نکات کلیدی این مطلب:
- از گفتن جملاتی مانند «من هرگز قصد آسیب رساندن به تو را نداشتم» به صورت غیرارادی خودداری کنید.
- ابراز کنید که احساسات قوی و منفی آنها را پذیرفتهاید و قصد دارید به آنها گوش دهید.
- عشق با امتیازدهی سنجیده نمیشود.
کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – اغلب از والدین میشنوم که میخواهند در مورد نحوه برخورد با فرزند بالغی که از آنها ناراحت است، آموزش ببینند. داستانها شامل جزئیات دردناکی در خصوص عقبنشینی فرزندان بالغ از والدین است. در برخی موارد، والدین از رفتارهای فرزند بالغ خود که به نظرشان منصفانه نیست یا برایشان ناآشنا است، احساس سردرگمی میکنند.

والدین در شگفتند که چطور به اینجا رسیدیم؟
این والدین، که بسیاری از آنها بهت زده هستند، با این احساس رها میشوند: «من چه کار کردم که سزاوار چنین رفتار وحشتناکی از سوی کودکی بودم که تمام تلاشم را برایش کردم؟» یکی از مراجعین من به نام فریبا، احساس غمانگیز خود را به بهترین شکل با این جمله خلاصه کرد:
«من حتی دیگر نمیدانم چه کسی هستم. دخترم، الناز، حالا ۳۳ ساله است. او پر از خشم است و فراموش کرده که قبلاً چقدر با هم صمیمی بودیم. احساس میکنم روی پوست تخممرغ راه میروم و از گفتن حرف اشتباه وحشت دارم. من او را با عشق بزرگ کردم. چرا احساس میکند تمام خاطراتی که به یاد میآورد اشتباهات من است؟»
در این مطلب سه استراتژی مفید برای ایجاد ارتباط وجود دارد که من از کارم با والدین در موقعیتهای مشابه آموختهام.
با همدلی پیش بروید، نه با توضیحات دفاعی
درک میکنم. شما درد میکشید و احتمالاً از خشم فرزند بالغتان نسبت به خودتان کلافه شدهاید. والدین با من در میان میگذارند که چگونه اولین غریزهشان این است که با جملاتی مانند «من هرگز نمیخواستم به تو آسیبی برسانم» موضوع را روشن کنند یا از خود دفاع کنند.
با این حال، اغلب اوقات، بهترین چیزی که میتوانید بگویید این است: «میبینم که داری رنج میکشی و احساسات منفی و شدیدی نسبت به من داری. من اینجا هستم تا گوش دهم.» در آن لحظه، آماده باشید که چیزی نگویید و واقعاً گوشهایتان را باز کنید. به یاد داشته باشید، تصدیق فرزند بالغتان به این معنی نیست که باید با او موافق باشید.
آگاه باشید که خشم آنها ممکن است فقط به خاطر یک اتفاق نباشد
مادری که با او کار میکردم، متقاعد شده بود که ترک شوهرش به خاطر زن دیگری، دلیل دوری و رفتار خشمگینانه دختر بالغش با اوست. بله، شوهر سابقش قطعاً با تشدید نقش خود به عنوان شوهر رها شده و قربانی، آتش خشم را شعلهورتر میکرد.
در همان زمان، این مادر متوجه شد که در دوران کودکی دخترش، فشارهای تحصیلی و اجتماعی بیش از حدی به او وارد کرده است. دخترش تصمیم گرفت که از طریق مشاوره خانواده تحت درمان قرار گیرد و توانست به وضوح بیشتری دست یابد و نگرانیهای گذشتهاش را بهتر بیان کند.
در حالی که او هنوز از انتخاب مادرش برای ترک پدرش کمی عصبانی بود، این دختر توانست مادرش را به عنوان زنی آسیبپذیر که ترسها و اضطرابهای خودش را دارد، ببیند.
ابراز گناه، زخمهای عاطفی را عمیقتر میکند
بسیاری از والدین جملاتی مانند «بعد از همه چیزهایی که برای تو فدا کردهام و انجام دادهام» را به فرزندان بزرگسال خود میگویند. القای گناه فقط شکافهای عاطفی را بیشتر میکند. هر چه بیشتر به یاد داشته باشید که عشق از طریق امتیازدهی اندازهگیری نمیشود، فرزندتان در ابراز احساسات به شما احساس امنیت بیشتری خواهد کرد.
نتیجه:
اصلاح رابطه نیازی به تبدیل شدن به والدین بینقص ندارد. در عوض، بهترین راه برای خنثی کردن خشم، کنترل کردن خودخواهی و تمایل به گوش دادن به جای توجیه کردن است. حتی اگر رابطه به طور مداوم از هم پاشیده به نظر برسد، تمایل شما برای روشن فکر ماندن احتمالاً بهترین راه برای برقراری مجدد ارتباط سالم است.
«پیشنهاد میشود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای شناخت و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»
محمد امین مختاریان
مطالب مشابه:
- چگونه بازی سرزنش فرزند بزرگسال خود را متوقف کنیم؟
- چرا فرزند بزرگسالم با من بد رفتار میکند؟
- غفلت عاطفی و احساس گناه؛ جفتی ناخوشایند.
- سه دلیل اصلی رفتار بد فرزندان بزرگسال با والدینشان
- 4 کلمه ای که باید به فرزند جوان خود بگویید
- راهبردهایی برای مدیریت فرزند جوان شما
- کمک، من فرزندم را دوست ندارم
- آیا نیازهای عاطفی خود را نادیده میگیرید؟
- 6 ویژگی خانواده سالم
- دام پدر و مادر
- فرزندپروری مثبت گرا، خانواده های شکوفا
- تاثیر منفی غریزه والدین بر تربیت فرزندان
- مقابله با اضطراب مزمن در خانواده