نکات کلیدی این مطلب:
- تمرکز بر روی تواناییهای بدن به کودکان کمک میکند تا رابطهای مثبت و کاربردی با بدن خود برقرار کنند.
- نظرات در مورد وزن یا غذا، حتی اگر از روی خیرخواهی باشد، میتواند اعتماد کودکان به سیگنالهای بدن خودشان را تضعیف کند.
- الگوسازی گفتگوی بیطرفانه و محترمانه در مورد ظاهر بدن، به کودکان نشان میدهد که چگونه با مهربانی و پذیرش با خود رفتار کنند.
- پاسخهای کنجکاوانه و ملایم به صحبتهای منفی کودکان در مورد بدنشان، اعتماد ایجاد میکند و به کشف احساسات عمیقتر کمک میکند.
کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – به عنوان یک درمانگر متخصص در اختلالات خوردن و نگرانیهای مربوط به تصویر بدن، سالها با افراد و خانوادهها کار کردهام تا پیامهای مضری را که در مورد بدن و غذا دریافت میکنیم، حل کنم. یکی از سوالاتی که اغلب از والدین، مراقبان و همکاران بالینی میشنوم این است:
«چطور با بچهها در مورد بدنشان صحبت کنیم بدون اینکه حرف اشتباهی بزنیم؟»
ما در فرهنگی زندگی میکنیم که در آن صحبت از رژیم غذایی همه جا هست، لاغری ایدهآل جلوه میکند و ظاهر اغلب با ارزش انسان مرتبط دانسته میشود. والدین میخواهند از فرزندانشان محافظت کنند، اما حتی نظرات خیرخواهانه نیز میتوانند به طور تصادفی باورهای مضر را تقویت کنند.
چه فرزند شما با تصویر بدنی خود مشکل داشته باشد و چه تازه متوجه شده باشد که مردم در مورد ظاهر چگونه صحبت میکنند، در این مطلب چند راه برای نزدیک شدن به این مکالمات با دقت و اعتماد به نفس ارائه شده است.

درباره عملکرد بدنها صحبت کنید، نه اینکه بدنها چگونه به نظر میرسند.
کودکان با تماشای واکنش ما به بدنهایشان، یاد میگیرند که چگونه در مورد بدنهایشان فکر کنند. به جای تمرکز بر ظاهر، سعی کنید به آنچه بدنشان به آنها اجازه میدهد انجام دهند، توجه کنید.
میتوانید بگویید:
- «پاهایت به تو کمک کردند تا خیلی سریع دنبال گربه بدوی.»
- «متوجه شدی که سردت است. بدنت در ارسال سیگنالها واقعاً خوب است.»
از نظراتی که وزن و غذا را ارزیابی میکنند، خودداری کنید.
از ارائه نظرات مربوط به وزن یا مصرف غذا (حتی اگر از روی خیرخواهی باشد) خودداری کنید. گفتن «خیلی لاغر به نظر میرسی» این ایده را تقویت میکند که لاغری مطلوب است. گفتن «به غذای بیشتری نیاز نداری» ممکن است به عنوان نگرانی والدین در نظر گرفته شود، اما به کودکان میآموزد که نمیتوان به نشانههای گرسنگی آنها اعتماد کرد و شخص دیگری بدن آنها را زیر نظر دارد. هر دو نوع نظر این پیام را منتقل میکنند که بدنها تحت نظر و قضاوت هستند، که میتواند ایجاد اعتماد به نفس را برای کودکان دشوارتر کند.
اگر مطمئن نیستید چه بگویید، از خودتان بپرسید: آیا دوست دارم کسی در آن سن این حرف را به من بزند؟
مراقب نحوه صحبت کردن در مورد بدن خود باشید.
کودکان نحوه برخورد ما با خودمان را جذب میکنند. وقتی از ظاهر خود انتقاد میکنیم، به غذا برچسب «بد» میزنیم یا در مورد کسب درآمد یا سوزاندن کالری صحبت میکنیم، نارضایتی و قضاوت را الگو قرار میدهیم.
در عوض، سعی کنید احترام به بدن یا بیطرفی را الگو قرار دهید. برای مثال:
- “من دارم یاد میگیرم که به نیازهای بدنم توجه کنم.”
- “بدنم سختیهای زیادی را پشت سر گذاشته و میخواهم از آن مراقبت کنم.”
لازم نیست که شما تصویر مثبتی از بدن خود ارائه دهید. فقط بگذارید فرزندتان ببیند که بدن شما دشمن یا قلهای برای فتح نیست. (پیشنهاد میشود مطلب مقابله با ایدهآلهای زیبایی و تصویر بدن را مطالعه کنید.)
به آنها کمک کنید تا در مورد پیامهای رسانهای انتقادی فکر کنند.
کودکان از سنین پایین و اغلب در معرض ایدهآلهای غیرواقعی بدن قرار میگیرند. در حالی که نمیتوانید هر پیامی را مسدود کنید، میتوانید به آنها یاد دهید که آنچه را که میبینند و میشنوند، زیر سوال ببرند.
ممکن است بپرسید:
- «به نظر شما چرا بیشتر شخصیتهای آن نمایش شبیه هم هستند؟»
- «در مورد افرادی که در آن تبلیغ نشان داده شدهاند چه چیزی توجه شما را جلب میکند؟»
این سوالات به بچهها کمک میکند تا تفکر انتقادی خود را پرورش دهند، که میتواند آنها را از درونی کردن استانداردهای مضر محافظت کند.
درباره غذا به عنوان انرژی، لذت و ارتباط صحبت کنید.
به جای برچسب زدن غذاها به عنوان “خوب” یا “بد”، به فرزندتان کمک کنید تا متوجه شود که چگونه غذا از انرژی، تمرکز و خلق و خوی او در طول روز پشتیبانی میکند. میتوانید سوالات ملایم و باز مانند موارد زیر را بپرسید:
- «آیا آن میان وعده به شما کمک کرد تا احساس سیری کنید و آماده بازی باشید؟»
- «آیا هنوز گرسنه هستید یا احساس میکنید که دیگر نیازی به خوردن ندارید؟»
بگذارید غذا خوردن بخشی طبیعی و بدون قضاوت از زندگی باشد. غذا چیزی نیست که بر اساس حرکت یا رفتار، آن را به دست آورید یا لیاقتش را داشته باشید. زمان صرف غذا باید آرام، منظم و مرتبط باشد، نه اینکه تحت فشار یا استرس باشد.
تشویق به تحرک برای شادی، ابراز وجود و رشد (نه برای کاهش وزن).
تحرک از بسیاری جهات از کودکان پشتیبانی میکند. میتواند خلق و خو را تقویت کند، استرس را کاهش دهد، خواب را بهبود بخشد، از تمرکز و یادگیری پشتیبانی کند و فرصتهایی برای ارتباطات اجتماعی فراهم کند. اگر فرزند شما در ورزش یا فعالیتهای سازمانیافته شرکت میکند، طبیعی است که روی تلاش و مهارتآموزی تمرکز کنید. در عین حال، به آنها کمک کنید تا با چگونگی احساس حرکت در بدنشان و آنچه که به زندگیشان میآورد، ارتباط برقرار کنند، نه برای کاهش وزن و نه به عنوان راهکاری برای “جبران” خوردن.
شما میتوانید موارد زیر را تشویق کنید:
- بازی گرگم به هوا یا قایمباشک فقط برای سرگرمی
- کوهنوردی، رقص یا شنا به دلیل احساس آزادی
- تمرین ورزشهایی با تمرکز بر کار تیمی، کنجکاوی و ایجاد اعتماد به نفس
تحرک میتواند منبع شادی، ابراز وجود، ارتباط و انعطافپذیری باشد، نه کاری که برای کسب درآمد یا لیاقت غذا انجام میدهید. (پیشنهاد میشود مطلب تقویت عزت نفس کودکان در تعطیلات تابستانی را مطالعه کنید.)
وقتی فرزندتان حرف منفی در مورد بدنش میزند، رک و بیپرده صحبت کنید.
شنیدن حرفهایی مثل «من چاقم» یا «از بدنم متنفرم» از سوی کودک میتواند دردناک باشد. اغلب، وقتی کودکان از کلمه «چاق» به شیوهای منفی استفاده میکنند، نشاندهنده احساس غم، ناامیدی یا انتقاد از خود در مورد بدنشان است.
به جای اینکه صرفاً به فرزندتان اطمینان دهید که «چاق نیست»، که ناخواسته انگ اجتماعی را تقویت میکند، سعی کنید بفهمید که پشت این کلمات چه احساسی دارند.
میتوانید بپرسید:
- «چه چیزی باعث شد امروز چنین احساسی داشته باشید؟»
- «این را کجا شنیدید و به نظر شما چه معنایی دارد؟»
این کار به جای تمرکز بر ظاهر یا برچسبها، به باز کردن گفتگو در مورد احساسات کمک میکند.
همچنین میتوانید به آرامی توضیح دهید که نحوه صحبت کردن ما در مورد بدنها بسیار مهم است. کلمات میتوانند آسیبزا یا شفابخش باشند. تشویق به مهربانی نسبت به همه بدنها (از جمله بدن خودشان) به ایجاد احترام و دلسوزی نسبت به خود کمک میکند.
میتوانید بگویید: «گاهی اوقات کلمات مربوط به بدنها میتوانند گیجکننده یا آزاردهنده باشند. مهم است که با همه بدنها، از جمله بدن خودتان، با مهربانی رفتار کنید.»
چیزی که فرزند شما در آن لحظه بیش از همه به آن نیاز دارد، حضور شما، کنجکاوی و اجازه شما برای درک احساساتش بدون قضاوت است. (پیشنهاد میشود مطلب 4 نکنه مهم برای آگاهی از احساسات کودکان را مطالعه کنید.)
هیچوقت برای تغییر مسیر مکالمه دیر نیست.
بسیاری از والدین نگرانند که حرف اشتباهی زده باشند. اما چیزی که بیشتر از همه اهمیت دارد این است که در ادامه چه میگویید. بچهها نیازی ندارند که شما بینقص باشید. آنها نیاز دارند که شما صادق و پذیرای رشد باشید.
میتوانید بگویید:
- «من در مورد نحوه صحبت کردن در مورد بدن فکر کردهام و میخواهم از این به بعد این کار را متفاوت انجام دهم.»
- «بدن شما همانطور که هست، سزاوار مراقبت و احترام است.»
اصلاح، اعتماد ایجاد میکند. هر چه در مورد یادگیری شفافتر باشید، فرزندتان احساس امنیت بیشتری در به اشتراک گذاشتن تجربیاتش با شما خواهد داشت.
بدن فرزندتان نباید فشار انتظارات دیگران را تحمل کند.
فرزندپروری در فرهنگی که غذا و ظاهر را اخلاقی جلوه میدهد، دشوار است. بسیاری از پیامهایی که فرزندتان در مورد سلامتی و ارزش میشنود، خارج از کنترل شماست. چیزی که میتوانید ارائه دهید، رابطهای است که در آن بدن آنها ایمن، محترم و غیرقابل بحث باشد.
شاید همه حرفهای شما را به خاطر نیاورند، اما به یاد خواهند داشت که در کنار شما چه احساسی داشتند. به یاد خواهند آورد که خانه جایی بود که بدنشان مورد انتقاد یا مقایسه قرار نمیگرفت. به یاد خواهند آورد که مجبور نبودند با ظاهر خاص، عشق یا ارزش کسب کنند.
لازم نیست هر مکالمهای را درست انجام دهید. همین که با کنجکاوی و توجه حاضر شوید، کافی است.
مطالب مشابه:
- کمک به کودکان خجالتی برای ارتباط با دیگران
- رکود اقتصادی و کودکان قربانی؛ آیندههایی که در خطر هستند
- تاثیر منفی غریزه والدین بر تربیت فرزندان
- گفتگو با کودکان و نوجوانان درباره آشفتگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی
- ایجاد انگیزه یادگیری در کودکان با 8 نکته مهم
- بیش فعالی کودکان (ADHD)
- 7 حرفی که آسیب جدی به روان کودکان میرساند
- 4 کلمه جادویی برای تسکین بحران کودک عصبانی
- گفتگو با کودکانی که از درد روانی رنج میبرند
- والدین چگونه به عزت نفس کودکان آسیب میرسانند
- 10 آسیب مشترک کودکانی که نقش والدین را ایفا میکنند
- 3 روش شگفت انگیز برای افزایش عزت نفس کودکان
- نیمه تاریک توانمندسازی کودکان
- کمال گرایی، دشمن موفقیت کودکان
- چگونه کودکانی تاب آور و انعطاف پذیر تربیت کنیم
- خصلتهایی که کودکان ما را نابغه میکنند