نکات کلیدی این مطلب:
- تمرکز روی خودتان، پایه و اساس شما را تقویت میکند.
- اقدامات کوچک و ارادی که از رفاه شما پشتیبانی میکنند، خودخواهانه نیستند؛ آنها علم هستند.
- وقتی که شما با ثبات هستید و از منابع کافی برخوردار هستید، ظرفیت بیشتری برای کمک به دیگران دارید.
کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – وقتی کلمه خودمحور را میشنویم، معمولاً به عنوان توهین تلقی میشود. در فرهنگ ما، اگر کسی خودمحور خطاب شود، به این معنی است که او خودشیفته، خودخواه، خودبین و بیتفاوت به دیگران است.
از سنین پایین، به بسیاری از ما یاد داده میشود که نیازهای دیگران را بر نیازهای خودمان مقدم بداریم. به خصوص برای زنان و مراقبان، یک الگوی فرهنگی وجود دارد که فداکاری را تقریباً قهرمانانه جلوه میدهد در حالی که مراقبت از خود را زیادهروی جلوه میدهد. انگار که قرار دادن خودمان در اولویت، خیانت به دیگران است.
در حالی که جامعه اغلب این ایده را ترویج میدهد که ما باید از خودگذشته باشیم، چه میشود اگر خودمحور بودن (تمرکز بر خود) در واقع یکی از سخاوتمندانهترین کارهایی باشد که میتوانیم برای خود و دیگران انجام دهیم؟
وقتی از این منظر به آن فکر میکنیم، خودمحور بودن به معنای خودخواه بودن نیست. این به معنای تقویت بنیان ماست تا بتوانیم استوار و همسو با آنچه بیشترین اهمیت را دارد، بمانیم. همچنین راهی برای ارتباط با دانش درونیمان است. وقتی اینگونه متمرکز هستیم، به این معنی است که مطمئن شویم به نیازها، خواستهها و احساسات خود توجه داریم و به خودمان اجازه میدهیم کاری را انجام دهیم که به ما کمک میکند احساس ثبات داشته باشیم تا بتوانیم با ظرفیت بیشتری در کنار دیگران ظاهر شویم. (پیشنهاد میشود مطلب خودآگاهی و 7 راهکار علمی برای تقویت آن را مطالعه کنید.)

چگونه خودمحوری به شما کمک میکند تا در نظر دیگران بهتر جلوه کنید؟
وقتی مدتهاست نیازهای دیگران را برآورده میکنیم و به دیگران محبت میکنیم، قرار دادن خود در مرکز و گشودن خود برای دریافت، استراحت، بهبودی، مراقبت از خود یا حتی توجه به درون، میتواند ناآشنا و حتی خودخواهانه به نظر برسد.
در بخشیدن به دیگران زیبایی وجود دارد. سخاوت و خدمت، اجزای کلیدی سرزندگی و معنا هستند. با این حال، گاهی اوقات، ما در طول مسیر زندگی، رفاه و نیازهای خود را نادیده میگیریم و این به نفع هیچکس نیست. این میتواند هزینههای واقعی داشته باشد، از جمله فرسودگی شغلی، رنجش و جدایی از آنچه در اصل هستیم.
وقتی که ما تهی یا از هم جدا هستیم، سخت است که آن پدر یا مادر، همسر، همکار، رهبر یا دوستی باشیم که میخواهیم. سرمایهگذاری روی رفاه خودمان، از نظر جسمی، عاطفی و ذهنی، زیادهروی نیست؛ بلکه “خود-مدیریتی” است. با قرار دادن خودمان در مرکز، انرژی، شفافیت و حضور لازم برای مراقبت از آنچه که بیشترین اهمیت را دارد، ایجاد میکنیم. وقتی که ما به خوبی تأمین شده و در خودمان ثابت قدم هستیم، میتوانیم با شفقت، اثربخشی و عشق بیشتری ظاهر شویم. (پیشنهاد میشود مطلب مزایای عشق به خود را مطالعه کنید.)
بنابراین سوال این میشود که چه زمانی قلبهایمان را به درون خود معطوف میکنیم و نوری بر خود میتابانیم؟
بازسازی رابطهتان با خودتان
در ادامه، چند نکتهی پایه برای چگونگی تغییر از اولویت دادن همیشگی به دیگران، به اولویت دادن به خودمحوری سالم، آورده شده است:
- اول به خودت بپرداز: قبل از اینکه پذیرای خواستههای دنیا باشی و به دیگران کمک کنی، به ذهن، قلب و بدن خودت رسیدگی کن. این میتواند پیادهروی صبحگاهی، نوشتن خاطرات، تمرین قدردانی، گوش دادن به یک پادکست، لذت بردن از یک فنجان قهوه یا حتی پنج دقیقه سکوت باشد. سیستمها و روشهایی بسازید که به شما کمک کنند برای روز پیش رو احساس آرامش کنید و منابع کافی را تا پایان روز داشته باشید.
- برای «وقت خودم» برنامهریزی کنید: استراحت و وقت برای مراقبت از خود پاداش نیستند. اگر منتظر بمانیم تا تمام کارهای لیست کارهایمان تمام شود، هرگز برای خودمان وقت پیدا نخواهیم کرد. برای ریکاوری و بودن با خودتان وقت تعیین کنید. با مشخص کردن این زمان در تقویم خود، مانند هر جلسه مهم دیگری از آن محافظت کنید.
- ایجاد ایستهای بازرسی آگاهانه: در طول روز مکث کنید و از خودتان بپرسید: «چه احساسی دارم؟» و «الان به چه چیزی نیاز دارم؟» احترام به احساسات و نیازهایتان، حتی به روشهای کوچک، اعتماد و ثبات درونی را تقویت میکند.
- مشخص کنید که چه کسی هستید و چه کسی نیستید: برای بازگشت به درون و ارتباط با خودتان وقت بگذارید. وقتی در مورد ارزشها و آنچه که برای آن تلاش میکنید، شفافیت پیدا میکنید و اجازه میدهید اعمال روزانهتان آن را منعکس کنند، با صداقت زندگی میکنید. این همسویی، حضور واقعی در هر نقشی را که بر عهده دارید و اهمیت دادن به آنچه که بیشترین اهمیت را دارد، آسانتر میکند.
تمرینی برای کشف کردن آنچه میخواهید؟
واقعیت این است که بسیاری از ما زندگیهای پرمشغلهای داریم که در آن به واسطه اولویتها، نقشها و خواستههای رقیب به جهات بیشماری کشیده میشویم. آرام کردن و ایجاد فضایی برای نیازها و آنچه عمیقاً برای آن ارزش قائلیم، بدون احساس گناه، میتواند دشوار باشد.
همچنان که مسئولیتهایمان تکامل مییابند، به راحتی از خودمان دور میشویم و از آنچه واقعاً میخواهیم و از همه مهمتر است، فاصله میگیریم.
در زیر یک تمرین کوچک اما قدرتمند را به شما پیشنهاد میکنم:
- یک تکه کاغذ و یک خودکار بردارید و از خودتان بپرسید: «من چه میخواهم؟»
- در نوشتن کاملا آزاد باشید. نیازی به قضاوت یا ویرایش آنچه پیش میآید نیست.
ما طوری شرطی شدهایم که خواستههایمان را کوچک جلوه دهیم یا آنها را خودخواهانه بدانیم، که این میتواند در ابتدا باعث شود این سوال برایتان ناراحتکننده به نظر برسد. خیلی چیزها اغلب در زیر بار تعهدات، بایدها و انتظارات گم میشوند، اما توجه به خواستههایتان گامی مهم برای ارتباط مجدد با خودتان است.
نگاهی به لیست خود بیندازید. توجه کنید که آیا خواستههای شما مربوط به دیگران است؟ آیا مربوط به فقدان چیزی است؟ آیا مربوط به وجود چیزی است؟
خواستههای شما میتوانند شما را در جهت احساساتی که به دنبالشان هستید، هدایت کنند. شاید این احساسات آرامش بیشتر، ارتباط بیشتر، صلح بیشتر، انرژی بیشتر، نشاط بیشتر باشد. با نامگذاری آنها، به خودتان اجازه میدهید که آنها را دنبال کنید. (پیشنهاد میشود مطلب چگونه با خودمان صلح کنیم؟ را مطالعه کنید.)
سخن پایانی
خودمحوری به معنای غرق شدن در خود نیست. بلکه به معنای احترام به نیازها، احساسات و ارزشهای خود است تا بتوانید به بهترین شکل ممکن برای خود و دیگران ظاهر شوید.
آخرین یادآوری من این است که شما نیازمند نیستید؛ شما نیازهایی دارید. شما به خاطر احترام به نیازهایتان خودخواه نیستید؛ شما انسان هستید. وقتی اینگونه زندگی میکنید، دیگران را نیز به همین کار دعوت میکنید.
وقتی از احساس گناه و روایتهای منسوخشدهای که میگویند فقط میتوانیم به درون خود برگردیم و پس از رسیدگی به همه چیز و همه کس به نیازهای خودمان رسیدگی کنیم، دست برداریم، کشف میکنیم که خودمحور بودن (بخوانید: متمرکز بودن بر خود) میتواند یکی از سخاوتمندانهترین کارهایی باشد که میتوانیم انجام دهیم.
«پیشنهاد میشود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای آشنایی و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»
مطالب مشابه:
- هنر رها کردن
- تجسم منفی برای زندگی بهتر
- برای موفقیت در روابط، شفقت به خود را پرورش دهید
- تسلط بر خود، مسیر رسیدن به آرامش
- عشق به خود برای هر روز
- چگونه ارزش های خود را بشناسیم؟
- خودپنداره، آینه درونی واقعیت شما
- عشق به خود، زیربنای روابط قوی
- چرا کسی مرا دوست ندارد؟ چگونه ارزش خود را دوباره پیدا کنید؟
- چگونه خود را با تمام معایب دوست داشته باشیم
- قدرت کلمات و خودگویی
- 5 نکته برای احترام به خود
- 3 روش برای رسیدن به روشنگری از طریق سایه های خود
- چگونه رفتار قاطعانه داشته باشیم و از مرزهای خود دفاع کنیم؟