می‌خواهید از شما مراقبت شود یا مورد توجه قرار بگیرید؟ - کلینیک روانشناسی آوان | مرکز مشاوره روانشناختی

می‌خواهید از شما مراقبت شود یا مورد توجه قرار بگیرید؟

فهرست مطالب

کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – وقتی درباره عشق و رابطه عاطفی صحبت می‌کنیم، گاهی «مراقبت کردن» و «توجه کردن» را یکی می‌دانیم. مثلاً می‌گوییم: «او خیلی از من مراقبت می‌کند» و منظورمان این است که «او حواسش به من هست و مرا می‌بیند.» اما در واقع، این دو مفهوم کاملاً یکسان نیستند.

ممکن است کسی خیلی خوب از شما مراقبت کند؛ برایتان غذا درست کند، داروهایتان را به شما یادآوری کند و وقتی بیمار هستید کنارتان بماند، اما در عین حال نداند در ذهن و دنیای درونی شما چه می‌گذرد. از طرف دیگر، ممکن است کسی شما را به‌خوبی بشناسد و واقعاً «ببیند»؛ احساسات ناگفته‌تان را متوجه شود، تناقض‌های رفتاری‌تان را بشناسد و بفهمد چه چیزی در درونتان می‌گذرد، اما وقتی بیمار می‌شوید لزوماً کسی نباشد که برایتان سوپ درست کند یا از شما مراقبت عملی کند.

بنابراین، مراقبت کردن و دیده‌شدن، اگرچه به هم نزدیک‌اند، اما یکی نیستند. شاید بد نباشد از خودمان بپرسیم: در یک رابطه عاشقانه، بیشتر به کدام نیاز داریم؟ به کسی که از ما مراقبت کند، کنارمان بماند و احساس امنیت به ما بدهد، یا به کسی که واقعاً ما را بشناسد، احساساتمان را بفهمد و بتواند دنیای درونی ما را ببیند؟

می‌خواهید از شما مراقبت شود یا مورد توجه قرار بگیرید؟

مراقبت: عشق به شکل عمل

مراقبت، عشقی است که به فعل تبدیل شده. در سنت‌های بسیاری از جوامع، به‌ ویژه در فرهنگ‌هایی که خانواده و جمع بر فردیت اولویت دارد، مراقبت همان زبان اصلی عشق است. پدری که شب تا دیر وقت کار می‌کند تا هزینه‌ها را بدهد، مادری که نگران سلامت فرزندش است، همسری که وقتی شریکش بیمار می‌شود همه‌چیز را کنار می‌گذارد، این‌ها نمونه‌های آشکار مراقبت‌اند.

روانشناسان دلبستگی مانند نظریه‌ پردازانی همچون جان بالبی (John Bowlby) و ماری اینزورث (Mary Ainsworth) نشان داده‌اند که حس امنیت روانی انسان از دوران کودکی با تجربه‌ی مراقبت‌ شدن گره خورده است. کودکی که می‌داند وقتی گریه کند کسی می‌آید، «پایگاه امن» درونی می‌سازد. در بزرگسالی نیز، بسیاری از ما در رابطه به دنبال بازسازی همان حس امنیت هستیم، مثلا: کسی که همیشه هست، کسی که در بحران غیبش نمی‌زند، کسی که «مسئولیت» ما را بر عهده می‌گیرد.

مراقبت، اما می‌تواند یک‌ طرفه و حتی ابزاری هم بشود. گاهی مراقبت‌ کردن راهی می‌شود برای کنترل: «من مراقب توام، پس باید طبق خواسته‌ی من زندگی کنی.» و گاهی مراقبت‌ شدن به وابستگی منفعلانه تبدیل می‌شود که در آن فرد، جایگاه فاعلی خودش را در رابطه از دست می‌دهد. مراقبت به‌ تنهایی، بدون دیده‌ شدن، می‌تواند آدم را در رابطه تنها بگذارد، حتی وقتی از نظر مادی و فیزیکی، به‌خوبی از او نگهداری می‌شود. (پیشنهاد می‌شود مطلب همدلی، عشق تهی شده را باز می گرداند را مطالعه کنید.)

توجه: عشق به شکل دیدن

توجه، جنس دیگری از عشق است. فیلسوفی مثل سیمون وی (Simone Weil) می‌گفت توجه ناب، سخاوتمندانه‌ترین و کمیاب‌ترین شکل عشق است. چون به معنای کنار گذاشتن خود و باز کردن فضایی درونی برای دیگری است، بدون آنکه بخواهیم او را اصلاح کنیم، نجات دهیم یا تغییر دهیم. توجه یعنی این‌که کسی صرفاً حضورتان را تحمل نکند، بلکه واقعاً حواسش به شما باشد؛ به لحن صدایتان وقتی چیزی شما را آزار می‌دهد، به سکوتی که معنایش با سکوت دیگر فرق دارد، به آن نسخه از شما که هنوز کسی کشف نکرده.

در روانشناسی مدرن، مفهومی به نام «هم‌ تنظیمی» (attunement) وجود دارد؛ یعنی توانایی یک نفر برای همراهی دقیق با حالات درونی طرف مقابل، نه صرفاً پاسخ به نیازهای بیرونی او. زوج‌ درمانگرانی مثل سو جانسون (Sue Johnson) بنیان‌گذار رویکرد EFT، معتقدند آنچه رابطه‌ها را واقعاً زنده نگه می‌دارد، این حس است که «من در ذهن تو جایی دارم، تو مرا واقعاً می‌بینی». فراتر از این‌که چه کسی ظرف‌ها را می‌شوید یا چه کسی وقتی بیمار می‌شوید برایتان دارو می‌خرد.

بسیاری از آدم‌هایی که در روابطی «کاملاً مراقبت‌ شده» زندگی می‌کنند اما احساس تنهایی عمیق دارند، دقیقاً همین کمبود را توصیف می‌کنند: «او همه‌ کاری برایم می‌کند، اما انگار مرا نمی‌شناسد.» (پیشنهاد می‌شود مطلب نقش تعریف و تمجید در حفظ و تداوم عشق عاشقانه را مطالعه کنید.)

چرا این دو معمولاً با هم اشتباه گرفته می‌شوند

بخشی از سردرگمی از اینجا می‌آید که مراقبت، اغلب اولین نشانه‌ی محسوس عشق است. وقتی کسی برایتان وقت می‌گذارد، برایتان کاری انجام می‌دهد، جایی می‌ایستد که به نفعش نیست؛ اینها دلیل و مدرک ملموسی از علاقه به نظر می‌رسند. توجه، برعکس، پدیده‌ای نامرئی‌تر است و نمی‌شود آن را اندازه گرفت یا فهرست کرد. به همین دلیل در بسیاری از فرهنگ‌ها (از جمله فرهنگ ما) عشق را بیشتر با زبان «فداکاری» و «مراقبت» توصیف می‌کنیم تا با زبان «دیده‌شدن». وقتی از عشق مادر حرف می‌زنیم، معمولاً از شب‌ بیداری‌ها و نگرانی‌ها می‌گوییم، نه از اینکه او واقعاً چقدر فرزندش را به‌عنوان یک فرد مستقل می‌شناسد.

اما این دو زبان، الزاماً همپوشانی ندارند. رابطه‌ای می‌تواند مالامال از مراقبت باشد و در عین حال خالی از دیده‌شدن؛ رابطه‌ی دیگری ممکن است از نظر عملی چندان «مراقبتی» نباشد (شریکی که شاید کدبان خانه نیست، شاید در بحران‌های عملی چندان کارآمد نیست) اما آنقدر عمیق شما را می‌بیند که حس می‌کنید بالاخره کسی هستید که واقعاً درک می‌شود. (پیشنهاد می‌شود مطلب 4 روش مطمئن برای تمایز شیفتگی از عشق را مطالعه کنید.)

آیا مراقبت، جوهره‌ی عشق رمانتیک است؟

اگر جوهر را به معنای عاملی بدانیم که بدون آن عشق رمانتیک اصلاً وجود ندارد، پاسخ احتمالاً منفی است. می‌توان عاشق کسی بود که هرگز از شما مراقبت نمی‌کند، عشقی که شاید ناکافی یا حتی ناسالم باشد، اما همچنان «عشق» نامیده می‌شود. از سوی دیگر، می‌توان از کسی به‌ خوبی مراقبت کرد بدون آنکه هیچ رگه‌ای از عشق رمانتیک در کار باشد. پرستاران، دوستان نزدیک، حتی همسایه‌ها می‌توانند مراقب باشند بدون آنکه رابطه‌شان عاشقانه باشد.

شاید صادقانه‌تر باشد بگوییم مراقبت، جوهر عشق رمانتیک نیست، بلکه یکی از زبان‌های بیان آن است و توجه، زبان دیگریست. عشق رمانتیک بالغ، آن طور که بسیاری از متفکران رابطه توصیف می‌کنند، جایی شکل می‌گیرد که این دو در هم می‌تنن؛ کسی که هم برایتان حاضر می‌شود (مراقبت) و هم شما را همان‌ طور که هستید می‌بیند (توجه). وقتی این دو با هم می‌آیند، رابطه هم امن است و هم زنده؛ هم شما را نگه می‌دارد و هم شما را رشد می‌دهد. (پیشنهاد می‌شود مطلب چگونه در سطحی عمیق‌تر عشق بورزیم؟ را مطالعه کنید.)

پرسشی برای خودمان

شاید پرسش اصلی این نباشد که «کدام یک را بیشتر می‌خواهم؟» بلکه این باشد: «در کدام یک، بیشتر احساس تنهایی کرده‌ام؟» بسیاری از ما، بدون آنکه بدانیم، ترجیح‌مان را از تجربه‌های گذشته ساخته‌ایم. کسی که در کودکی کمتر مراقبت شده، ممکن است در بزرگسالی، دیده‌ شدن را نشانه‌ی کافی از عشق نداند و مدام به دنبال اثبات عملی مراقبت باشد. کسی که در کودکی به‌خوبی از او مراقبت شده اما کمتر دیده شده، ممکن است در روابط بزرگسالی خود، ناخودآگاه به دنبال کسی باشد که بالاخره او را واقعاً بشناسد.

شناختن این ترجیح در خودمان و صادق بودن درباره‌ی آن با کسی که دوستش داریم، شاید نزدیک‌ترین چیزی باشد که می‌توانیم به «جوهر عشق رمانتیک» برسیم. نه مراقبت به‌تنهایی، نه توجه به‌تنهایی، بلکه توانایی دو نفر برای گفتن اینکه هرکدام‌شان واقعاً به چه چیزی نیاز دارند و تلاش صادقانه برای رسیدن به آن.

«پیشنهاد می‌شود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای آشنایی و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»

مطالب پیشنهادی:

به این محتوا امتیاز دهید

رزرو وقت مشاوره

تلفنی | آنلاین
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها