کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – زندگی پیوسته در حال تغییر است. از تغییر فصلها گرفته تا جابهجایی خانه، تغییر مدرسه، دوستیها، شرایط خانوادگی و حتی احساسات درونی، هیچ چیز ثابت نمیماند. اگرچه بزرگسالان نیز گاهی با تغییرات زندگی دستوپنجه نرم میکنند، اما برای کودکان این تغییرات میتوانند بسیار گیجکننده، ترسناک و حتی آسیبزا باشند. از آنجا که کودکان هنوز در حال شکل دادن به درک خود از جهان پیرامون هستند، مواجهه با تغییر بدون راهنمایی درست میتواند احساس ناامنی و اضطراب ایجاد کند. بنابراین، کمک به کودکان برای کنار آمدن با تغییر، یکی از مهمترین مسئولیتهای والدین، مربیان و مراقبان است.

چرا تغییر برای کودکان دشوار است؟
کودکان به روالها، تکرار و پیشبینیپذیری وابستگی زیادی دارند. برنامههای روزمره به آنها احساس امنیت میدهد و به کمک آنها جهان را قابل فهم میکنند. زمانی که این روالها به هم میریزند، کودک ممکن است احساس کند کنترل اوضاع را از دست داده است. برای مثال، تغییر مدرسه میتواند به معنای از دست دادن دوستان، معلم آشنا و محیطی امن باشد. حتی تغییرات به ظاهر کوچک، مانند عوض شدن ساعت خواب یا غیبت یکی از والدین، ممکن است واکنشهای شدید احساسی در کودک ایجاد کند.
از سوی دیگر، کودکان اغلب واژگان و مهارتهای لازم برای بیان احساسات پیچیده خود را ندارند. در نتیجه، اضطراب ناشی از تغییر ممکن است به شکل رفتارهای پرخاشگرانه، گوشهگیری، شبادراری، افت تحصیلی یا وابستگی بیش از حد بروز کند. درک این نکته که چنین واکنشهایی اغلب نشانه ناتوانی کودک در کنار آمدن با تغییر است، اولین گام در کمک مؤثر به اوست.
نقش بزرگسالان در آموزش پذیرش تغییر
کودکان بیش از هر چیز از رفتار بزرگسالان الگو میگیرند. اگر والدین یا مربیان در مواجهه با تغییرات زندگی مضطرب، ناامید یا خشمگین شوند، کودک نیز یاد میگیرد که تغییر امری تهدیدکننده است. در مقابل، زمانی که بزرگسالان با آرامش، انعطافپذیری و امید با تغییر برخورد میکنند، کودک میآموزد که تغییر بخشی طبیعی از زندگی است و میتوان با آن سازگار شد.
صحبت کردن صادقانه با کودک درباره تغییر، متناسب با سن و درک او، اهمیت زیادی دارد. پنهان کردن واقعیت یا کوچک شمردن احساسات کودک میتواند اعتماد او را تضعیف کند. بهتر است به کودک توضیح داده شود که چه چیزی در حال تغییر است، چرا این تغییر اتفاق میافتد و چه چیزهایی همچنان ثابت باقی میمانند؛ مانند محبت والدین یا حمایت خانواده. (پیشنهاد میشود مطلب تاثیر منفی غریزه والدین بر تربیت فرزندان را مطالعه کنید.)
تقویت هوش هیجانی و تابآوری
یکی از مؤثرترین راهها برای کمک به کودکان در مواجهه با تغییر، تقویت هوش هیجانی و تابآوری آنهاست. تابآوری به معنای توانایی بازگشت به تعادل پس از تجربه سختیهاست. کودکی که تابآوری بیشتری دارد، بهتر میتواند با ناامیدی، ترس و عدم قطعیت کنار بیاید.
برای تقویت این مهارت، لازم است به کودکان اجازه داده شود احساسات خود را تجربه و بیان کنند. گفتن جملاتی مانند «میفهمم که ناراحت هستی» یا «طبیعی است که از این تغییر بترسی» به کودک نشان میدهد که احساساتش پذیرفته شده و ارزشمند است. همچنین میتوان به کودک کمک کرد تا برای احساساتش نام پیدا کند؛ این کار به او کمک میکند مدیریت بهتری در برابر تغییر داشته باشد. (پیشنهاد میشود مطلب چگونه کودکانی تاب آور و انعطاف پذیر تربیت کنیم را مطالعه کنید.)
ایجاد حس کنترل و مشارکت
تغییر زمانی ترسناکتر میشود که کودک احساس کند هیچ کنترلی بر اوضاع ندارد. اگرچه بسیاری از تغییرات اجتنابناپذیرند، اما میتوان کودک را تا حد امکان در فرایند تصمیمگیری مشارکت داد. برای مثال، اگر خانواده قصد اسبابکشی دارد، میتوان از کودک درباره چیدمان اتاق جدید یا انتخاب رنگ دیوار نظر خواست. همین مشارکتهای کوچک میتواند احساس توانمندی و امنیت را در کودک تقویت کند.
همچنین آموزش مهارت حل مسئله به کودکان کمک میکند تا به جای احساس درماندگی، به دنبال راهحل باشند. پرسیدن سؤالاتی مانند «فکر میکنی چه کاری میتواند این وضعیت را بهتر کند؟» کودک را به تفکر فعال و سازنده تشویق میکند. (پیشنهاد میشود مطلب نقش والدین در شکل گیری هویت مستقل در کودکان را مطالعه کنید.)
استفاده از داستان، بازی و مثالهای ملموس
کودکان از طریق داستانها و بازیها بهتر مفاهیم پیچیده را درک میکنند. استفاده از کتابهای داستانی که موضوع تغییر، رشد و سازگاری را مطرح میکنند، میتواند ابزار بسیار مفیدی باشد. شخصیتهایی که با چالشهای مشابه روبهرو میشوند و در نهایت راهی برای کنار آمدن پیدا میکنند، به کودک امید و الگو میدهند.
بازیهای نمایشی نیز فرصت خوبی برای پردازش احساسات فراهم میکنند. کودک ممکن است در بازی نقشها، ترسها و نگرانیهای خود را به شکلی غیرمستقیم بیان کند. بزرگسالان با مشاهده و همراهی در این بازیها میتوانند درک عمیقتری از دنیای درونی کودک به دست آورند. (پیشنهاد میشود مطلب مزایای بازی کودکان در خارج از منزل را مطالعه کنید.)
آموزش اینکه تغییر میتواند فرصت باشد
اگرچه نباید احساسات منفی کودک را نادیده گرفت، اما میتوان به تدریج به او نشان داد که تغییر همیشه به معنای از دست دادن نیست و گاهی فرصتهای تازهای به همراه دارد. آشنا شدن با دوستان جدید، یادگیری مهارتهای تازه یا کشف تواناییهای پنهان، همگی میتوانند از دل تغییر متولد شوند.
این آموزش باید واقعبینانه و تدریجی باشد. هدف این نیست که کودک را مجبور کنیم همیشه مثبت فکر کند، بلکه این است که بداند احساس ناراحتی و امید میتوانند همزمان وجود داشته باشند.
در پایان:
تغییر تنها اصل ثابت زندگی است و کودکان دیر یا زود با آن روبهرو خواهند شد. نقش ما بهعنوان بزرگسال این نیست که کودکان را از تغییرات زندگی محافظت کنیم، بلکه این است که آنها را برای مواجهه سالم و سازنده با تغییر آماده کنیم. با ایجاد محیطی امن، پذیرنده و حمایتی، آموزش مهارتهای عاطفی، الگوسازی رفتاری مناسب و مشارکت دادن کودکان در فرایندهای تغییر، میتوانیم به آنها کمک کنیم تا نهتنها از تغییر نترسند، بلکه آن را بخشی طبیعی از رشد و زندگی بدانند. کودکانی که یاد میگیرند با تغییر کنار بیایند، در آینده بزرگسالانی انعطافپذیرتر، آگاهتر و توانمندتر خواهند بود.
«پیشنهاد میشود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای آشنایی و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»
مطالب مشابه:
- نصیحت شوپنهاور به کودکان و نوجوانان بااستعداد
- نقش والدین در تصویر سازی کودکان از بدن خود
- کمک به کودکان خجالتی برای ارتباط با دیگران
- رکود اقتصادی و کودکان قربانی؛ آیندههایی که در خطر هستند
- ایجاد انگیزه یادگیری در کودکان با 8 نکته مهم
- گفتگو با کودکان و نوجوانان درباره آشفتگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی
- بیش فعالی کودکان (ADHD)
- 7 حرفی که آسیب جدی به روان کودکان میرساند
- 4 کلمه جادویی برای تسکین بحران کودک عصبانی
- گفتگو با کودکانی که از درد روانی رنج میبرند
- والدین چگونه به عزت نفس کودکان آسیب میرسانند
- 10 آسیب مشترک کودکانی که نقش والدین را ایفا میکنند
- نیمه تاریک توانمندسازی کودکان
- خصلتهایی که کودکان ما را نابغه میکنند
- کمال گرایی، دشمن موفقیت کودکان
- 4 نکنه مهم برای آگاهی از احساسات کودکان