نکات کلیدی این مطلب:
- اطمینان خاطر دادن به افراد مبتلا به ROCD ممکن است حس حمایت ایجاد کند اما در نهایت شک وسواسگونه را تقویت میکند.
- رهایی از ROCD به معنای مواجهه با عدم قطعیت بدون تلاشهای وسواسگونه برای از بین بردن شک و تردید است.
- پاسخ دلسوزانه به اطمینان جویی به معنای کنار آمدن با پریشانی است، نه برطرف کردن شک و تردیدها.
کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – اختلال وسواس فکری-عملی در روابط (ROCD) یکی از مظاهر اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) است که در آن رابطه عاشقانه فرد به کانون شک و تردیدها و دغدغههای وسواسی مداوم تبدیل میشود. افراد مبتلا به ROCD شک و تردیدها و ترسهای مکرر و مزاحمی را در خصوص «درستی» رابطه خود یا ویژگیهای شریک زندگیشان تجربه میکنند. این شک و تردیدها اغلب با اضطراب شدید، شرم یا احساس فوریت برای حل عدم قطعیت همراه است.
در اختلال وسواس فکری-عملی، وسواسها رفتارهایی آشکار یا پنهان هستند که با هدف خنثی کردن افکار مزاحم و احساسات ناراحتکننده انجام میشوند. در حالی که وسواسها ممکن است تسکین موقت ایجاد کنند، اما به عنوان سوختی عمل میکنند که چرخه وسواس فکری-عملی را در حال اجرا نگه میدارد. آرامش کوتاهمدتی که گاهی اوقات از وسواسها به دست میآید، به قیمت تقویت این باور تمام میشود که اضطراب یا شک باید هر زمان که پیش میآید، از بین برود. این چرخه، مبتلایان به اختلال وسواس فکری-عملی را در حلقههای ذهنی بیپایان در مورد رابطهشان گرفتار میکند و آنها را از حضور و ارتباط محروم میکند.

اطمینان جویی به عنوان اجبار
یکی از اجبارهای رایج در ROCD، اطمینان جویی است. در اینجا، فرد مرتباً به دیگران (شریک زندگی، دوستان، خانواده یا درمانگران) مراجعه میکند و از آنها میخواهد که در حل شک و تردیدهای او در هنگام بروز پریشانیهای مرتبط با رابطه، کمک کنند.
مثالها عبارتند از:
- با شریک عاطفی: «آیا واقعاً مرا دوست داری؟» «آیا با من خوشحالی؟» «آیا فکر میکنی ما برای هم مناسب هستیم؟»
- با دوستان و خانواده: «آیا فکر میکنی شریک زندگیام همان کسی است که باید باشد؟» «آیا فکر میکنی ماندن با او اشتباه است؟»
- با درمانگر: «تو قبلاً روابط زیادی را دیدهای، آیا رابطه من سالم به نظر میرسد؟ آیا فکر میکنی در این رابطه باید بمانم یا بروم؟»
چرا نیتهای خوب نتیجهی معکوس میدهند؟
در ظاهر، این سوالات میتوانند مانند تلاشی برای ارتباط یا حل مسئله به نظر برسند. برای فردی که از او سوال میشود، پاسخ دادن با اطمینان خاطر اغلب طبیعی و حتی دلسوزانه به نظر میرسد. در مورد افرادی که مبتلا به ROCD نیستند، به اشتراک گذاشتن نظر میتواند شکلی از حمایت باشد. با این حال، همانطور که دادن نوشیدنی الکلی یا یک دوز دارو به فرد معتاد، پریشانی او را در لحظه تسکین میدهد اما بهبودی او را تضعیف میکند، اطمینان خاطر دادن به فرد مبتلا به ROCD ممکن است اضطراب او را در لحظه کاهش دهد اما در نهایت مشکل را تقویت میکند.
اطمینان جویی به عنوان رفتاری در جهت کاهش اضطراب عمل میکند که مانع از یادگیری مهارت اساسی تحمل عدم قطعیت توسط فرد میشود. با پاسخ مستقیم به سوال، فرد کمککننده ناخواسته باعث تشدید رفتارهای وسواس گونه در فرد مبتلا میشود و این باور را تقویت میکند که برای احساس امنیت، باید فوراً شک و تردیدها برطرف شوند.
میل به کمک کردن بسیار پسندیده است، اما شکلی که به خود میگیرد (یعنی پاسخ به محتوای وسواس) به جای اینکه از فرد مبتلا در حرکت به سمت رهایی حمایت کند، به این چرخه دامن میزند. (پیشنهاد میشود مطلب قدرت پذیرش عدم قطعیت را مطالعه کنید.)
حمایت از فرد مبتلا به ROCD
به عنوان همسر، دوست یا درمانگر، هدف این است که به سوالات اطمینانبخش به گونهای پاسخ دهیم که پریشانی را بدون تشدید وسواس تصدیق کنیم. به عبارت دیگر، ما میخواهیم تجربه فرد را تأیید کنیم و در عین حال از پاسخ دادن به سوال اطمینانبخش خودداری کنیم. این رویکرد، پذیرش ناراحتی را الگو قرار میدهد، از توانایی فرد برای کنار آمدن با شک و تردید پشتیبانی میکند و حمایت عاطفی واقعی ارائه میدهد.
یک پاسخ مفید میتواند چیزی شبیه به این باشد:
«احساس میکنم که این سوال در مورد مناسب بودن رابطهتان واقعاً شما را آزار میدهد. متوجه هستم که این وضعیت خیلی سخت است و شما در حال تقلا هستید. فکر نمیکنم پاسخ دادن به این سوال در درازمدت واقعاً از شما حمایت کند، اما من اینجا با شما هستم. بگذارید کنارتان بنشینم، شاید دستتان را بگیرم یا شما را در آغوش بگیرم تا در مواجهه با این لحظه احساس تنهایی نکنید.»
این رویکرد این پیام را میرساند: من شما را درک میکنم. به شما اهمیت میدهم. من به توانایی شما در تحمل این عدم قطعیت ایمان دارم.
چنین پاسخی میتواند به فرد کمک کند تا ارتباط بین وسواس و اجبار را قطع کند. این امر به مهارت ایجاد فضا برای افکار و احساسات ناخواسته به جای اقدام بر اساس میل به از بین بردن پریشانی کمک میکند. با گذشت زمان، پاسخ مداوم به این روش به فرد مبتلا به ROCD کمک میکند تا یاد بگیرد که عدم اطمینان و شک قابل تحمل هستند و حمایت عاطفی لزوماً از طریق حل یا رفع محتوای ترسناک حاصل نمیشود. (پیشنهاد میشود مطلب احساساتی که مغز را تسخیر میکنند را مطالعه کنید.)
به ویژه درمانگران باید در اینجا هوشیار باشند. مراجعانی که ROCD ندارند، اغلب میتوانند از کاوش در سوالات مربوط به رابطه، بررسی مزایا و معایب رابطه و بررسی عمیق تردیدها و تأملات خود در درمان بهرهمند شوند. اما در ROCD، حتی درمانگران باتجربه نیز میتوانند با بهکارگیری همین رویهها، ناخواسته چرخههای اطمینانجویی را تقویت کنند. تا زمانی که مراجعان تجربه کافی در قطع چرخههای وسواس خود کسب کنند، تمرکز در درمان ROCD باید بر فرآیند باشد، نه محتوا.
ترک عادت اطمینانجویی به ندرت آسان است، چه برای فرد مبتلا و چه برای سیستم حمایتی او. این کار نیاز به آگاهی، صبر و تغییر از آرامش کوتاهمدت به آزادی بلندمدت دارد. اما وقتی همه افراد درگیر درک کنند که ارائه اطمینان به معنای دلسوزی نیست و حمایت واقعی در ایستادن در کنار فرد در مواجهه با ناراحتیاش نهفته است، آنگاه نیتهای خوب دیگر نتیجهی معکوس نمیدهند و در عوض به بخشی از روند بهبودی تبدیل میشوند.
«پیشنهاد میشود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای شناخت و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»
مطالب مشابه:
- رهایی از وسواس گذشتهنگر (RJ)
- مرز بین شک و وسواس کجاست؟
- اجازه ندهید تفسیر نادرست زندگی عاشقانه شما را خراب کند
- آیا نگران هستید که دیگران شما را دوست نداشته باشند؟
- چگونه پافشاری بر باورها زندگی ما را شکل می دهد
- آیا گرفتار “فانتزی” های رابطه هستید؟
- من عاشق هستم یا اینکه وسواس دارم؟
- رازهایی برای پیشگیری و حل تعارض در زندگی مشترک
- شخصیت چیست؟ هر آنچه لازم است درباره شخصیت بدانید
- چه زمانی ندانستن بهتر از دانستن است؟
- 4 عامل تعیین کننده عمر زندگی عاشقانه
- خطرات مثبت اندیشی و اجتناب از واقعیت
- چرا من خوب نیستم؟
- نگاهی هوشمندانه به عیبهای شریک زندگی
- چرا بدجنس میشویم؟