستان او تنها یکی از داستانهای بسیاری است که در طول چند سال کار در آسایشگاه با آنها مواجه شده بودم. این داستان چیزی را منعکس میکند که عمیقاً به آن اعتقاد پیدا کردهام: «هدف، دستاورد بزرگی نیست. اغلب در چیزهای روزمرهای که دوست داریم یافت میشود». اگرچه من در نامیدن هر چیزی در زندگی به عنوان قانون تردید دارم، اما در این مطلب پنج اصل راهنما وجود دارد که میتواند به شما کمک میکند تا حس هدف خود را پیدا کرده و با آن زندگی کنید.

قانون ۱: عاشق فرآیند باشید
داستان مریم تمایز مهمی را بین هدف بزرگ (نوع گسترده و هدفمحور) و هدف کوچک (نوعی که میتوانیم هر روز زندگی کنیم) آشکار میکند. هدف بزرگ اغلب با اضطراب و فشار همراه است. از سوی دیگر، هدف کوچک در مورد لذت انجام دادن است. مریم شعر را برای انتشار ننوشت؛ او نوشت زیرا عاشق عمل بود. برای مریم، موفقیت توسط فرآیند تعریف میشد. (پیشنهاد میشود مطلب “اضطراب هدف” چیست و چه نشانههایی دارد؟ را مطالعه کنید.)
قانون ۲: هدف باید غیرممکن باشد که شکست بخورد
بسیاری از افراد تصور میکنند هدف فقط در صورتی معتبر است که منجر به موفقیت قابل اندازهگیری شود. شما باید از کوه بالا بروید یا جایزهای ببرید. اما هدف واقعی در مورد مقصد نیست، در مورد لذت گذراندن زمان بیشتر در طول جریان است. آن لحظاتی که آنقدر درگیر هستید که متوجه گذر زمان نمیشوید.
شکست فقط زمانی اتفاق میافتد که دیگر از چیزی که زمانی به شما انرژی میداد لذت نبرید. این نشانهی تغییر است، نه تسلیم شدن. (پیشنهاد میشود مطلب تعریف مجدد موفقیت در زندگی را مطالعه کنید.)
قانون ۳: هیچ قانونی وجود ندارد (به جز این چند قانون)
هدف لازم نیست مادام العمر، تغییر دهنده جهان یا حتی خیلی جدی باشد. میتواند یک فصل طول بکشد و میتواند شخصی باشد. هدف مریم زمانی شبیه تدریس بود و بعداً به شعر تبدیل شد.
هدف میتواند فراگیر یا شخصی باشد. آرام یا بلند. مهم این است که برای شما زنده به نظر برسد.
قانون ۴: هدفمند و بیقید و بند باشید
یکی از محدودکنندهترین باورهایی که میشنوم این است که هر کدام از ما یک هدف «واقعی» داریم. اما انسانها به ندرت تکبعدی هستند. اشکالی ندارد که علایق و اهداف زیادی داشته باشیم.
مریم فقط شعر نمیگفت؛ او عاشق بازیهای تختهای هم بود. او شبهای بیشماری را با دوستانش در ساختمانش میگذراند و دور میز بازی میخندید. هدف شما لازم نیست تکبعدی باشد، بگذارید گسترده باشد. (پیشنهاد میشود مطلب کاوش معنا و ارزش در زمان آشفتگی را مطالعه کنید.)
قانون ۵: بگذارید هدف شما را به دیگران متصل کند
اگر با من از چهار طبقه پله بالا میرفتید و وارد آپارتمان مریم میشدید، فکر میکردید که او خیلی ثروتمند نیست. دیوارهایش تقریباً بیروح و مبلمانش کهنه بود.
با این حال، اگر تعداد هنرمندان، نویسندگان و افراد خلاقی را که در طول چند ماه گذشته به او مراجعه میکردند دیده بودید، متوجه میشدید که او ارتباطات زیادی داشته است و این ارتباطات برای او بسیار مهم بوده است.
وقتی هدفی را دنبال میکنید که به شما معنا میدهد و شما را روشن میکند، دیگران نیز به سمت آن انرژی جذب میشوند و هدف به آهنربایی برای ارتباط تبدیل میشود.
در پایان:
مریم قصد نداشت زندگی باشکوه یا قهرمانانهای داشته باشد. او صرفاً از آنچه به او نشاط میداد پیروی کرد و با این کار، همه اطرافیانش را تحت تأثیر قرار داد. او به ما یادآوری میکند که هدف فقط برای جوانان، جاهطلبان یا افراد موفق نیست. برای همه ما در هر سن و مرحلهای است.
اگرچه من اینها را به عنوان «قوانین» مطرح کردهام، اما در واقع فقط پیشنهاد هستند. آنها را امتحان کنید. ببینید کدام مناسب است و در صورت نیاز، تغییرات لازم را انجام دهید.
حقیقت این است که زمان ما در این دنیا محدود است و اگرچه همیشه نمیتوانیم اتفاقات زندگیمان را کنترل کنیم، اما میتوانیم انتخاب کنیم که چگونه روزهایمان را بگذرانیم. مانند مریم، میتوانیم تصمیم بگیریم چه کاری انجام دهیم که ما را روشن کند، آن را با دیگران به اشتراک بگذاریم و اجازه دهیم اقدامات کوچک اما هدفمند ما به میراث ما تبدیل شود.
بنابراین از خودتان بپرسید: وقتی صحبت از هدف میشود… آیا از قوانین ذکر شده در این مطلب پیروی میکنید؟
«پیشنهاد میشود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای شناخت و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»
مطالب مشابه:
- آیا روشنبینی میتواند به معنای پذیرش بیاهمیت بودن خودمان باشد؟
- توهم سرعت بیشتر در زندگی
- داستان سرایی، پلی میان معنا و هدف
- کنجکاوی، راهنمای شما برای معنا و تحقق
- 5 ذهنیت روانشناختی که برای موفقیت نیاز دارید
- ترس را بشکنید تا آزادی را بسازید
- چه زمانی ندانستن بهتر از دانستن است؟
- 3 کاری که امروز می توانید انجام دهید تا معنای بیشتری به زندگی خود بیافزایید.
- تابآوری؛ سلاحی نامرئی در نبرد با سرطان
- برای موفقیت در روابط، شفقت به خود را پرورش دهید
- احساساتی که مغز را تسخیر میکنند
- 7 راهکار برای مقابله با احساس آشفتگی در زندگی
- رمزگشایی ریشه ها و هدف منتقد درونی
- قوانین موفقیت برای رسیدن به اهداف
- آگاهی، کلید زندگی کامل
- مسئولیت پذیری چگونه زندگی شما را تغییر میدهد
- رضایت، کلید رضایت از زندگی
- 3 ایده از ارسطو برای ساختن یک زندگی خوب
- خودآگاهی و 7 راهکار علمی برای تقویت آن