کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – بسیاری از زوجها تصور میکنند که اختلافات مکرر آنها به دلیل تفاوت شخصیت، مشکلات ارتباطی یا کمبود عشق است؛ اما در واقع، ریشه بسیاری از این تعارضها در زخمهای روانی گذشته یا همان تروما نهفته است. تجربههایی مانند بیتوجهی عاطفی در کودکی، طرد شدن، خشونت خانوادگی، خیانت یا از دست دادن افراد مهم میتوانند الگوهایی در ذهن ایجاد کنند که سالها بعد، در روابط عاطفی خود را نشان دهند.
نکته مهم این است که اغلب افراد از این چرخههای منفی آگاه نیستند. هر یک از طرفین تصور میکند که تنها در حال واکنش نشان دادن به رفتار شریک زندگی خود است، در حالی که هر دو نفر ناخواسته در چرخهای گرفتار شدهاند که تروما آن را هدایت میکند. شناخت این الگوها، نخستین قدم برای کاهش تعارض، افزایش همدلی و ساختن رابطهای امنتر است.

چرخه منفی ناشی از تروما چیست؟
چرخه منفی رابطه، الگویی تکرارشونده از رفتارها، احساسات و واکنشهاست که باعث میشود هر اختلاف کوچک به یک درگیری بزرگ تبدیل شود. در این چرخه، هر واکنشی از طرفین، زخمهای عاطفی طرف مقابل را فعال میکند و پاسخ او نیز دوباره همان زخم را در نفر اول تحریک میکند.
برای مثال، فردی که در کودکی احساس رهاشدگی را تجربه کرده است، ممکن است با کوچکترین فاصله گرفتن عاطفی شریک زندگی خود دچار اضطراب شود. او برای دریافت اطمینان، مدام سؤال میپرسد یا اعتراض میکند. در مقابل، شریک زندگی که شاید در گذشته تجربه کنترل شدن یا انتقاد مداوم را داشته، این رفتار را محدودکننده تلقی کرده و از رابطه فاصله میگیرد. همین فاصله گرفتن، اضطراب فرد اول را بیشتر میکند و چرخه بارها تکرار میشود. در چنین شرایطی، مشکل اصلی نه شخصیت افراد، بلکه تعامل میان زخمهای درماننشده آنهاست.
چگونه تروما بر روابط عاطفی اثر میگذارد؟
تروما فقط خاطرهای تلخ نیست؛ بلکه بر نحوه پردازش احساسات، اعتماد، دلبستگی و کنترل هیجانات نیز تأثیر میگذارد. مغز فرد آسیبدیده، حتی در موقعیتهای امن نیز ممکن است نشانههای خطر را تشخیص دهد و واکنش دفاعی نشان دهد. این واکنشها معمولاً به شکلهای زیر ظاهر میشوند:
- ترس شدید از ترک شدن
- حساسیت بیش از حد نسبت به انتقاد
- دشواری در اعتماد کردن
- اجتناب از صمیمیت
- خشم ناگهانی یا واکنشهای شدید هیجانی
- سکوت و کنارهگیری هنگام اختلاف
از آنجا که این رفتارها اغلب ناخودآگاه هستند، افراد تصور میکنند مشکل از شریک زندگیشان است، نه از الگوهای قدیمی ذهن خود. (پیشنهاد میشود مطلب چگونه تجربیات دوران کودکی بر انتخاب همسر تأثیر میگذارد را مطالعه کنید.)
رایج ترین چرخههای منفی در روابط
یکی از رایجترین الگوها، چرخه «تعقیب کننده و فاصله گیرنده» است. در این وضعیت، یک نفر برای نزدیک شدن تلاش میکند و دیگری برای کاهش فشار، فاصله میگیرد. هرچه یکی بیشتر پیگیری کند، دیگری بیشتر عقب نشینی میکند.
الگوی دیگر، چرخه انتقاد و دفاع است. یکی از زوجین احساس میکند شنیده نمیشود و شروع به انتقاد میکند. طرف مقابل نیز برای محافظت از خود حالت دفاعی میگیرد یا مسئولیت را انکار میکند. در نتیجه، هر دو احساس میکنند درک نشدهاند.
چرخه سکوت و انفجار نیز بسیار شایع است. فردی که احساسات خود را سرکوب میکند، مدتی سکوت میکند اما در نهایت با شدت زیادی واکنش نشان میدهد. این رفتار معمولاً شریک زندگی را غافلگیر کرده و تعارض را تشدید میکند. (پیشنهاد میشود مطلب آیا تحت تأثیر احساسات خود هستید؟ را مطالعه کنید.)
چرا تشخیص این الگوها دشوار است؟
وقتی مغز در حالت دفاعی قرار میگیرد، تمرکز اصلی آن بقاست، نه تحلیل منطقی. به همین دلیل افراد بیشتر روی رفتارهای لحظهای شریک زندگی تمرکز میکنند و کمتر متوجه روند کلی رابطه میشوند.
برای مثال، ممکن است فرد ببیند که همسرش «همیشه بیتفاوت است» یا «مدام ایراد میگیرد»، اما متوجه نباشد که هر دو نفر در حال تکرار یک الگوی ثابت هستند. تا زمانی که چرخه دیده نشود، هر دو طرف دیگری را مقصر میدانند و تغییر واقعی اتفاق نمیافتد. اما چگونه میتوانیم چرخههای منفی را شناسایی کنیم؟ اولین قدم، توجه به اتفاقات تکرارشونده است. از خود بپرسید:
- معمولاً دعواها از چه موضوعی شروع میشوند؟
- بعد از اولین اختلاف، هر کدام از ما چه واکنشی نشان میدهیم؟
- احساس اصلی من در آن لحظه چیست؛ ترس، شرم، خشم یا تنهایی؟
- رفتار من چه واکنشی در شریک زندگیام ایجاد میکند؟
نوشتن این چرخه روی کاغذ میتواند بسیار یاری دهنده باشد. وقتی الگو را به صورت عینی ببینید، متوجه خواهید شد که دشمن اصلی، شریک زندگی شما نیست؛ بلکه چرخه منفی میان شماست. (پیشنهاد میشود مطلب 10 نشانه ترومای دوران کودکی التیام نیافته را مطالعه کنید.)
نقش همدلی و کنترل هیجان در شکستن چرخه
یکی از مؤثرترین راههای خروج از این الگوها، جایگزین کردن قضاوت با کنجکاوی است. به جای اینکه بگویید: «تو اصلاً به من اهمیت نمیدهی.» میتوان گفت: «وقتی جوابم را نمیدهی، احساس میکنم تنها ماندهام و این برایم ترسناک است.»
این تغییر ساده، گفتوگو را از حمله و دفاع به سمت درک متقابل هدایت میکند. همدلی به معنای تأیید همه رفتارهای طرف مقابل نیست، بلکه یعنی تلاش کنیم احساسات پشت رفتار او را نیز ببینیم.
افرادی که سابقه تروما دارند، معمولاً هنگام تعارض سریعتر از دیگران از نظر هیجانی برانگیخته میشوند. در چنین شرایطی، ادامه بحث معمولاً نتیجهای جز تشدید اختلاف ندارد.
بهتر است زوجین یاد بگیرند هنگام بالا رفتن تنش، برای مدت کوتاهی گفتگو را متوقف کنند، چند دقیقه تنفس عمیق انجام دهند، قدم بزنند یا زمانی مشخص برای ادامه گفتگو تعیین کنند.
هدف از این وقفه، فرار از مسئله نیست؛ بلکه بازگشت به گفتوگو در زمانی است که هر دو نفر توانایی شنیدن و فکر کردن منطقی را داشته باشند. (پیشنهاد میشود مطلب 3 روش برای غلبه بر طغیان هیجانی را مطالعه کنید.)
آیا درمان میتواند کمک کند؟
بله. بسیاری از چرخههای ناشی از تروما به کمک روان درمانی قابل اصلاح هستند. درمان یا مشاوره فردی به افراد کمک میکند ریشه واکنشهای خود را بشناسند و مهارتهای کنترل هیجان را بیاموزند. از سوی دیگر، زوج درمانی فضایی فراهم میکند تا هر دو نفر بدون سرزنش، الگوهای مشترک خود را ببینند و راههای سالمتری برای ارتباط پیدا کنند. هرچه این چرخهها زودتر شناسایی شوند، احتمال بازسازی اعتماد و صمیمیت بیشتر خواهد بود.
اختلاف در روابط عاطفی طبیعی است، اما زمانی که یک الگوی ثابت از تعارض بارها و بارها تکرار میشود، بهتر است به دنبال ریشههای عمیقتر آن باشیم. تروما میتواند بدون آنکه متوجه باشیم، شیوه فکر کردن، احساس کردن و واکنش نشان دادن ما را شکل دهد.
خبر خوب این است که این چرخهها قابل تغییر هستند. زمانی که زوجین به جای مقصر دانستن یکدیگر، الگوی مشترک خود را شناسایی کنند، فضای رابطه از میدان جنگ به محیطی برای رشد و درک متقابل تبدیل میشود.
در نهایت، رابطه سالم تنها با عشق ساخته نمیشود؛ بلکه نیازمند آگاهی، همدلی، مسئولیتپذیری و شجاعت برای رو به رو شدن با زخمهای گذشته است. هر قدمی که در مسیر شناخت این الگوها برداشته شود، میتواند زمینه ساز رابطهای امنتر، پایدارتر و رضایت بخشتر باشد.
«پیشنهاد میشود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای شناخت و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»
مطالب پیشنهادی:
- چرا با وجود دوران کودکی خوب، در بزرگسالی احساس پوچی میکنیم؟
- التیام از آسیبهای دوران کودکی و بازسازی عزت نفس
- طرحواره درمانی، غلبه بر میراث دوران کودکی
- آیا اختلال در تصمیم گیری و دوسوگرایی نشانههایی از تروما هستند؟
- 4 مشکل عمده زندگی که ناشی از غفلت عاطفی دوران کودکی میباشد
- تاثیر تروما بر نیازهای اساسی انسان
- 12 سوال در خصوص ترومای دوران کودکی
- 5 ویژگی شخصیتی مرتبط با دوران کودکی دردناک
- پارادوکس تعهد و جدایی
- سه نشانه کرختی عاطفی
- چرا برخی از بازماندگان تروما نمیتوانند گریه کنند؟
- ترومای دلبستگی چگونه بر روابط ما تأثیر میگذارد؟
- تروما چگونه باعث ایجاد اختلالات خلقی میشود؟
- شرم، تروما و اختلالات خوردن
- شکستن چرخه ترومای بین نسلی توسط جهش نسلی
- راه حلهای موثر برای درمان تروما
- رابطه جنسی ناسالم، راهی برای فرار از تروما
- شناخت تأثیر ترومای بزرگ و ترومای کوچک
- آیا تروما به طور کامل درمان میشود؟
- 3 نشانه ترومای پردازش نشده
- چگونه علائم ترومای حل نشده را شناسایی کنیم؟