چرا افراد یکی پس از دیگری از عشق من دور می شوند؟ - کلینیک روانشناسی آوان | مرکز روانشناسی پاسداران

چرا افراد یکی پس از دیگری از عشق من دور می شوند؟

فهرست مطالب

نکات کلیدی این مطلب:

  • ایجاد نزدیکی با حفظ صمیمیت در یک رابطه بین فردی یکسان نیست.
  • همدلی سنگ بنای هوش هیجانی است. افراد فاقد هوش هیجانی ممکن است فاقد همدلی باشند.
  • همدلی اغلب برای حفظ نزدیکی در یک رابطه بین فردی ضروری است.

رسیدن به یک عشق جدید نشاط آور است. با این حال، هنگامی که درخشش آن از بین می رود، فرد اغلب نگران خستگی شریکی زندگی خود از رابطه می شود. فاصله ای که گاهی بعد از “دوره ماه عسل” به یک رابطه خزیده می شود، اغلب باعث ایجاد وحشت در شخصی می شود که در رابطه قبلی آسیب دیده است. این شخص که از تحمل رنجش های یک جدایی دیگر وحشت دارد، تلاش می کند شریک زندگی خود را حفظ کند و برای آن به دنبال اطمینان می گردد. اگر شریک زندگی او در مقاطعی از زندگی مشترک عصبانی شود ویا با بی حوصلگی پاسخ دهد، ترس فرد ممکن است تشدید شود و منجر به شکاف در رابطه شود. در واقع، یکی از طرفین نیاز به همدلی دارد و دیگری تمایلی به ارائه آن ندارد.

اغلب، شریک بی احساس، شریک نگران را سرزنش می کند و او را به خاطر نگرانی‌هایش شرمنده می کند. او که نمی تواند به درون خود نگاه کند و عدم همدلی خود را به عنوان عاملی در ایجاد فاصله در رابطه تصدیق کند، به طور مداوم همسر خود را رد می کند و این چرخه ادامه می یابد تا اینکه بالاخره پس از چند ماه، شکاف جدی میان طرفین ایجاد می شود. در این مقطع، همسری که دوری عاطفی او را اذیت می‌کند معمولاً برای اصلاح مشکل و بازیابی رابطه سخت تلاش می‌کند، اما شریک زندگی او اغلب از تلاش و فشار های او آزرده می‌شود. در نهایت، شریک زندگی او ممکن است راه آسان را انتخاب کند و به سمت کسی برود که تمایلی به نزدیکی واقعی ندارد. رابطه جدید او ممکن است بیشتر شبیه یک معامله تجاری باشد. اما اغلب به عنوان یک داستان عاشقانه افسانه ای نشان داده می شود.

از طرف دیگر، شریکی که از نظر عاطفی باهوش است نسبت به همسر خود و محو شدن احساسات، احساس نگرانی می کند. او با ترس همسر خود همدردی می کند و درک صمیمانه ای از چگونگی و آنچه که او احساس می کند، به او منتقل می کند. اکنون، همسر او احساس می کند که درک شده است و به مراتب کمتر در وضعیت اسفناک خود احساس تنهایی می کند. او همچنین احساس خوبی دارد زیرا می تواند به همسر خود اطمینان کند. این دو به هم نزدیک می‌مانند زیرا با یکدیگر همدلی دارند و آن را به طور مداوم ارائه می‌کنند.

این دو تصویر، تفاوت بین یک شریک زندگی با هوش عاطفی پایین و یک شریک زندگی باهوش عاطفی بالا را نشان می دهد. شریکی که سطح پایینی از هوش عاطفی را دارا می باشد، لحظه ای نمی تواند دیدگاه شریک خود را درک کند. زیرا او ممکن است از احساسات ناخوشایند خود جدا شده باشد و بنابراین نتواند به آنها دسترسی پیدا کند تا با شریک زندگی خود طنین انداز شود. در عوض، او را به خاطر داشتن احساساتی که با آن موافق نیست یا درک نمی کند، مورد سرزنش قرار می دهد.

با این حال، او در ابتدا قادر به ایجاد صمیمیت و نزدیکی عاطفی به نظر می رسید. تغییر ناگهانی از پرستش به بی تفاوتی برای فردی که روی این رابطه جدید سرمایه گذاری می کند دردناک است. قابل درک است که افت محبت و دوری عاطفی اغلب باعث می شود فرد فکر کند که کار اشتباهی انجام داده است. با این حال، از دست دادن عشق معمولاً ناشی از شریکی نیست که آرزوی نزدیکی عاطفی دارد. گاهی اوقات این نتیجه یک شریک عاطفی کم هوش است که می تواند صمیمیت ایجاد کند اما نمی تواند آن را حفظ کند.

ایجاد نزدیکی عاطفی با حفظ آن متفاوت است. در ابتدای رابطه، شریکی که دارای هوش عاطفی پایینی می باشد “بهترین رفتار” را از خود نشان می دهد. او به اندازه کافی می داند که تعریف کننده، حمایت کننده و دلسوز است. وقتی عشق جدیدش پیدا می شود، متوجه می شود که مهم است که مراقب رفتار خود باشد. در مراحل ابتدایی، او منعطف است، زیرا کنترل روایت را در دست دارد. شریکی که از نظر عاطفی نزدیک نیست، تمایل دارد تاریخ خود را بازنویسی کند تا در موقعیت های گذشته خود را قربانی جلوه دهد. اتخاذ موضع قربانی به او این امکان را می دهد که همدردی را جلب کند و زمانی که نیاز به توجیه یک عمل آسیب زا در رابطه فعلی دارد، از آن به نفع خود استفاده کند.

همچنین، همدلی، عنصر ضروری برای نزدیکی عاطفی است و با مراقبت و حمایت بسیار متفاوت است. اگرچه آنها معمولاً در کنار یکدیگر قرار می گیرند، اما همدلی واقعی تلاشی برای درک واقعی احساسات یک عزیز است. به عنوان مثال، سارا آسیب دیده است، زیرا آرش چند روز است که پیامی ارسال نکرده یا زنگ نزده است. عدم علاقه ناگهانی آرش تعجب آور است و سارا می ترسد که او علاقه خود را از دست داده باشد. سارا با آرش تماس می گیرد تا در مورد مساله صحبت کند. آرش احساس می کند که سارا ناراحت شده است و متوجه می شود او که چه احساسی دارد. زیرا آرش ناراحتی ناشی از بی توجهی پدرش به مادرش را به یاد می آورد. او با سارا همدردی می کند: «تو نگران و ناراحت هستی چون من در چند روز گذشته در دسترس نبودم. من شما را درک می کنم و شما کاملا حق دارید که چنین احساسی داشته باشید. متاسفم، من یک میگرن وحشتناک دارم و به سختی می توانم آن را پشت سر بگذارم. باید توضیح می دادم که چه اتفاقی دارد می افتد. من از شما معذرت می خواهم و من نمی‌خواهم که تو نگران باشی.»

از مقابل، آرش به تماس سارا پاسخ می دهد و با همدردی به او جواب می دهد. “من برای تو متاسفم، سارا. اگر به من وابسته هستی، دلیل بر این نمی شود که دوستان زیادی نداشته باشی. شاید بهتر باشد تا سعی کنی دوستان بیشتری پیدا کنی.” اگرچه این پاسخ دلسوزانه است، اما فاقد همدلی است. آرش با احساس سارا همخوانی ندارد، در عوض او را شرمنده می کند و با سرزنش کردن او به خاطر نداشتن دوستان کافی از مسئولیت پذیری اجتناب می کند.

بسیاری از افرادی که با یک شریک عاطفی غیرهوشمند درگیر هستند، زمان زیادی را صرف تشویق شریک زندگی خود به تکامل می کنند. با این حال، احتمال بالغ شدن این فرد ممکن است اندک باشد. یک ساختار دفاعی ناخودآگاه سفت و سخت که احساسات ناخوشایندی را که بر یک نفس شکننده مانند همدلی، بینش و خودآگاهی تحمیل می کند، دفع می کند و معمولاً بسیار ساکن است. مگر اینکه فرد انگیزه بالایی داشته باشد و تصمیم بگیرد که وارد روند درمانی شود تا از تحریفات شناختی خود آگاه شود. در غیر این صورت احتمال تغییر ممکن است اندک باشد.

شخصی که احساس می کند افراد یکی پس از دیگری از عشق او دور می شوند ممکن است این احتمال را در نظر بگیرد که این افراد دارای صمیمیت و نزدیکی عاطفی نیستند، آنها قادر به ایجاد همدلی نیستند و ممکن است نتوانند به ضعف های خود نگاهی کنند، آنها در ایجاد نزدیکی عاطفی فوق‌العاده اما در حفظ آن وحشتناک هستند و اگر فشار برای نزدیکی عاطفی زیاد شود، ممکن است از رابطه فرار کنند. بنابراین شاید بهتر باشد در انتخاب شریک عاطفی کمی بیشتر تامل کنید و سعی کنید شریکی را پیدا کنید و روی آن سرمایه گذاری کنید که از نظر عاطفی در دسترس و دارای ثبات عاطفی باشد.

مطالب مرتبط:

به این محتوا امتیاز دهید
0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها