کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – گاهی آنچه ما را از روزهای سخت عبور میدهد، اتفاق بزرگی نیست که همین حالا در زندگیمان جریان دارد؛ بلکه چیزی است که قرار است اتفاق بیفتد. یک سفر کوتاه، دیدار با دوستی قدیمی، شروع یک کلاس، خرید کتابی که مدتها منتظرش بودهایم، یک روز استراحت، تماشای فیلم مورد علاقه یا حتی چند ساعت خلوتی که برای آخر هفته برنامهریزی کردهایم.
این تجربه ساده که «چیزی برای انتظار کشیدن» داشته باشیم، میتواند تأثیری بسیار بیشتر از تصور ما بر خلقوخو و نگاهمان به زندگی داشته باشد. گاهی لذت یک اتفاق، تنها به لحظه وقوع آن محدود نیست؛ بخشی از آن، پیش از رسیدن اتفاق و در روزها و لحظاتی شکل میگیرد که با اشتیاق به آن فکر میکنیم.
شاید به همین دلیل است که در بعضی دورههای زندگی، وقتی احساس میکنیم هیچ اتفاقی در پیش نیست، روزها یکنواختتر و سنگینتر به نظر میرسند.

انتظار همیشه یک تجربه منفعل نیست
وقتی از «منتظر بودن» صحبت میکنیم، معمولاً تصویری از بیعملی به ذهن میآید؛ انگار فرد نشسته و منتظر است تا اتفاقی از بیرون زندگیاش را تغییر دهد. اما نوع دیگری از انتظار وجود دارد که کاملاً متفاوت است: انتظار فعال و امیدبخش.
در این حالت، ما آگاهانه تصمیمی را برای آینده خود انتخاب میکنیم؛ تصمیمی هرچند کوچک که میتواند روزهای آینده را برایمان معنادارتر کند. برای مثال، ممکن است تصمیم بگیریم:
- جمعه صبح به کافه مورد علاقهمان برویم.
- برای یک سفر کوتاه برنامه ریزی کنیم.
- یک کتاب جذاب را برای شروع در تعطیلات کنار بگذاریم.
- با یکی از دوستانمان قرار ملاقات بگذاریم.
- در یک دوره آموزشی ثبت نام کنیم.
- برای رسیدن به یک هدف شخصی، قدمهای مشخصی تعیین کنیم.
- یا حتی فقط یک شب آرام و بدون مسئولیت را برای خودمان برنامه ریزی کنیم.
ممکن است این اتفاقها در نگاه اول کوچک به نظر برسند، اما همین «قرار داشتن تصمیمی در آینده» میتواند ذهن را از احساس توقف خارج کند.
مغز ما فقط از لذتِ رسیدن تغذیه نمیکند
بخش مهمی از تجربه لذت، در پیشبینی آن اتفاق رخ میدهد. تصور کنید برای دیدن یک دوست صمیمی که مدتها از او دور بودهاید، برنامهریزی کردهاید. ممکن است بارها پیش از آن دیدار به گفتگوها، خاطرات و لحظه ملاقات فکر کنید. به همین ترتیب، قبل از یک سفر، گاهی هفتهها و حتی ماهها از فکر کردن به مقصد، برنامه ریزی و تصور لحظههای آن لذت میبریم. به بیان دیگر، آیندهای که برایمان جذاب است، میتواند بر احساس امروز ما اثر بگذارد.
این موضوع نکته مهمی را آشکار میکند: برای بهتر شدن حالمان همیشه لازم نیست منتظر وقوع یک اتفاق بزرگ باشیم. گاهی میتوانیم با طراحی تجربههای کوچک اما معنادار، بخشی از احساس امید و اشتیاق را به زندگی روزمره خود بازگردانیم. (پیشنهاد میشود مطلب پنج بُعد اشتیاق که مسیر زندگی را روشن میکنند را مطالعه کنید.)
داشتن یک نقطه روشن در آینده
زندگی برای بسیاری از ما سرشار از کارهای تکراری، مسئولیتها و نگرانیهایی است که پایان مشخصی ندارند. ایمیلها تمام نمیشوند، کارهای خانه همیشه وجود دارند، نگرانیهای مالی ممکن است ادامه پیدا کنند و بسیاری از مسائل زندگی یک شبه حل نمیشوند.
در چنین شرایطی، اگر تمام توجه ما فقط بر وظایف و مشکلات متمرکز شود، ممکن است احساس کنیم زندگی به مجموعهای از کارهایی تبدیل شده که فقط باید آنها را انجام دهیم.
اما داشتن یک «نقطه روشن» در آینده، حتی اگر کوچک باشد، میتواند این چرخه را تا حدی تغییر دهد. این نقطه روشن لازم نیست گران، بزرگ یا هیجانانگیز باشد. مسئله اصلی این است که برای خود شما معنایی داشته باشد.
ممکن است برای یک نفر، بلیت یک کنسرت باشد و برای دیگری، یک عصر آرام در خانه. یک نفر مشتاق سفر باشد و فردی دیگر برای تمام کردن یک پروژه شخصی اشتیاق داشته باشد. آنچه اهمیت دارد این است که آینده، فقط مجموعهای از نگرانیها و مسئولیتها نباشد؛ بلکه چیزی در آن وجود داشته باشد که با شوق به استقبالش برویم.
چرا در بزرگسالی کمتر برای خودمان اتفاقهای هیجانانگیز میسازیم؟
کودکان و نوجوانان معمولاً چیزهای زیادی برای انتظار کشیدن دارند که میتواند شامل تعطیلات، جشن تولد، اردو، شروع تابستان یا یک برنامه خانوادگی باشد. اما با افزایش سن، زندگی بیشتر بر پایه وظایف سازماندهی میشود.
تقویم ما پر میشود از جلسات، مهلتهای کاری، پرداختها، قرارهای ضروری و مسئولیتها. به تدریج ممکن است برنامه ریزی برای لذت، استراحت یا تجربههای شخصی به چیزی تبدیل شود که «اگر وقت شد» به سراغ آن میرویم.
مشکل اینجاست که در زندگی پرمشغله، آن «اگر وقت شد» ممکن است هرگز نرسد. بنابراین گاهی لازم است همان طور که برای کار، مسئولیت و دیگران زمان تعیین میکنیم، آگاهانه برای چیزهایی که ما را خوشحال میکنند نیز جایی در آینده باز کنیم. این کار خودخواهی نیست، بلکه نوعی توجه به سلامت روان و کیفیت زندگی است.
منتظر زندگی بهتر نمانید
یکی از دامهای ذهنی رایج این است که خوشحالی را به آیندهای دور و نامعلوم موکول کنیم:
- «وقتی این مشکل حل شود، حالم بهتر میشود.»
- «وقتی پول بیشتری داشته باشم، زندگی میکنم.»
- «وقتی شغلم تغییر کند، آرام میشوم.»
- «وقتی همه چیز مرتب شود، برای خودم وقت میگذارم.»
اما زندگی معمولاً به نقطهای نمیرسد که همه چیز کاملاً مرتب و بدون مشکل باشد. اگر منتظر شرایط ایدهآل بمانیم، ممکن است سالها بگذرد بدون آنکه به خودمان اجازه تجربه کردن، لذت بردن و مشتاق بودن را داده باشیم.
شاید رویکرد مفیدتر این باشد که در کنار تلاش برای حل مسائل بزرگ، از خود بپرسیم که «در آینده نزدیک، چه چیز کوچکی میتوانم برای خودم بسازم که واقعاً مشتاقش باشم؟». این سؤال ساده میتواند آغاز یک تغییر مهم باشد. (پیشنهاد میشود مطلب نگذارید زخمهایتان تبدیل به داستان زندگی شما شوند را مطالعه کنید.)
تفاوت امید با خوشبینی غیر واقع بینانه
البته داشتن تصمیم یا چیزی برای انتظار کشیدن به این معنا نیست که باید مشکلات را نادیده بگیریم یا وانمود کنیم همه چیز خوب است. این رویکرد قرار نیست جایگزین حل مسئله، درمان مشکلات روانشناختی یا مواجهه با واقعیت شود.
امید سالم یعنی در کنار دیدن دشواریها، باور داشته باشیم که آینده هنوز میتواند تجربههایی ارزشمند در خود داشته باشد. ممکن است اکنون دوره سختی را پشت سر بگذاریم و همچنان برای یک اتفاق کوچک در هفته آینده مشتاق باشیم. ممکن است مشکلات جدی داشته باشیم و در عین حال، از فکر کردن به دیدار فردی که دوستش داریم، احساس خوبی کنیم.
زندگی فقط یک احساس واحد نیست. غم، نگرانی و دشواری میتوانند در کنار امید، اشتیاق و لذت وجود داشته باشند و شاید یکی از مهمترین مهارتهای روانی همین باشد که اجازه دهیم، حتی در میان روزهای دشوار، روزنههایی از آینده همچنان برایمان روشن باقی بمانند.
اشتیاق، زمان را متفاوت میکند
وقتی هیچ چیز خاصی پیش رو نداریم، زمان گاهی کشدار و تکراری به نظر میرسد. روزها شبیه هم میشوند و ممکن است احساس کنیم فقط از یک وظیفه به وظیفه بعدی حرکت میکنیم.
اما اشتیاق میتواند ساختار ذهنی ما نسبت به زمان را تغییر دهد. وقتی بدانیم در چند روز آینده اتفاقی داریم که برایمان ارزشمند است، ذهن ما یک نقطه مشخص برای نگاه کردن پیدا میکند. آینده دیگر کاملاً مبهم نیست. ما تصویری هرچند کوچک از چیزی داریم که میخواهیم به آن برسیم.
به همین دلیل است که برنامه ریزی برای یک تجربه لذت بخش، گاهی از خود آن تجربه طولانیتر اثر میگذارد. ما پیش از آن اتفاق، در طول انتظار با آن زندگی میکنیم و پس از وقوع نیز خاطرهاش را با خود نگه میداریم.
لازم نیست اتفاق بزرگی باشد
یکی از مهمترین نکات این است که منتظر ماندن برای یک اتفاق جذاب، نباید به هزینه زیاد یا شرایط خاص وابسته باشد. شما میتوانید برای خودتان موارد کوچکی برای انتظار کشیدن بسازید:
- امتحان کردن یک غذای جدید در پایان هفته
- شروع یک کتاب یا سریال مورد علاقه
- پیاده روی در مکانی متفاوت
- تماس با دوستی که مدتها با او صحبت نکردهاید
- خرید یک گل برای خانه
- یادگیری مهارتی که همیشه به آن علاقه داشتهاید
- اختصاص دادن یک روز به استراحت بدون احساس گناه
- برنامه ریزی برای یک سفر کوتاه
- شروع یک پروژه خلاقانه شخصی
- یا تعیین زمانی برای انجام کاری که همیشه به دلیل «مشغله» به تعویق افتاده است
نکته مهم این نیست که دیگران آن اتفاق را چقدر هیجانانگیز میدانند. سؤال مهمتر این است: آیا فکر کردن به آن، در من احساس اشتیاق ایجاد میکند؟
مراقب باشید لذت به یک وظیفه جدید تبدیل نشود
در عین حال، لازم نیست از «داشتن چیزی برای انتظار کشیدن» یک قانون سخت گیرانه بسازیم. قرار نیست همیشه برنامهای هیجان انگیز داشته باشیم یا از خودمان انتظار داشته باشیم که دائماً خوشحال و مشتاق باشیم.
گاهی خستگی داریم. گاهی دورهای از زندگی است که هیچ برنامه خاصی برایمان جذاب نیست. گاهی حتی نیاز اصلی ما، نه هیجان بیشتر، بلکه استراحت و آرامش است.
هدف این نیست که به خود بگوییم: «باید حتماً چیزی برای خوشحال شدن پیدا کنم.» هدف این است که به خود اجازه دهیم در صورت امکان، آگاهانه تجربههایی را وارد آیندهمان کنیم که زندگی را فقط به فهرستی از وظایف محدود نکنند. (پیشنهاد میشود مطلب با شناخت نقشه ذهنی خود، خودتان را کشف کنید را مطالعه کنید.)
چگونه از امروز چیزی برای انتظار کشیدن بسازیم؟
میتوانید با یک تمرین ساده شروع کنید. از خودتان بپرسید:
۱. در هفته آینده چه چیزی میتواند واقعاً خوشحالم کند؟
به اولین پاسخهایی که به ذهنتان میآید توجه کنید. شاید پاسخ شما بسیار ساده باشد.
۲. چه چیزی را مدام به تعویق میاندازم؟
گاهی اشتیاق ما پشت کاری پنهان شده که بارها گفتهایم: «بعداً انجامش میدهم.»
۳. آیا میتوانم همین امروز برای آن زمان مشخصی تعیین کنم؟
تفاوت زیادی بین یک آرزوی مبهم و یک برنامه واقعی وجود دارد. «یک روز باید بروم» با «شنبه ساعت ۵ میروم» یکسان نیست.
۴. آیا در آینده نزدیک، چیزی فقط برای خودم دارم؟
نه برای کار، نه برای دیگران و نه از سر اجبار؛ بلکه چیزی که انتخاب شخصی خودم است.
۵. کوچکترین قدم چیست؟
اگر امکان یک سفر بزرگ وجود ندارد، شاید بتوان یک گردش کوتاه برنامه ریزی کرد. اگر امکان تغییر بزرگی در زندگی نیست، شاید بتوان یک تجربه کوچک اما لذت بخش خلق کرد.
بخشیدن یک آینده کوچک به خودمان
شاید بتوان مفهوم اصلی را اینگونه خلاصه کرد که گاهی یکی از مهربانانهترین کارهایی که میتوانیم برای خود انجام دهیم، این است که چیزی را در آینده به خودمان هدیه بدهیم. هدیهای که ممکن است یک روز خاص، یک تجربه تازه، یک دیدار، یک استراحت یا قدمی در مسیر آرزوهایمان باشد.
ما نمیتوانیم همه اتفاقهای آینده را کنترل کنیم. نمیتوانیم تضمین کنیم که روزهای سخت هرگز نخواهند آمد. اما در بسیاری از موارد، میتوانیم انتخاب کنیم که آینده نزدیکمان فقط با کارها و نگرانیها پر نشود.
میتوانیم آگاهانه بگوییم:
«این اتفاق را برای خودم میخواهم. دوست دارم به رسیدنش فکر کنم. دوست دارم چیزی باشد که وقتی روز سختی دارم، بدانم هنوز در پیش رویم قرار دارد.»
گاهی همین فکر ساده، قدرتی شگفتانگیز دارد. نه به این دلیل که همه مشکلات را حل میکند، بلکه به این دلیل که به ما یادآوری میکند زندگی هنوز فقط آنچه امروز سخت و سنگین است، نیست. در میان روزهای معمولی و مسئولیتهای بیپایان، هنوز میتوان برای خودمان لحظههایی ساخت که آینده را کمی روشنتر، نزدیکتر و خواستنیتر کنند. (پیشنهاد میشود مطلب چگونه نگرانی از آینده مبهم را متوقف کنیم را مطالعه کنید.)
در پایان:
داشتن چیزی برای انتظار کشیدن، یکی از سادهترین اما عمیقترین راهها برای افزودن احساس امید و اشتیاق به زندگی روزمره است. لذت همیشه در لحظه رسیدن اتفاق شکل نمیگیرد؛ گاهی از همان زمانی آغاز میشود که تصمیم میگیریم چیزی ارزشمند را برای خودمان در آینده قرار دهیم.
این «چیز» لازم نیست بزرگ باشد. ممکن است یک قرار ساده، یک تجربه تازه، یک روز استراحت یا قدمی کوچک به سوی هدفی شخصی باشد. مهم این است که گاهی از خودمان بپرسیم:
آخرین باری که چیزی را با اشتیاق منتظر بودم، چه زمانی بود؟
و اگر پاسخ این سؤال خیلی دور است، شاید وقت آن رسیده باشد که منتظر نمانیم تا زندگی خودش اتفاقی هیجان انگیز برایمان بسازد. شاید بتوانیم از همین امروز، چیزی هرچند کوچک به خودمان بدهیم که مشتاقانه منتظرش باشیم.
منبع:
Luo et al. (2018) – Well-being and Anticipation for Future Positive Events
«پیشنهاد میشود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای آشنایی و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»
مطالب پیشنهادی:
- ۱۰ نگاه روان شناختی به ریشه اضطراب ما
- قرار نیست همه با انتخابهای شما موافق باشند
- ۵ عادت برای ساختن شادی پایدار در زندگی
- ۳ اشتباهی که نشاط زندگی را از شما میگیرد
- زندگی خوب؛ فراتر از مثبتاندیشی و حذف افکار منفی
- چرا مغز شما ساعت ۲ بامداد مکالمات قدیمی را دوباره پخش میکند؟
- بیداری معنوی؛ سفری از جدایی به سوی ارتباط عمیقتر
- تمرکز زدایی و شکستن چرخه پریشانی روانی
- آیا احساس گناه جنبه مثبتی هم دارد؟
- هدف ساده است اما شجاعت سخت
- ما زندگی میکنیم یا زندگی میشویم؟
- چرا باید به سندرم ایمپاستر خود تکیه کنیم؟
- غلبه بر عادت توضیح بیش از حد
- وقت آن رسیده است که امیدمان را زنده کنیم
- تنهایی، پنهان در پشت باورهای ما
- چه داستانی را برای خودتان تعریف میکنید؟