نکات کلیدی این مطلب:
- معنا از چارچوببندی چالشها به عنوان فرصتها حاصل میشود.
- هدف اغلب در فعالیتهای فرآیندمحور شکوفا میشود، جایی که فرآیند مهمتر از نتیجه است.
- هر از گاهی، به روند زندگی خود نگاه کنید و از خود بپرسید آیا من زمانم را برای شادابی و هدف بهینه میکنم؟
کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – شما میتوانید زمان بیشتری را صرف زندگی کردن و زمان کمتری را صرف زنده ماندن کنید. من معتقدم که خوشبختی ترکیبی از معنا و هدف است و هر دو برای ساختن زندگیای که اکثر ما آرزویش را داریم ضروری هستند. بیایید خوشبختی را تجزیه و تحلیل کنیم.
معنا، داستانی است که ما درباره گذشته برای خودمان تعریف میکنیم. افراد تمایل دارند تاریخچه خود را به صورت روایتهای قهرمانانه (داستانهایی از غلبه بر مشکلات و آسیبها) قالببندی کنند. آنها چالشها را نه به عنوان بنبست، بلکه به عنوان فرصتهایی برای توسعه خود میبینند. اگر به موانع حال و آینده به همین شکل نزدیک شوید، حس قوی معنا را در خود پرورش خواهید داد. از سوی دیگر، اگر همین موانع را غیرقابل عبور بدانید (مثلا شما را ناامید یا شکستخورده میکند) در معرض خطر گرفتار شدن در روایت فردی قربانی قرار میگیرید. چرخه معیوبی که شادابی زندگی را تضعیف میکند.
در مقابل، هدف مربوط به حال و آینده است، نه گذشته. هدف، فعالیتهایی است که وقت خود را با آنها پر میکنید، فعالیتهایی که به شما احساس سرزندگی میدهند. هدف اغلب در فعالیتهای فرآیندمحور شکوفا میشود، جایی که خودِ مسیر مهمتر از نتیجه است. در این لحظات، شما به وفور زندگی میکنید و از هر قدم لذت میبرید، نه اینکه با اضطراب به دنبال مقصد باشید.
بنابراین، خوشبختی از دو عنصر در هم تنیده پدیدار میشود که شامل ایجاد حس معنابخشی برای گذر از سختیها و پرورش هدف برای لذت بردن از زمان حال میباشد. وقتی به حس «کافی بودن» رسیدید (اعتماد به نفس مبنی بر اینکه از قبل کافی هستید) هدف، آسان و گسترده میشود. دیگر نیازی نیست با کسب دستاوردهای بیشتر، خودتان را ثابت کنید. (پیشنهاد میشود مطلب قوانینی برای تعریف هدف و معنای زندگی را مطالعه کنید.)

معنا + هدف = شادابی
اگر این فرمول را بپذیرید، برنده شدن در بازی زندگی به طرز شگفتآوری ساده میشود. همه ما میدانیم که زمان محدود است. شما نمیتوانید آن را بخرید، بفروشید یا متوقف کنید. تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که در محدوده زمان زندگی کنیم. این یکی از حقایق اساسی زندگی است، ما یک روز به دنیا میآییم و روز دیگر میمیریم و کنترل بسیار کمی بر گذر زمان در این میان داریم.
اما ما یک اهرم اساسی داریم. ما میتوانیم انتخاب کنیم که چگونه زمانی را که داریم بگذرانیم. ممکن است بگویید «حداقل یا تا حدودی»، و حق با شماست زیرا زندگی مسئولیتهایی را تحمیل میکند (امرار معاش، نگهداری از خانه، حمایت از اعضای خانواده و…). فداکاریها اجتنابناپذیرند، ممکن است من 40 ساعتی را که هر هفته در محل کار میگذرانم دوست نداشته باشم، اما از راحتی خانهام و غذای تازهای که میتوانم بخرم لذت میبرم. زندگی پر از بده بستان است.
بردن بازی زندگی به معنای به حداقل رساندن این بده بستانها در طول زمان است. تا جایی که میتوانید وقت خود را صرف کارهایی کنید که دوست دارید و تا جایی که میتوانید وقت کمتری را صرف کارهایی کنید که از آنها متنفرید.
واقعاً به همین سادگی است. هر از گاهی، به روند زندگی خود نگاه کنید و از خود بپرسید آیا من زمانم را برای شادابی و هدف بهینه میکنم؟. شما میتوانید رویکردهای مختلفی را در پیش بگیرید. فعالیتهای رضایتبخش بیشتری را در شبها و آخر هفتهها اضافه کنید، در صورت امکان تعهدات منزجرکننده را کم کنید و در صورت لزوم جایگزین کنید (شغل خود را تغییر دهید، محله خود را عوض کنید، سرگرمی متفاوتی را تجربه کنید و…).
برخی ممکن است اعتراض کنند و بگویند: «این عالی به نظر میرسد، اما بدون پول، غیرواقعی است.» من تا حدودی مخالفم. پول ابزار قدرتمندی است و با مقدار کافی از آن، میتوانید کارهایی را که دوست ندارید برونسپاری کنید، زودتر بازنشسته شوید و برای آنچه از همه مهمتر است، وقت بگذارید. این نهایتِ تفریق است: رها کردن خود از ضرورت تا بتوانید شادی و نشاط را دنبال کنید.
با این حال، کمبود پول مانعی غیرقابل عبور نیست. منابع دیگر (جوانی، انرژی، سلامتی، زمان، جامعه) میتوانند به شما کمک کنند تا در بازی زندگی پیروز شوید. حتی اگر شغل خود را دوست ندارید، هنوز میتوانید صبح جمعه ساعتهایی را برای انجام سرگرمی یا پروژه مورد علاقه اختصاص دهید. شما میتوانید در میان تعهدات، شروع به افزودن هدف به زندگی خود کنید.
روابط اجتماعی، خانوادگی و حمایتی اغلب بر نفوذ پول غلبه میکنند. فرض کنید از شغلتان در یک فست فود متنفرید و 60 ساعت در هفته کار میکنید تا فقط بتوانید یک آپارتمان کوچک برای خودتان اجاره کنید. آیا میتوانید با خواهر یا برادرتان در همان نزدیکی زندگی کنید و اجاره خانهتان را به نصف کاهش دهید؟ ناگهان، 40 ساعت کار در هفته امکانپذیر میشود و زمان بیشتری برای دنبال کردن پروژههای خلاقانهای که قبلاً کنار گذاشته بودید، باقی میماند. (پیشنهاد میشود مطلب کنجکاوی، راهنمای شما برای معنا و تحقق را مطالعه کنید.)
درک خوشبختی تنها گام اول است؛ به کارگیری این دانش جایی است که بازی واقعی زندگی آغاز میشود. افرادی که دارای هدف قوی هستند، دیگر احساس نمیکنند که مجبورند خود را صرفاً از طریق دستاوردها ثابت کنند. آنها میتوانند با نشاط و شادابی هدفی را دنبال کنند که مبتنی بر فرآیند و رضایت باشد.
بنابراین، برنده شدن در بازی زندگی به بهینهسازی روند زندگی شما بستگی دارد. فعالیتهای هدفمندتری که دوست دارید و تعهدات کمتری که از آنها میترسید. در اوایل بهینهسازی روند زندگی خود، ممکن است فقط تا حدی موفق شوید. با این حال، با گذشت زمان، این تعادل باید به طور فزایندهای به سمت شادی و معنا متمایل شود.
تصور کنید چه تأثیری خواهد داشت پس از یک روز، یکسال یا یک دهه، روزی از خواب بیدار شوید و متوجه شوید که بیشتر وقت خود را صرف کارها و فعالیتهایی میکنید که دوست دارید. شما در حال برنده شدن در بازی زندگی هستید و این اسمش خوشبختی است.
«پیشنهاد میشود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای شناخت و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»
مطالب مشابه:
- آیا روشنبینی میتواند به معنای پذیرش بیاهمیت بودن خودمان باشد؟
- معنا و مفهوم کهن الگوها یا آرکاتایپها (Archetypes) + تست
- داستان سرایی، پلی میان معنا و هدف
- احساس سرزندگی بیشتر با فکر کردن به مرگ
- معنای عمیق تر آگاهی
- چه زمانی ندانستن بهتر از دانستن است؟
- 7 راهکار برای مقابله با احساس آشفتگی در زندگی
- تعریف مجدد موفقیت در زندگی
- 3 ایده از ارسطو برای ساختن یک زندگی خوب
- 7 نشانه تغییر مثبت زندگی
- آیا برای تغییر در زندگی خود آماده هستید؟
- رمزگشایی ریشه ها و هدف منتقد درونی
- ترس را بشکنید تا آزادی را بسازید
- تجسم منفی برای زندگی بهتر
- توهم سرعت بیشتر در زندگی
- آگاهی، کلید زندگی کامل